 عدل و داد و احسان خواهد كرد همان طور كه پر از ظلم و ستم و بى عدالتى شده است.

چند نكته و مطلب از اين حديث به دست مى آيد، از جمله اين كه فاطمه (سلام الله عليها) كه عالمه و اهل حديث بوده است چرا بالاى سر پيامبر گريه مى كند؟ گريه هاى زهرا براى چه بوده است؟ آيا فقط براى اين بوده كه پدر را از دست مى دهد؟ اگر براى از دست دادن پدر بوده است آيا فاطمه كاتب وحى نخوانده كه خداوند فرموده است: «كل نفس ذائقة الموت» [ سوره ى آل عمران، آيه ى 185 و سوره ى انبياء آيه ى 35 و سوره ى عنكبوت، آيه ى 57. ] و يا «كل شى ء هالك الا وجهه» [ سوره ى قصص، آيه 88. ] و يا زهرا كه خود مفسر قرآن داراى صحيفه ى عظيمى است و تمام آيات قرآن را تفسير و تمام احكام خداوند را تجزيه تحليل فرموده و به اعتراف پيامبر خو محدثه و حديث كننده احكام خداست و بر او هم احكام خدا الهام مى شده، اين آيه ى مباركه را ملاحظه نفرموده است؟ «ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسول افان...» [ سوره ى آل عمران، آيه ى 144. ] همه ى اينها كه گفته شد زهراى اطهر (سلام الله عليها) مى دانسته، چرا كه خود اهل حديث مبلغ احكام الهى و مفسر قرآن خدا و به قول پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) زهرا يك شعبه از دين اسلام بوده است. بنابراين چرا بالاى سر پدر گريه مى كند؟ پس گريه هاى آن حضرت فقط براى اينكه وجود و جسم مبارك پدر را ديگر نمى بيند؛ نيست، بلكه گريه ها و اشكهاى پاك بى بى براى سرنوشت اسلام و بيست و سه سال رنج و مشقت پيامبر است، گريه ها (چنانكه از جواب پيامبر هم به دست مى آيد) براى ضايع شدن مسير ولايت و امامت است و بر خلاف نص صريح خداوند عمل كردن است، زهرا (سلام الله عليها) كه عالم به اسرار الهى است گويا مى بيند كه بعد از پيامبر چه بر سر اسلام و ولايت و امامت مى آورند، لذا اگر گفته شود گريه هاى زهرا براى اين است كه قبلا پيامبر اسلام فرموده است: زهرا جان بعد از من مصيبت ها و رنج هايى براى تو به وجود مى آورند، صبر كن. و يا اينكه گريه براى محسن شهيد و زدن در به پهولى مباركش بوده است، اين را هم منكر نمى شويم،ولى تمام گريه ها براى اينها نيست.

بلكه براى اين است كه زهرا (سلام الله عليها) مى بيند كه هنوز روح مبارك پيامبر به ملكوت اعلى و بهشت پرواز نكرده و پيامبر زنده است و دستور مى دهد كه مركب و شانه ى گوسفند برايم بياوريد تا اينكه چيزى براى شما بنويسم ولى آن يكى بر خلاف كلام خدا در قرآن «و النجم اذا هوى ما ضل صاحبكم و ما غوى و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى». [ سوره ى نجم، آيات 1 الى 4. ] «قسم به ستاره ى ثرياى نبوت چون فرود آيد كه صاحب شما محمد مصطفى هيچگاه در ضلالت و گمراهى نبوده است و هرگز به هواى نفس سخن نمى گويد، سخن او غير وحى خدا نيست»، مى گويد: «حسبنا كتاب الله و هذا الرجل...» كتاب خدا ما را كافى است و اين مرد...» لذا زهرا (سلام الله عليها) مى بيند كه هنوز پيكر پاك پيامبر به خاك سپرده نشده مسير رسالت و نبوت به انحراف كشانده مى شود و حقوق مادى و معنوى ولايت و منصب الهى كه خداوند توسط پيامبرش به على (عليه السلام)اعطا فرموده ضايع و پايمال مى شود؛ آرى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) علم الهى داشت و از اسرار غيبى مطلع بود و محل نزول ملائكة الله و مهبط وحى بود و لذا جريان هايى كه بعد از پيامبر به وجود آمد، گويا مى ديدند. و نكته ديگر اين حديث اين است كه پيامبر با عظمت اسلام پاره ى تنش را دلدارى مى دهد و نوازش مى كند و فضيلت هاى هفتگانه را بيان مى فرمايد: فاطمه جان ناراحت نباش، خداوند اين افتخار را به ما اهل بيت (مخصوصا) به تو داده است كه دو فرزند تو سيد و آقاى جوانان اهل بهشت هستند و مهدى موعود از آنان به وجود خواهد آمد؛ مثل اينكه پيامبر به فاطمه اش مى خواهد بگويد: فاطمه جان براى حوادث و جريان هاى بعد از من ناراحت نباش، منجى عالم بشريت از دامن پاك و مطهر تو خواهد آمد و حقوق به غارت رفته ى مسلمين و پابرهنگان و مستضعفين زمين را از گلوى كثيف ظالمان و ستم پيشگان بيرون خواهد آورد.

