لنازله بك و السریعه اللحاق الیك...سلام من و دخترت را كه بر تو مهمان می شود بپذیر كه چه زود به تو ملحق شد... لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرضینه،[25]... و دیعه ای كه در نزد من داشتی برگردانده شد، و گروئی و امانت تو پس داده شد...
اما حزنی فسرمد، و اما لیلی فمستهد...اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنی نیست... تا روزی كه مرگم فرا رسد و در كنار تو قرار گیرم... امام علی - علیه السلام - از دفن فارغ شد، برخاست كه برود، اما احساس كرد توان قلبی آن را ندارد كه ای وای من خود فاطمه - سلام الله علیها - را بدست خویش به خاك سپردم؟ یكباره دچار اندوه شد و به كمك دو ركعت نماز خود را آرامش و سكون بخشید كه قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوه و انهالكبیره الا علی الخاشعین[26].
اما قبرش
اینكه قبر او در كجاست نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد، حق این است كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود خواسته بود كه قبرش مخفی باشد تا سندی برای اعتراض او در عرصه جهان باقی بماند. اما مجلسی و صدوق قبر او را در خانه اش می دانند و آن را صحیح ترین خبر می شناسند: (ان الا صح انهامدفونه فی بیته)[27].
بسیاری ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر كه فرمود بین قبر و منبرم باغی از باغهای بهشت است ما بین بیتی و منبری روضه من ریاض الجنه[28].
می گویند قبر او در همان محل است. گروهی قبر او را در بقیع می دانند و ابن جوزی آن را در كنار خانه عقیل... و حق این است كه به هیچكدام از آنها نمی توان اعتماد كرد، آنچه كه عرضه می شود در حد یك استحسان عقلی است.
امام علی - علیه السلام - بر سر مزاش
وضع حال امام علی - علیه السلام - و زمزمه هایش در كنار مزار یارش مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفا را بمانند انس و صفای علی - علیه السلام - و فاطمه - سلام الله علیها - نمی شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعی است كه از دست دادن حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای او گران است روزی از مشتی خاك برداشت و گریان شد، اندوهی شدید بر او غالب آمد، روی به مرقد پیامبر كرد و چنین زمزمه نمود:
- جانم فدای جگر كوشه پیامبر كه میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شكستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را كاست و اشك از دیدگانش جاری ساخت شبانه به خاك سپرده شد و هیچكس دیگر او را ندید...[29].
ای كاش این جان دردمند همراه با نفس هایم ازسینه برون می رفت نفسی علی زفراتها محبوسه - یا لیتها نخرجت مع الزفراتی) پس از تو چیزی برای زندگی نیست گریه ام برای این است كه زندگیم پس از تو طولانی شد «لا خیر بعدك فی الحیوه و انما ابكی مخافه ان تطول حیاتی».
و فرمود اگر از سر كویت برمی خیزم بدان خاصر نیست كه از ماندن در كنارت خسته و ملول شده ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست كه به وعده خدا به صابران بدگمانم...[30].
سلام بر پیكر نحیف تو ای فاطمه، سلام بر بدن كبود وتازیانه خورده ات، سلام بر جنازه ات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است.
[1] . سوره زمر، آیه 30.
[2] . الوافی بالوفیات ج 5، ص 347.
[3] . لسان المیزان، ج 1 ، ص 268.
[4] . بحار، ج 43 ، ص 170.
[5] . تلخیص الشافعی، ص 415.
[6] . نهج البلاغه.
[7] . بررسی تاریخ عاشورا.
[8] . مناقب، ج 3، ص 362.
[9] . روضه الواعظین.
[10] . همان - و نیز ناسخ، ج 4 ، ص 1609.
[11] . احتجاج طبرسی، ص 59 .
[12] . بحار، ج 43، ص 178.
[13] . بحار،ج 43 ، ص 214.
[14] . كشف الغمه.
