ود بلكه فاطمه بالاتر از جمال و زيبايى است، همانا دخترم فاطمه بهترين اهل زمين از جهت عنصر و هيئت، شرف و نسب، كرامت و بزرگوارى است».

باز هم ابراهيم جوينى با ده سند از سعيد بن جبير، و او از ابن عباس نقل مى كند: روزى رسول خدا نشسته بود، حسن و حسين و فاطمه و على (عليهم السلام) را در اطراف خود جمع كرد، وقتى كه پيامبر هر كدام آنان را مى ديد گريه مى فرمود و به نزد خود طلب مى كرد، اصحاب عرض كردند: يا رسول خدا شما نديدى يكى از آنان را مگر اينكه گريه كردى، براى چه گريه فرمودى؟ بعد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در جواب آنان راجع به حالات زندگى و فضائل آن بزرگواران فرمايشات و بياناتى فرمود كه جهت اختصار و اصل هدف فقط حالات زندگى و فضائل حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ذكر مى شود. حضرت فرمود:

«و اما ابنتى فاطمة فانها سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين و هى بضعة منى و هى نور عينى و هى ثمرة فؤادى و هى روحى التى بين جنبى و هى الحوراء الانسية متى قامت فى محرابها بين يدى ربها جل جلاله زهر نورها لملائكة السماء كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض و يقول الله عز و جل لملائكته يا ملائكتى انظروا الى امتى فاطمة سيدة امائى قائمة بين يدى ترعد فرائضها من خيفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى.

اشهدكم انى قد امنت شيعتها من النار. و انى لما رأيتها ذكرت ما يصنع (بها) بعدى كأنى بها و قد دخل الذل بيتها و انتهكت حرمتها و غصب حقها و منعت ارثها و كسر جنبها و أسقطت جنينها و هى تنادى يا محمداه فلا تجاب و تستغيث فلا تغاث، فلا تزال بعدى محزونة مكروبة باكية فتذكر انقطاع الوحى من بيتها مرة و تتذكر فراقى اخراى و تستوحش اذا جنها الليل لفقد صوتى التى كانت تستمع اليه اذا تهجدت بالقرآن، ثم ترى نفسها ذليلة بعد ان كان فى ايام ابيها عزيزة و عند ذلك يؤنسها الله تعالى فيناديها بما نادى به مريم ابنة عمران.

فيقول: يا فاطمة ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين، يا فاطمة اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين، ثم يبتدى ء بها الوجع فتمرض فيبعث الله عز و جل اليها مريم ابنة عمران تمرضها و تؤنسها فى علتها فتقول عند ذلك يا رب انى قد سئمت الحياة تبرمت باهل الدنيا فالحقنى بابى يلحقها الله عز و جل بى فتكون اول من يلحقنى من اهل بيتى، فتقدم على محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة، يقول رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) عند ذلك: اللهم العن من ظلمها و عاقب من غضبها و ذلل من اذلها و خلد فى نارك من ضرب جنبها حتى القت ولدها فتقول الملائكة عند ذلك آمين». [ فرائد السمطين، ج 2، ص 34 و 35، حديث 371 و اين حديث را خوارزمى در مقتل الحسين و ابن بابويه در امالى، ص 112 بيان كرده اند. ] «پيامبر اسلام فرمود: اما دخترم فاطمه، همانا او پيشواى زنان جهان از اولين آخرين است، او پاره ى تن من است، او نور دو چشم من او ميوه ى قلب من است، و او روحى است در بين دو پهلوى من، و او فرشته اى است به صورت انسان، هر زمانى كه در پيشگاه خداوند جل و علا در محراب عبادت خود مى ايستد نور او ملائكه ى آسمان را روشنايى مى دهد چنانكه نور ستارگان به اهل زمين و روشنايى مى دهند. و خداوند بلند مرتبه خطاب به ملائكه مى فرمايد: اى ملائكه ى من به كنيز من فاطمه پيشواى كنيزانم نگاه كنيد كه در مقابل من ايستاده است و فرايض و نمازش را از جهت ترس من انجام مى دهد و با قلب و ضميرى پاك به عبادت رو آورده است. گواه مى گيرم شما را بر اينكه من پيروان و شيعيان او را از آتش جهنم ايمن ساختم و نجات دادم. و پيامبر فرمود: همانا وقتى او را ديدم به ياد آوردم آن چه را كه بعد از من براى وى پيش مى آيد و گويا من آن را مى بينم و در آن حالت هستم.

