فتخار مى كردند پيامبر از ماست دختران ما، همسران پيامبر هستند. نديدند و نشنيدند، براى رياست و مقام حق گهر تابناك رسالت را غصب كردند و خانه ى او را آتش زدند و فرزندش را كشتند و مقام ولايت را هتك كردند، وقتى انسان بيانات پيامبر را ملاحظه مى كند و حركات و كارهاى آنان را بررسى مى نمايد به اين نتيجه مى رسد كه آنها اصلا اسلام و رسالت را و ولايت را قبول نداشتند و همان كسانى بودند كه جز رياست و مقام و جمع كردن قناطير چيز ديگرى نمى دانستند و به قول ائمه ى معصومين (عليهم السلام) دوست داشتن چيزى انسان را كور و كر مى كند. [ حب الشيى ء يعمى و يصم. ] آرى آنها دوست داران مقام و قدرت بودند، خدا نكند كه قدرت و مقام چشم بصيرت و بينايى انسان را كور بكند، آن وقت اهانت به دختر گرامى پيامبر مى كند، بلكه بالاتر مقام پروردگار را هم انكار مى كند و رسالت و معاد را منكر مى شود.

بدخشى با سندى از ابن عباس نقل كرده كه ابن عباس گفته است:

«قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم افضل نساء أهل الجنة خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله و سلم.» [ نزل الابرار بدخشى، ص 45. ] «رسول خدا فرمود: برترين زنان اهل بهشت خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) مى باشند.

جوينى خراسانى مى گويد: وقتى كه نبى مكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) به معراج رفت آسمان ها را ديد و در بهشت سير كرد و بعد از آن كه بر زمين هبوط و نزول فرمود مدت زمانى گذشت.

«ثم ان فاطمة- عليها السلام- أتت النبى- صلى الله عليه و آله و سلم- فقالت: بابى انت و امى يا رسول الله ما الذى رأيت لى؟ فقال لى: يا فاطمة، انت خير نساء البرية، و سيدة نساء اهل الجنة- الحديث». [ فرائد السمطين، ج 1، ص 47 حديث 13. ] «بعد فاطمه (سلام الله عليها) خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و عرض كرد: پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا چه مقام و فضيلتى را براى من در معراج ديدى؟ پيامبر براى من (فاطمه) فرمود: اى فاطمه تو بهترين زنان هستى و سرور زنان اهل بهشتى.» بحرانى از عايشه و غير عايشه و آنها از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل كردند: «انه قال «يا فاطمة ابشرى فان الله اصطفاك على نساء العالمين و على نساء الاسلام و ه و خير دين» [ عوالم العلوم البحرانى، ج 3، ص 46. ] «پيامبر خطاب به فاطمه فرمود: اى فاطمه بشارت مى دهم همانا خداوند تو را بر تمام زنان جهانيان و زنان اسلام (كه آن بهترين دين است) پسنديده و برگزيده است.»

محبت و دوستى پيامبر به فاطمه

محبت و عشق، قوى ترين جاذبه در ميان دو موجود است. در قانون معروف جاذبه كه بر عالم ماده حكومت مى كند، آمده است: «هر مقدار جرم اجسام زيادتر، و فاصله ى آنها كمتر باشد جاذبه ى آنها بيشتر است» اين قانون در جهان معنى و معنويت و محبتهاى الهى هم حاكم مى باشد، يعنى هر قدر شخصيت ها والاتر و فاصله ها كمتر باشد اين محبت و عشق قويتر مى گردد.

با اين تقاوت كه در جهان ماده گاهى اختلاف و تضاد علت جاذبه است، مانند دو الكتريسيته ى مثبت و منفى، ولى در جهان ارواح و معنويت هر قدر سنخيت و تشابه بيشتر باشد اين جاذبه نيرومندتر و فعال تر است و تضاد در كار نيست، بلكه تضاد باعث دورى است.

با توجه به اين مقدمه كوتاه كه از كتاب جاذبه و دافعه ى مرحوم شهيد مطهرى و كتاب زهرا (عليهاالسلام) برترين بانو از آية الله مكارم شيرازى نقل به مضمون شده است، به سراغ احاديثى مى رويم كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) تا چه حد به دختر عزيزش فاطمه (سلام الله عليها) اظهار عشق و علاقه و محبت مى كرد و او را دوست مى داشت.