[15] . بحار، ج 43 ، ص 191.
[16] . الاستیعاب، ص 749.
[17] . مناقب ابن شهر آشوب.
[18] . مجلسی در بحار.
[19] . طبقات الكبری، ج 8، ص 18.
[20] . وفاه فاطمه الزهرا(س)، ص 77.
[21] . فاطمه الزهرا(س)، رحمانی، ص 538.
[22] . صحیح بخاری، ج 5 ، ص 177.
[23] . روضه الواعظین، ج 1، ص 151.
[24] . مناقب، ج 3، ص 363.
[25] . نهج البلاغه.
[26] . سوره بقره، آیه 45.
[27] . بحار، ج 43 ، ص 188.
[28] . صحیح مسلم.
[29] . الزهراء(س)، ص 188
[30] . كشف الغمه، ص 127.امام صادق(ع)می فرمایند: 
گمان نمی‌کنم کسی به اوج مقام ایمان رسیده باشد، ولی نسبت به زنان بی‌محبت باشد و آنان را تجلیل و تکریم نکند. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1432.xml">دوبیتی و چند بیتی</a><a class="folder" href="w:html:1521.xml">تک بیتی</a><a class="folder" href="w:html:1535.xml">احادیث</a><a class="folder" href="w:html:1544.xml">پیام تسلیت</a><a class="folder" href="w:html:1549.xml">سخنان بزرگان</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1433.xml">پیامک 1 الی 10</a><a class="folder" href="w:html:1444.xml">پیامک 11 الی 20</a><a class="folder" href="w:html:1455.xml">پیامک 21 الی 30</a><a class="folder" href="w:html:1466.xml">پیامک 31 الی 40</a><a class="folder" href="w:html:1477.xml">پیامک 41 الی 50</a><a class="folder" href="w:html:1488.xml">پیامک 51 الی 60</a><a class="folder" href="w:html:1499.xml">پیامک 61 الی 70</a><a class="folder" href="w:html:1510.xml">پیامک 71 الی 80</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1434.txt">از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد</a><a class="text" href="w:text:1435.txt">دل از غم فاطمه توان دارد ، نه</a><a class="text" href="w:text:1436.txt">من با که گویم این که بهارم خزان شده</a><a class="text" href="w:text:1437.txt">ای کاش فدک این همه اسرار نداشت</a><a class="text" href="w:text:1438.txt">حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود</a><a class="text" href="w:text:1439.txt">بر عالمیان رحمت رحمان زهراست</a><a class="text" href="w:text:1440.txt">فاطمیه قصه گوی رنجهاست</a><a class="text" href="w:text:1441.txt">زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه </a><a class="text" href="w:text:1442.txt">دل از غم فاطمه توان دارد ؟ نه</a><a class="text" href="w:text:1443.txt">سر فصل کتاب آفرینش زهراست</a></body></html>از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر كس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد
دل از غم فاطمه توان دارد ، نه
و ز تربتِ او كسي نشان دارد ، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاري
جز مهدي صاحب الزمان دارد ، نه
من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشتحضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست
سرگذشت فدك
فدك، سرزمین آباد و حاصل خیزی بود كه در نزدیكی خیبر قرار داشت. و فاصله آن با مدینه، در حدود 140 كیلومتر بود، كه پس از دژهای خیبر، نقطه اتكاء یهودیان حجاز به شمار می رفت،[1] سپاه اسلام، پس از آنكه یهودیان را در خیبر و وادی القری و تیما در هم شكست، و خلائی را كه در شمال مدینه احساس می شد، با نیروی نظامی اسلام پر نمود؛ برای پایان دادن به قدرت های یهودی در این سرزمین ـ كه برای اسلام و مسلمانان كانون خطر و تحریك بر ضد اسلام به شمار می رفتند ـ سفیری به نام محیط پیش سران فدك فرستادند. یوشع بن نون كه ریاست منطقه را بر عه