..دل از غم فاطمه توان دارد ؟ نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد؟ نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه...سر فصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب وکمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1445.txt">دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است</a><a class="text" href="w:text:1446.txt">الا اي چاه ! يارم را گرفتند</a><a class="text" href="w:text:1447.txt">یا علی خرابم از غمت</a><a class="text" href="w:text:1448.txt">منم زینب که بی دلدار مانده ست</a><a class="text" href="w:text:1449.txt">هر سینه که دوستدار زهراست</a><a class="text" href="w:text:1450.txt">در خانه آه دارد علی</a><a class="text" href="w:text:1451.txt">سبد سبد بیارید گلهای نیلوفری رو </a><a class="text" href="w:text:1452.txt">ز آن روزی که سیلی خورد زهرا</a><a class="text" href="w:text:1453.txt">جاهلان خیال بافتند</a><a class="text" href="w:text:1454.txt">ای بتول پاک السلام</a></body></html>دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است
فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود
بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود
الا اي چاه ! يارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
ميون كوچه‌ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند
یا علی خرابم از غمت
سوختم کبابم از غمت
زخم کهنه را نمک زدند
همسر تو را کتک زدند
منم زینب که بی دلدار مانده ست
به قلبم خون به چشمم خار مانده ست
نگاهم خیره می ماند همیشه
به آن خونی که بر دیوار مانده ست.
هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها
در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست
سیره عملی حضرت فاطمه (س)
زهد
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ و نیز از «جابر انصاری» نقل شده است كه: «پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، فاطمه ـ علیها السلام ـ را دید كه لباسی خشن بر تن دارد و به دست خویش (آسیا می گرداند و) آرد می كند، و درهمان حال فرزند خود را شیر می دهد، اشك به چشمان پیامبر آمد و فرمود: «دخترم تلخی دنیا را به عنوان مقدمه شیرینی آخرت تحمل كن»
عرض كرد: «ای رسول خدا! خداوند را بر نعمتهایش ستایشگر و سپاسگزارم.»
و خدای متعال این آیه را نازل فرمود: «و لَسَوف یُعطیكَ رَبُّك فَتَرضی:[1] و بزودی؛ پروردگارت (آن قدر) به تو عطا خواهد كرد تا راضی و خشنود شوی».[2]
تقسیم كار منزل با امام علی ـ علیه السّلام ـ
1. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «... علی ـ علیه السّلام ـ آب و هیزم می آورد و حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ آرد می كرد و خمیر می ساخت و نان می پخت و لباس ها را وصله می زد، و آن بانوی گرامی از زیباترین مردم بود و گونه های مطهّرش از زیبایی مثل گل بود. درود خدا بر او و پدر و فرزندانش باد».[3]
2. امام علی ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «فاطمه ـ علیها السلام ـ به قدری با مشك آبكشی كرد تا بر سینه اش اثر گذاشت، و به قدری با آسیاب دستی آرد كرد تا دستهایش مجروح شد و آنقدر خانه روبی كرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد كه لباسهایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید ...»[4]
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فاطمه ـ علیها السلام ـ كمك می كند
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به منزل حضرت علی ـ علیه السّلام ـ وارد شد، او را دید كه همراه فاطمه ـ علیها السلام ـ مشغول آسیا كردن هستند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «كدامیك خسته تر هستید؟»
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ عرض كرد: «فاطمه ای رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ ‌!»
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فاطمه ـ علیها السلام ـ فرمودند: «دخترم برخیز» و فاطمه برخاست و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به جای او نشست و با علی ـ علیه السّلام ـ در آرد كردن دانه ها یاری فرمود.[5]
بانویی كه چیزی از شوهر نمی خواهد
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: فاطمه ـ علیها السلام ـ برای علی ـ علیه السّلام ـ تعهد كرد كه كارهای خانه و خمیر كردن و نان پختن و روفتن منزل را انجام دهد و علی ـ علیه السّلام ـ برای او متعهّد شد كه كارهای بیرون از منزل مثل هیزم آوردن و تهیه غذا را انجام دهد.
یك روز حضرت علی ـ علیه السّلام ـ از حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ پرسید: «آیا غذایی داری؟»
حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ عرض كرد: «سوگند به آنكه حقِّ تو را تعظیم كرده است از سه روز پیش تاكنون چیزی نداریم كه برایت بیاورم.»
فرمود: «چرا به من نگفتی؟»
عرض كرد: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرا از اینكه چزی از تو بخواهم نهی كرده و فرموده است: تو از پسر عمویت چیزی مخواه، اگر خودش چیزی آورد بگیر و گرنه تو از او مخواه ...»[6]
تفاهم در زندگی مشترك
امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «به خدا سوگند (در سراسر زندگی مشترك با فاطمه ـ علیها السلام ـ) تا آنگاه كه خدای عزیز و جلیل او را قبض روح فرمود هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ كاری او را اكراه و اجبار نكردم، و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانیِ من نكرد؛ هر وقت به او نگاه می كردم رنجها و اندههایم بر طرف می شد.»[7]
راستگوترین بانو
«عایشه» گفته است: «هرگز راستگوتر از فاطمه ـ علیها السلام ـ ندیدم جز پدرش (رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ).[8]
عبادت
«حسن بصری» می گوید: «در این امّت عابد تر از فاطمه ـ علیها السلام ـ نیامده است، آنقدر به نماز و عبادت ایستاد كه پاهایش ورم كرد.»[9]
دعا برای دیگران
امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ نقل فرموده اند كه: «مادرم فاطمه ـ علیها السلام ـ را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و ركوع و سجود می بود، و می شنیدم كه برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می كرد، و برای خود هیچ دعا نمی كرد، به او گفتم: مادر! چرا همانطوری كه برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی كنی؟»
فرمود: «پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.»[10]
حجاب
امام موسی ابن جعفر ـ علیه السّلام ـ از پدرانش نقل فرموده است كه امیر المؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «فرد نابینایی اجازه خواست كه به منزل فاطمه ـ علیها السلام ـ وارد شود، آن گرامی خود را از او پنهان نمود.[11] رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: چرا خودت را از وی پنهان نمودی و حال آنكه نابیناست و تو را نمی بیند؟
عرض كرد: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم، و نیز رایحه و عطر را می بوید.
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «گواهی می دهم كه تو پاره تن منی»[12]
عفاف و دوری از نامحرمان
حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ در پاسخ این سؤال كه «برای زنان چه چیز بهتر است؟» فرمودند: «برای زنان بهترین چیز آن است كه مردان را نبینند و مردان آنان را نبینند».[13]
و نیز در پاسخ سؤال پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه از یاران خویش پرسیده بودند: «زن چه وقت به پروردگار، خویش نزدیكتر و مقرّب تر است؟» فاطمه ـ ع