 الانبياء فقام اليه ابوبكر فقال يا رسول الله هذا البيت منها (لبيت على و فاطمة) قال من افاضلها». [ تفسير الدرالمنثور سيوطى، ج 5، ص 50. ] «ابن مردويه از انس بن مالك و بريده روايت كرده است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) اين آيه «در خانه هايى مانند معابد و مساجد و منازل انبيا خداوند رخصت داده است...» را قرائت فرمود، مردى بلند شد و عرض كرد اى رسول خدا اين خانه ها كدام خانه هايند، پيامبر فرمود: خانه هاى پيامبران است، ابابكر بلند شده عرض كرد: اى رسول خدا آيا اين خانه (اشاره به خانه على و فاطمه) از آن خانه هاست؟ پيامبر فرمود: بلى از آنهاست و بلكه از بهترين آنهاست».

در روايتى از ابى حمزه ثمالى آمده است:

«قال أبوجعفر عليه السلام لقتادة: من انت؟ قال أنا قتادة ابن دعامة البصرى فقال له ابوجعفر عليه السلام: انت فقيه اهل البصرة؟ قال: نعم فقال له ابوجعفر عليه السلام: ويحك يا قتادة ان الله خلق من خلقه فجعلهم حججا على خلقه فهم اوتاد فى ارضه قوام بامره نجباء فى علمه اصطفاهم قبل خلقه اظللة عن يمين عرشه قال: فسكت قتادة طويلا ثم قال: اصلحك الله و الله لقد جلست بين يدى الفقهاء و قدامهم فما اضطرب قلبى قدام واحد منهم ما اضطرب قدامك، فقال له ابوجعفر عليه السلام: أتدرى اين انت؟ بين [ ظاهرا دو تا «بين» است. ] يدى «بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح...» فانت ثم و نحن اولئك فقال له قتادة: صدقت والله جعلنى الله فداك والله ما هى بيوت حجارة و لا طين و الحديث». [ تفسير نور اليقلين، ج 3، ص 609 و 610. ] «قتاده خدمت امام باقر (عليه السلام) بوده است. امام باقر (عليه السلام) به قتاده فرمود: شما كى هستى؟ قتاده در جواب عرض مى كند: من قتاده فرزند دعامه بصرى هستم. ابوجعفر (عليه السلام) به قتاده فرمود: تو فقيه اهل بصره هستى؟ عرض مى كند: بلى من فقيه اهل آن محل هستم. بعد امام باقر (عليه السلام) فرمود:واى بر تو اى قتاده همانا خداوند از آفريده هاى خود خلقى را آفريده است و آنها را حجت و دليل و راهنما براى مخلوقات خود قرار داده است پس آنان به منزله ميخ ها در زمين خدا و برپا كننده ى امر خدا هستند آنان قبل از آفرينش در علم خداوند پسنديده و برگزيده شده اند. و آنان سايه هاى طرف راست عرش خدا هستند.

(ابى حمزه ى ثمالى گفته است) پس از فرمايشات امام باقر (عليه السلام) قتاده سكوت طولانى نمود و عرض كرد: خداوند كار تو را اصلاح بگرداند قسم به خدا هر آينه من با خيلى از فقها نشستم و با آنها بحث ها داشتم و اين مقدار كه قلب من جلوى شما مضطرب شده و شگفت زده شدم جلوى هيچ كدام آنها نشدم.

پس امام باقر (عليه السلام) به قتاده فرمود: آيا مى دانى كجا هستى؟ در برابر همانها هستى كه خدا درباره ى آنها فرمود: خانه هايى كه خداوند رخصت داده است در آنها نام خدا برده شود و تسبيح و تنزيه او بشود الخ پس تو آن هستى كه گفتى (فقيه اهل بصره) و ما اين هستيم كه قرآن مى گويد، بعد قتاده عرض كرد: قسم به خدا راست و حقيقت گفتى خداوند مرا فداى تو قرار بدهد، قسم به خدا اين خانه ها، خانه هاى سنگى و گلى نيستند (بلكه خانه هاى وحى و ايمان و هدايت و سعادت است)».

شما خواننده گرامى خود قضاوت كن آيا خانه امام باقر (عليه السلام) خانه ى كيست؟ آيا همان خانه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) نيست كه پيامبر در جواب ابابكر فرمود كه خانه ى فاطمه و على بالاتر و بهتر از خانه ى انبياست؟ ولى در اينجا مجال بحث بيشتر درباره ى اينكه به چه علت و دليل خانه ى فاطمه بهتر از خانه انبياست، نيست.

