ل سنت در پايان اين فصل ذكر مى شود:

قندوزى در ينابيع المودة از قول مسلم مى گويد:

«انما فاطمة بضعة منى يؤذينى ما آذيها، و يسرنى ما اسرها» [ ينابيع المودة، ص 171، باب 55. ] «فاطمه (سلام الله عليها) پاره ى وجود و هستى من است، آن چه او را آزار دهد مرا آزار مى دهد و آن چه او را مسرور و شادمان كند مرا مسرور مى كند.» و ابن حجر و قندوزى و زرندى با سندى از عمر بن عبدالعزيز نقل كرده اند:

«أن الثقة، حدثنى كأنى سمعته من رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- و انه قال: «انما فاطمة بضعة منى يسرنى ما يسرها، و يبغضنى ما يبغضها». [ الصواعق المحرقة، ص 138 و ينابيع المودة، ص 173 و نظم درر السمطين زرندى، ص 176. ] «شخصى مورد اطمينان براى من حديث كرد و گويا آن شخص، آن حديث را از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيده كه فرموده است: «همانا فاطمه پاره ى وجود و هستى و روح من است، آن چه او را خوشحال كند مرا هم خوشحال مى كند و آن چه او را ناراحت بكند مرا هم ناراحت مى كند. و زبيدى در كلمه (سعف) گفته است: روى فى الحديث:

«فاطمة بضعة منى، يسعفنى ما يسعفها اينالنى ما ينالها و يلم بى ما يلم بها». [تا ج العروس، ج 6، ص 139 و النهاية، ج 2، ص 368 و مجمع البحرين و لسان العرب، ج 9، ص 159. ] «در حديث روايت شده است: فاطمه تكه اى از وجود من است، هر چه او را برسد مرا هم مى رسد و هر چه او را رنج بدهد مرا هم رنج مى دهد.» اين بود نمونه هايى از روايات اهل سنت و جماعت كه درباره ى فضيلت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از زبان مبارك پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در مأخذ و كتب معتبر آنها آمده است. البته روايت ها و احاديثى كه از لسان درربار فرزندان سرور زنان دو عالم، ائمه معصومين (عليهم السلام) آمده است و خيلى از آنان را بزرگان اهل سنت هم در مأخذهاى خود ذكر كردند، بيش از حد و اندازه است ولى در اين كتاب مشى بر اين بوده، رواياتى كه سند آنها به غير از دوازده ائمه پاك (عليهم السلام) مورد قبول صد در صد اهل سنت است، بيان شود.وظايف فاطمه زهرا در خانه و عبادات و تسبيح آن حضرت

سيده ى زنان عالم فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از خانه ى خود به خانه شوهر رفت،اين تغيير مكان و منزل از بيت نبوت و رسالت به منزل ولايت و امامت و خلافت و وصايت انجام شد؛ بانوى دو عالم بعد از آن كه مدتى از عمر شريف و نجيب خود را در سايه ى نبوت پدر بزرگوارش گذراند، سپس قرين و همنشين امامت و امام شد.

زندگى فاطمه (سلام الله عليها) در خانه ى شوهر غرق در نور و نورانيت و جمال و زيبايى معنوى بود، براى اينكه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) در محيط و جوى زندگى مى كرد كه آنجا را قداست و پاكيزگى و طراوت و شادابى احاطه كرده بود.

آن خانه ى ارزشمند را عظمت زهد در عين سادگى و بى پيرايگى در زندگى در بر گرفته بود؛ و از طرف ديگر برتر از تمام آن چه ياد شد، همسر مهربان و با وفايش على (عليه السلام) كه در امور دين و دنيا همراه و ياور وى بود و چه عظمت دارد زندگى زناشويى كه در آن،انديشه و تفكر و نحوه ى نگرش به اهداف زندگى هماهنگى كامل وجود داشته باشد و هماهنگى از دو طرف باشد، هم از طرف شوهر و هم از طرف زن.

