لا ادلك على ما هو خير لك من خادم! تسبحين الله ثلاثين و تحمدين ثلاثين، و تكبرين اربعا و ثلاثين حين تأخذين مضجعك». [ در كنز العمال، ج 15، باب چهارم معايش متفرقه، الفصل الاول فى النوم، ص 332 به ترتيب حديث هاى شماره 41268 و 41271 و 41272 آمده است و حديث اول را ابوداود در كتاب خراج در باب مواضع الخميس حديث 2988. و حديث دوم را مسلم در كتاب الذكر باب التسبيح اول النهار حديث 2028 و حديث سوم را مسلم در كتاب الذكر حديث 2027 ذكر كرده اند و باز هم متقى هندى در صفحه هاى 343 و 344 به شماره هاى 41309 و 41410 و 41312 از على (عليه السلام) و به شماره هاى 411311 و 41313 از انس و أبى هريره نقل كرده است. ] از أبى هريره نقل كرده است.

«و تو را بر چيزى بهتر از خادم راهنمايى مى كنم! هنگامى كه در بستر خوابت بودى سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمد لله و سى و چهار بار الله اكبر بگو كه بهتر از خادم است.» و نيز از على (عليه السلام) نقل كرده است:

«ألا ادلكما على خير مما سألتما! اذا أخذتما مضاجعكما فكبر الله اربعا و ثلاثين، و احمد الله ثلاثين و سبحا ثلاثا و ثلاثين، فان ذلك خير لكما من خادم ».

«آيا شما را بر بهتر از آن چيزى كه خواستيد راهنمايى بكنم؟ وقتى كه به رختخواب رفتيد سى و چهار بار الله اكبر و سى سه بار خدا را حمد و سى و سه بار خدا را تسبيح بگوييد همان براى شما بهتر از خادم است».

در رابطه با آيه ى شريفه ى «و لسوف يعطيك ربك فترضى» [ سوره ى ضحى، آيه ى 5. ] سيوطى مى گويد:

«اخرج العسكرى فى المواعظ و ابن مردويه و ابن لال و ابن النجار عن جابر بن عبدالله قال: «دخل رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم على فاطمة و هى تطحن بالرخى و عليها كساء من حملة الابل فلما نظر اليها قال يا فاطمة تعجلى فتجرعى مرارة الدنيا لنعم الآخر: غدا فانزل الله و لسوف...» [ الدرالمنثور السيوطى، ج 6، ص 361. ] «رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر فاطمه (سلام الله عليها) وارد شد در حالى كه او با دست خود آسياب مى كرد و لباسى از پشم شتر بر تن داشت، وقتى كه پيامبر به فاطمه (سلام الله عليها) نگاه كرد فرمود: اى فاطمه تلخى و سختى دنيا را پيشاپيش براى شيرينى آخرت بچش و تحمل كن كه خداوند نازل فرموده است:به زودى مقام شفاعت را به تو عطا خواهم كرد.» خواجه عبدالله انصارى در تفسير كشف الاسرار از جعفر بن محمد مى گويد:

«دخل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم على فاطمة عليها السلام و عليها كساء من ثلة الابل و هى تطحن بيدها و ترضع ولدها فدمعت عينا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم لما ابصرها، فقال: «يا بنيتاه تعجلى مرارة الدنيا بحلاوة الآخرة فقد انزالله على و لسوف يعطيك ربك فترضى» [ كشف الاسرار، ج 10، ص 524 و عين همين روايت كشف الاسرار را الشيخ اسماعيل الحقى برسوى در تفسير روح البيان، ج 10 ، ص 455 آورده ولى سندى روايت را ذكر نكرده و فقط گفته است: روى ان رسول الله... الخ. ] «امام صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر فاطمه (سلام الله عليها) وارد شد در حالى كه بر وى لباسى از (نخستين پشم و مو و كرك) شتر بود و آسياب مى كرد و فرزندش را هم شير مى داد، رسول خدا وقتى كه فاطمه را به آن حالت ديد اشكهايش جارى شد و فرمود: اى دخترم مرارت ها و تلخى هاى دنيا را براى شيرينى و نعمت هاى سرشار آخرت بچش و به تحقيق خداوند بر من نازل فرموده است. «به زودى پروردگارت مقام شفاعت را به تو عطا كند تا راضى و خشنود شوى».