على و فاطمه (عليهماالسلام) كارهاى خانه را تقسيم نمودند، كارهاى خانه (خمير كردن، آب كشيدن، بچه دارى و تميز كردن) به عهده ى زهراست و هيزم آوردن و خريد خانه به عهده على (عليه السلام) است. و فاطمه در خانه ى على بچه دارى مى كند و آب مى كشد و آسياب مى نمايد و غذا درست مى كند و زحمات زيادى را به تنهايى انجام مى دهد، ولى عبادت و شب زنده دارى و در محراب مخصوص خودش راز و نياز و دعا براى مؤمنين و پيروزى اسلام و سرفرازى مسلمين را هم فراموش نمى كند، سرور زنان عالم با آنكه در منزل خسته و رنجور مى شود ولى وقتى كه على (عليه السلام) به خانه مى آيد آن چنان چهره ى بشاش و شاداب دارد كه وقتى چشم مباركش به چهره ى زيبا و نورانى زهرا (سلام الله عليها) مى افتد همه ى خستگى و ناملايمات و رنج هاى او برطرف مى شود و مثل اينكه على (عليه السلام) هيچ ناراحتى نداشته است.
 بد نيست وظايفى را كه فاطمه (سلام الله عليها) در خانه على (عليه السلام) انجام مى داد از زبان خود مولى بشنويم:

«در ذخائر العقبى محب الدين طبرى از قول على (عليه السلام) آمده است:

عن على عليه السلام قال كانت فاطمة ابنة رسول الله صلى الله عليه و سلم اكرم اهله عليه و كانت زوجتى فجرت بالرحا حتى أثرت بيدها و استقت بالقربة حتى اثرت بنحرها و قمت البيت حتى اغبرت ثيابها و او قدت تحت القدر حتى دنست ثيابها و اصابها من ذلك ضرر فسمعنا ان رقيقا أتى بهم الى النبى صلى الله عليه (و آله) و سلم فقلت لو اتيت اباك فسئلته خادما يكفيك فاتته فوجدت عنده حداثا فاستحت فرجعت فغدا علينا و نحن فى لعافنا فجلس عند رأسها فادخلت رأسها فى اللفامتا حياء من ابيها فقال ما كان حاجتك الى آل محمد فسكتت مرتين فقلت انا و الله احدثك يا رسول الله انه هذه جرت عندى بالرحا حتى اثرت فى يدها و استقت بالقربة حتى اثرت فى نحرها و قمت البيت حتى اغبرت ثيابها و اوقدت القدر حتى دكنت ثيابها. و بلغنا انه اتاك رقيق و خدم فقلت لها سليه خادما. فقال الا ادلكما على خير مما سألتما.

اذا أخذتما مضاجعكما تكبرا اربعا و ثلاثين، و تسبحا ثلاثا و ثلاثينى، و تحمدا ثلاثا و ثلاثين فهو خير لكما من خادم يخدمكما». [ ذخاير العقبى، ص 50 و 51 و حلية الاولياء، ج 2، ص 41 و بخارى، باب خمس، فصل ان الخمس النوائب رسول الله. ] «از على (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: مى خواهم ماجرايى از فاطمه برايت نقل كنم و آن اينكه فاطمه ى زهرا عزيزترين عزيزان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در خانه من بود، اين بانو آن قدر با آسياب آرد كرد تا دستهايش پينه بست و آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبيد تا اينكه لباسهايش غبارآلود شد. و آن قدر زير ديگ آتش بر افروخت تا لباسش كثيف و گردآلود گرديد و به همين علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنيديم غلام چندى خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) آوردند، به فاطمه گفتم: اگر وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از اين همه رنج و محنت آسوده شوى.

پس فاطمه ى زهرا خدمت رسول خدا رفت، ملاحظه كرد كه گروهى با ايشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون اينكه با پدر سخنى بگويد به خاطر شرم و حيا بازگشت.على (عليه السلام) فرمود: چون رسول خدا مى دانست كه فاطمه ى زهرا براى حاجت نيازى مراجعه كرده است، لذا خود به منزل ما آمد، ما در بستر استراحت بوديم، وى بالاى سر فاطمه ى زهرا نش