هماهنگى در زندگى على و زهرا (عليهماالسلام) نبايد مورد تعجب واقع شود، چرا كه طرفين قدر و منزلت و موقعيت يكديگر را به خوبى مى دانستند، يعنى از طرفى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) موقعيت و منزلت عالى همسر خويش را در نزد خداى تعالى مى دانست و همانند يك فرد مسلمان كه به امام خويش احترام مى كند از امام و مولاى خود على (عليه السلام) احترام مى كرد. بلكه فراتر و فزونتر از آن، زيرا وى را صاحب ولايت مطلقه و عظمى و خلافت كبرى و عزيزترين و محبوبترين انسانها در نزد رسول خدا، برادر و وارث و وصى آن بزرگوار و داراى مواهب درخشان و سابقه ى نيكو در اسلام مى دانست.

از طرف ديگر على (عليه السلام) هم فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را احترام زيادى مى كرد، نه از آن جهت كه همسر وى است، بلكه وى را محبوبترين انسانها در نزد رسول خدا سيده ى زنان عالم و نورى مى دانست كه جدا شده از نور پروردگار است و آن كسى كه خداوند به خاطر وى كتاب وجود و هستى را باز فرموده است و در نهايت او را مجموعه ى فضيلت ها و عظمت ها مى دانست.

پس خانه اى كه اين دو زوج گرامى با آن عظمتى كه هر كدام در نزد پروردگار دارند، معلوم است كه آن خانه چه ارزش و فضيلت معنوى را دارا هست. خانه اى كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) در آن سكونت داشت آن قدر داراى قداست و روحانيت و فضيلت هاى ربوبى بود كه علامه مجلسى از انس بن مالك و بريره نقل مى كند: هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) اين آيه ى را خواند: «فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له بالغدو و الاصال». [ در خانه هايى (مانند معابد و مساجد و منازل انبياء و اولياء) خدا رخصت داده كه آنجا رفعت يابد و در آن ذكر نام خدا شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند. (سوره ى نور، آيه ى 35). ] مردى برخاست و سؤال كرد: يا رسول الله اين خانه ها كدامند؟ فرمود: خانه هاى انبيا، سپس ابوبكر برخاست و پرسيد، اى رسول الله آيا اين خانه (اشاره به خانه على و فاطمه نمود) نيز از همان خانه هاست؟ فرمود: آرى و از برترين آنان است. و ابن عباس گويد: در مسجد پيامبر بوديم كه قاريى آيه ى «فى بيوت اذن الله...»را تلاوت كرد، پرسيدم: اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) اين خانه ها كدام خانه ها هستند؟ فرمود،: خانه هاى انبيا و سپس به دست خويش به خانه ى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) اشاره فرمود.

براى اينكه ميزان و اندازه ى احترام و تعظيم رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) نسبت به خانه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روشن و مشخص گردد به روايات زيادى كه در فصل هاى گذشته و مخصوصا در دو فصل (مقام زهرا در نزد خدا و زهرا برترين بانو) گذشت مراجعه شود كه پيامبر وقتى وارد خانه ى فاطمه مى شود اجازه مى خواهد و بدون اجازه وارد نمى شود و اين عظمت و ارزش خانه ى فاطمه و خود فاطمه را مى رساند اى كاش ديگران هم اين عظمت را يك در هزار درك مى كردند.

در بعضى روايات از مناقب ابن شهر آشوب نقل شده كه على (عليه السلام) فرمود: «والله فاطمه را غضبناك نكردم و وى را در هيچ امرى دل چركين ننمودم تا زمانى كه خداى تعالى وى را از دنيا برد و او نيز نافرمانى مرا در هيچ كار ننمود و مرا خشمناك نكرد و هر لحظه كه به وى مى نگريستم حزن واندوه از وجودم رخت بر مى بست».

اين خانه و خانواده يكى از كامل ترين خانواده ها از جهت سعادت معنوى و ملجأ پناهگاه همه ى بى پناهان و مظلومان است و اين بيت، بيت النور است و بيت الله است و بيت الانبياء است و از همه ى خانه ها و بيوت فضيلت آن بالاتر است. براى نمونه دو روايت را يادآور مى شويم.

سيوطى در تفسيرش مى گويد:

«أخرج ابن مردويه عن انس بن مالك و بريدة قال قرأ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هذه الآية «فى بيوت اذن الله...» فقام اليه رجل فقال اى بيوت هذه يا رسول الله قال بيوت