بخارى در صحيح خود در كتاب بدء الخلق در باب مناقب قرابت رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و منقبت فاطمه (سلام الله عليها) مى گويد:

«روى بسنده عن المسور بن مخرمة ان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال: فاطمة بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى». [ صحيح بخارى، كتاب بدأ الخلق ص 2 و فيض القدير، ج 4، ص 421. ] «مسور بن مخرمه مى گويد: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: فاطمه پاره ى تن من است، پس كسى كه او را ناراحت بكند و به غضب بياورد، مرا ناراحت كرده و به غضب آورده است.» و مناوى نيز در كتاب فيض القدير اين حديث را بيان كرده و گفته است.

سهيلى به اين حديث استدلال كرده است مبنى بر اينكه اگر كسى به فاطمه فحش بدهد و يا اهانت به وى بكند كافر است، براى اينكه سب و فحش دادن به فاطمه هم او را و هم پيامبر را ناراحت مى كند و بعد مى گويد: همانا فاطمه افضل و برتر از شيخين مى باشد.

اينكه فاطمه (سلام الله عليها) برتر از شيخين مى باشد جاى شك و ترديد نيست و اما اينكه سهيلى گفته است كه فاطمه (سلام الله عليها) برتر از شيخين است شايد منظور وى اين است كه اگر كسى به شيخين فحش بدهد و يا اينكه احترام شان نكند كافر نمى شود، ولى اگر به زهرا (سلام الله عليها) فحش بدهد كافر مى شود. و نسائى در خصائص خود (ص 35) همين روايت بخارى را ذكر كرده است.

باز هم بخارى حديثى را از مسور بن مخرمة و او از پيامبر اسلام روايت مى كند:

«انه قال- اى النبى صلى الله عليه و آله و سلم- فانما هى فاطمة بضعة منى يريبنى ما ارابها و يؤذينى ما آذاها». [ كنز العمال، ج 12، ص 105 الى 112، 34243 و صحيح بخارى، كتاب النكاح، باب ذب الرجل عن ابنته و احمد حنبل هم در مسند خود، ج 4، ص 328 و ابونعيم در حلية الاولياء، ج 2، ص 40، روايت كرده اند. ] «پيامبر اسلام فرمود: همانا فاطمه پاره اى از وجود و هستى من است هر كس او را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است و هر كسى او را آزار دهد مرا آزرده است.» و اين حديث را ابوداود هم در صحيح خود در جلد 12، در باب ما يكره ان يجمع بينهن من النساء بيان كرده است.

مسلم در صحيح خود در باب فضائل فاطمه (سلام الله عليها) با سندى از مسور بن مخرمه روايت كرده است: «قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم انما فاطمة بضعة منى يؤذينى ما آذاها». [ صحيح بخارى جلد... كتاب بدا الخلق ص 2 و منادى در فيض القدير جلد 4، ص 421. ] «مسور بن مخرمة گفته است: پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همانا فاطمه پاره اى از وجود من است، آزار مى دهد مرا آن چه فاطمه را آزارد.» و فخر رازى در تفسير كبير خود در تفسير آيه مودة در سوره شورى (چنانكه بحث آن گذشت) مى گويد: «يؤذينى ما يؤذيها [ تفسير فخر رازى، ج 27، ص 165 الى 166. ] اذيت مى كند مرا آن چه كه فاطمه را اذيت مى كند». و باز فخر رازى در سوره ى معارج در تفسير آيه «و فصيلته التى تؤيه [ ترجمه: و هم خويشاوندان قبيله اش كه هميشه حمايتش كردند.» ] گفته است: «فاطمه بضعة منى» [ تفسير فخر رازى، ج 30، ص 126. ] «فاطمه پاره اى از وجود و هستى من است» باز هم مسلم در باب فضائل فاطمه (سلام الله عليها) به سند از مسور بن مخرمة روايت مى كند:

«حدثنا عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال فيه: فانما ابنتى- يعنى فاطمة عليها السلام- يريبنى ما ارابها و يؤذينى ما آذاها». [ صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل فاطمه. ] «مسور حديثى ر