آدم هاى پست و خبيث به خانه ى او داخل مى شوند و حرمت و احترام او را هتك مى كنند و حق او را غصب مى كنند، و او را از ارث پدرى منع مى كنند و پهلوى او را مى شكنند، و فرزند و جنين او را ساقط مى كنند، در حالى كه او فرياد مى كند يا محمداه كسى جواب او را نمى دهد و استغاثه و فرياد مى كند كسى به فريادش نمى رسد، پس فاطمه بعد از من هميشه غمگين و ناراحت و گريان است، يك دفعه قطع شدن وحى را از خانه ى خود يادآور مى شود و دفعه ى ديگر فراق و جدايى مرا به ياد مى آورد، زمانى كه شب او را فرا گيرد و صداى قرآن خواندنم را ديگر نمى شنود، وحشت مى كند.

پس از آن كه در روزگار پدرش عزيز و محترم بود خود را ذليل و خوار مى بيند، در آن وقت است كه خداوند با وى مأنوس و مونس او مى شود، خداوند با او صحبت مى كند همان گونه كه با مريم دختر عمران صحبت كرده است خداوند خطاب به فاطمه! مى فرمايد: اى فاطمه همانا خداوند تو را برگزيد و پاك و پاكيزه ساخت و تو را بر همه ى زنان جهان برترى داد، اى فاطمه اطاعت پروردگارت را بكن و براى من سجده كن براى من با راكعين ركوع بكن، سپس بيمار مى شود، خداوند عزيز و جليل مريم دختر عمران را به نزد او مى فرستد تا از او پرستارى كند و در بيماريش مونس او باشد.

در آن وقت فاطمه مى گويد: پروردگارا از زندگى دنيا خسته و سير شدم و از اهل دنيا دل تنگ و ملول و آزرده شدم، پس مرا به پدرم ملحق فرما، خداوند او را به من ملحق مى فرمايد، فاطمه اولين كس از اهل بيت من است كه به من ملحق مى شود و از دنيا مى رود و بر من وارد مى شود در حالى كه اندوهگين و افسرده و اندوهناك و غمناك مورد ستم و آزار قرار گرفته و كشته شده است، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در آن وقت فرمود: بار الها كسانى كه به فاطمه ظلم كردند بر آنان لعنت فرست و كسانى كه به فاطمه ستم كردند مؤاخذه و عذاب كن و كسانى كه فاطمه را خوار كردند آنها را خوار و ذليل كن و كسانى كه در به پهلوى او زدند تا فرزندش را سقط نمود در آتش جهنمت مخلد گردان، در آن وقت ملائكه آمين مى گفتند.» در اين روايت عجيب، پيامبر رحمت فضيلت هاى زير را براى بانوى نمونه اسلام بيان فرموده است:

1- فاطمه (سلام الله عليها) بهترين زنان جهان از اولين و آخرين است.

2- فاطمه (سلام الله عليها) فرشته اى است به صورت انسان.

3- فاطمه (سلام الله عليها) وقتى در پيشگاه خداوند مى ايستد نور وى ملائكه ى آسمان ها را روشن مى كند.

4- خداوند خطاب به ملائكه مى فرمايد فاطمه (سلام الله عليها) بهترين كنيزان من است قلب او پر از عبادت من مى باشد.

5- خداوند با فاطمه (سلام الله عليها) حرف مى زند همان طور كه با مريم صحبت و تكلم كرده است.

6- از همه بالاتر خداوند مريم عمرانى را مى فرستد كه از او پرستارى كند و مونس تنهايى وى باشد و همان صفات برجسته اى را كه در سوره ى آل عمران (آيه 42 ) براى مريم بيان فرموده به فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) خطاب مى فرمايد.

7- خداوند دعاى فاطمه (سلام الله عليها) را به اجابت مى رساند و او را كه (تحمل فراق پدر را نداشت و تحمل بى عدالتى ها و به انحراف كشانيدن اسلام و نيز به هدر رفتن 23 سال زحمات پيامبر را در راه انجام رسالت نداشت) به پدر گراميش ملحق مى فرمايد.

خدايا اين حديث و بيانات پيامبر را آنهايى كه 