فاطمه جان صبر كن و ناراحت نباش، مى بينم كه بعد از من حصون اسلام و تشيع دژ محكم قرآن و ولايت را هتك حرمت مى كنند و منزل وحى و مهبط ملائكةالله را آتش مى زنند و پهلوى صاحب اسرار الهى را مجروح مى كنند و نسبت هاى ناروايى به مقام ولايت و امامت و عصاره ى آيه هاى تطهير، مودت، هل اتى، قربى، مباهله و كوثر الهى مى دهند، ولى بدان دست انتقام الهى با ظهور قائم آل محمد مهدى موعود (عليه السلام) بيرون خواهد آمد و كسى كه در را به پهلوى اسرار هستى و آفرينش و اسماءالله و كوثر اين امت كوبيد، مجازات خواهد كرد.

فاطمه جان مهدى (عليه السلام) از دامن پاك و مقدس تو خواهد آمد و سرچشمه ى زلال رسالت و امامت و عصمت و طهارت را كه به دست بدخواهان آلوده و به انحراف كشيده شده است به مسير حقيقى و واقعى خودش هدايت مى كند و به سر منزل مقصود مى رساند.

آرى اينكه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بالاى سر پدر گريه مى كند فقط براى حقوق ضايع شده شخصى و فردى نيست، براى اين است كه بى بى دو جهان مى بيند كسانى به عنوان صحابه و ياران پيامبر هستند كه بارها پيامبر آنان را در ميدان هاى رزم و عمل آزموده ثابت شده است كه مرد ميدان نيستند، بلكه دوست داران قدرت و مقام و زر و زور هستند و چه بسا كه فقط منتظرند پيامبر رحمت از دنيا رحلت كند.

پيامبر در روزهاى پايان عمر در شدت بيمارى و تب دستور فرمود: همه به فرماندهى اسامه براى جنگ آماده شوند و فقط على (عليه السلام) بماند و ديگران اگر از فرمان اسامه سرپيچى كنند لعنت خدا و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر آنها باد. و لى يك عده به بهانه ى اين كه اسامه جوان است و پيامبر يك فرد جوان را فرمانده ما قرار داده است از فرمان پيامبر سر باز مى زنند و به مدينه بر مى گردند؛ لذاست كه بى بى اشك مى ريزد و به فكر آينده ى اسلام و ولايت الهى على (عليه السلام) است و پيامبر او را مژده ى مجازات منافقين به دست انتقام الهى، مهدى موعود (عجل الله تعالى فرجه الشريف) مى دهد.

يعنى آن كسى كه ايمن كننده و نجات دهنده ى صالحين و خوبان و بلند كننده ى ناتوان شده ها و خوار و ذليل كننده ى گردن كشان و هلاك كننده ى شاهان و قلدران و جانشين كننده ى ديگران به جاى آنها و در هم كوبنده ى ستم گران و جباران و نابود كننده ى ستم پيشگان دريابنده ى فراريان و مؤاخذه كننده ى ظالمين (مخصوصا آنها كه در به پهلوى مادرش زدند) و دادرس دادخواهان و برطرف كننده ى حاجت و نياز نيازمندان و معتمد قلب شكسته ى مؤمنين و شيعيان، آن كسى كه بر پا كننده ى دولت كريمه و محترمه عزت دهنده ى اسلام و مسلمين و خوار كننده ى نفاق و منافقين و پيروان شان و آن كسى كه كرامت دهنده ى پيروان راستين مى باشد، خواهد آمد.

در حد توان مناسب ديده شد درباره علت گريه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و سرور زنان جهانيان يك مقدار بحث و بررسى شود، اميد است از اصل موضوع دور نشده باشيم.

اينك چند روايت مختصر و خلاصه از كتب ا