اين حديث را ثعلبى در تفسير خود ذكر كرده است و علامه مجلسى در جلد دهم بحارالانوار بيان كرده و اصل اين روايت با روايتى كه متقى هندى در كنز العمال سيوطى در درالمنثور و خواجه در كشف الاسرار و برسوئى در روح البيان ذكر كرده اند از نظر محتوى اختلاف ندارند ولى از نظر كلمات و الفاظ اختلاف اندكى وجود دارد.

خواننده ى گرامى از مجموع اين احاديث، منقول از كتب اهل سنت، دانستى كه سيده ى زنان عالم فاطمه ى زهرا (عليهاالسلام) نزديكترين انسان به رسول گرامى اسلام بود و اتصال ارتباط اين بزرگوار به پيامبر مكرم طبق قاعده ى منطقى ارتباط جزء به كل بود و يا اتصال جزئى از چيزى به جزء ديگر از همان چيز، لذا دوستى و علاقه ى اين دو وجود شريف و پاك و اين پدر و دختر نمونه، به حد اعلى و بالاترين درجه رسيده بود و به همين دليل است كه رسول خدا به دختر گرانقدرش بهترين و مقبولترين اعمال را مى آموزد و به بهترين رويه ها راهنمائى مى كند و كاملترين معارف را به وى ياد مى دهد.

محب الدين طبرى از أبى هريره نقل كرده است:

«قال جائت فاطمة الى رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم تسأله خادما فقال لها قولى اللهم رب السموات السبع و رب الارضين السبع و رب العرش العظيم ربنا و رب كل شى ء خالق الحب و النوى منزل التوراة و الانجيل و الفرقان اعوذ بك من كل شيى ء انت آخذ بناصيته انت الاول فليس قبلك شيى ء و انت الآخر فليس بعدك شيى ء و انت الظاهر فليس فوقك شيى ء و انت الباطن فليس دونك شيى ء اقض عنا الدين و اعننا من الفقر.» [ ذخاير العقبى، ص 49 و 50 و مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 157 و المعرفة الصحابه، مناقب فاطمه و التلخيص الذهبى پاورقى مستدرك همن صفحه و كنز العمال، ج 15، ص 345 حديث 4131 و تذكرة الخواص، ص 280 و بخارى هم در صفحه ى خود بيان كرده است. ] «ابى هريره گفته است: فاطمه خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و از وى خادمى خواست، پيامبر به فاطمه فرمود: اين دعا را بخوان: بار خدايا تو پروردگار آسمان هاى هفتگانه و پروردگار هفت طبقه زمين و پروردگار عرش بزرگ هستى، پروردگار ما و پروردگار همه ى اشياء و شكافنده ى دانه از زمين و نازل كننده ى تورات و انجيل و فرقان هستى، پناه مى برم به تو از هر چيزى، تو صاحب اختيار همه ى اشياء هستى، تو اول هستى پيش از تو چيزى و شيئى نيست، آخر هستى و بعد از تو چيزى نيست، ظاهر و هويدا هستى، بالاتر از تو چيزى نيست و تو واقع هستى غير از تو چيزى نيست. دين ما و گرفتارى هاى ما را برطرف فرما و ما را از فقر و آزمندى بى نياز فرما». و اين حديث را مسلم و ترمذى در صحاح خود ذكر كرده اند. و نيز محب الدين طبرى از ام سلمه نقل كرده است:

«قالت جائت فاطمة تشتكى أثر الخدمه و تسأله خادما قالت يا رسول الله لقد مجلت يداى من الرحا اطحن مرة و اعجن مرة فقال لها ان يرزقك الله شيا سيأتيك و سأدلك على خير من ذالك.» [ ذخاير العقبى، ص 50 و تذكرة الخواص سبط ابن جوزى، ص 280 و مسند احمد بن حنبل و أسنى المطالب، الباب الخامس، ص 92 حديث 19. ] «ام سلمه گفته است: فاطمه نزد پيامبر آمد و از زحمات خود در منزل (بچه دارى كارهاى منزل و آسياب و آب كشيدن) شكايت كرد و از پيامبر اسلام خادمى را خواست و گفت: اى رسول خدا دست هايم از آسيا باد كرده است، روزى يك مرتبه آسياب و خمير مى كنم، پيامبر اسلام به وى فرمود: خدا چيزى را روزى و نصيب تو كند، تو را به چيزى كه بهتر از خادم است راهنمائى مى كنم» وقتى كه حضرت آمد دعايى را كه در روايت قبلى گذشت به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) آموخت».

محب الدين 