 به فاطمه ـ علیها السلام ـ را نزد یهودی به گرو نهاد.
یهودی آن را در اطاقی گذاشت و چون شب شد زن او برای كاری به آن اطاق وارد شد و مشاهده كرد نوری در آنجا می درخشد كه همه اطاق، از آن روشن است. نزد شوهر خود بازگشت و خبر داد كه در آن اطاق نوری بزرگ و درخشان دیده است، یهودی از گفتار زنش شگفت زده شد و فراموش كرده بود كه در آن اطاق چادر فاطمه ـ علیها السلام ـ است. با شتاب برخاست و به آن اطاق آمد و مشاهده كرد نور چادر حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ است كه از هر سو پرتو افكن است، چنان كه گویی ماه درخشانی از نزدیك می تابد! تعجب كرد و بیش از پیش در محل چادر خیره شد و دریافت كه آن نور از چادر فاطمه ـ علیها السلام ـ است. از خانه بیرون آمد و نزد وابستگانش شتافت و زنش نیز وابستگان خود را خبر كرد و حدود هشتاد تن از یهودیان گرد آمدند و این موضوع را مشاهده كردند و همه به دین اسلام در آمدند.»[29]
لباس بهشتی برای بانوی مطهری كه لباس ندارد
یك بار برخی از یهودیان عروسی داشتند و به همین جهت نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده و گفتند: «ما حقّ همسایگی داریم، از شما خواهش می كنیم دخترتان فاطمه را به خانه ما بفرستی تا عروسی ما به وجود او زیبنده تر شود» و در این دعوت بسیار اصرار كردند.
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «او همسر علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ و تحت فرمان اوست (یعنی: باید اجازه آمدن او را از علی ـ علیه السّلام ـ بگیرید).» آنان از پیامبر خواهش كردند كه نزد علی ـ علیه السّلام ـ برای این دعوت واسطه شود.
یهودیان در این عروسی همه گونه لوازم فراهم كرده و زینت و زیور چشمگیری گرد آورده بودند. و گمان می بردند كه فاطمه ـ علیها السلام ـ با لباس مندرس و كهنه اش شركت می كند، و می خواستند او را خوار و خفیف كرده باشند!
در این هنگام «جبرئیل» لباس بهشتی آورد با زینت و زیوری كه همانندش را ندیده بودند، و فاطمه ـ علیها السلام ـ آن را پوشید و بینندگان از رنگ و بوی خوش آن شگفت زده شدند، و چون به خانه یهودیان وارد شد زنان یهود در برابرش به سجده افتادند و جلوی او برزمین بوسه می زدند و بسیاری از یهودیان به جهت همین اعجاز، اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند.[30]
فرشتگان به فاطمه ـ علیها السلام ـ كمك می كنند
«ابوذر» ـ رحمه الله علیه ـ می گوید: «یك بار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرا فرستاد كه علی ـ علیه السّلام ـ را فرا خوانم. به خانه علی ـ علیه السّلام ـ آمدم و او را صدا كردم كسی جوابم نداد، و آسیای دستی داخل خانه خود به خود می گشت و كسی كنار آن نبود! دوباره علی ـ علیه السّلام ـ را صدا كردم، بیرون آمد و رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ با او سخن گفت و به او چیزی فرمود كه نفهمیدم. آن گاه من گفتم: از آسیابی كه در خانه علی ـ علیه السّلام ـ است شگفت زده ام كه خود به خود می گشت و كسی كنار آن نبود!»
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «دخترم فاطمه چنان است كه خداوند قلب و اعضای او را از ایمان و یقین پُر ساخته و خدا از ضعف و ناتوانی او آگاه است و او را در زندگی اش كمك می فرماید و كفایت می كند. آیا نمی دانی كه خداوند فرشتگانی دارد كه مأمور كمك به خاندان محمّدند ـ صلّی الله علیه و آله ـ ؟»[31]
ایثار اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و نزول سوره «هل اَتی»
شیعه و سنی نقل كرده اند، امیر مؤمنان و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین ـ علیهم السّلام ـ و خادمه آنان «فضّه» طبق نذری كه كرده بودند سه روز روزه گرفتند.
شب اول هنگام افطار فقیری در زد، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ افطار خود را به او داد. سایرین نیز به او اقتدا كرده و افطار خود را به فقیر دادند و با آب افطار كردند. شب دوم یتیمی در زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نیز اسیری آمد و چیزی طلبید، این بار نیز افطار خود را به او دادند.
آن گاه از سوی خدای متعال سوره «هَل آتی عَلی الاِنسانِ» نازل شد[32] و در آن آیه «و یُطعِمُون الطّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسكِیناً وَ یَتیِماً وَ أسِیراً» اشاره به ایثار و انفاق آن بزرگوران دارد.[33]
تفسیر این داستان را در تفاسیر شیعه و سنی و از جمله در تفسیر معروف «كشّاف» تألیف عالم و مفسّر بزرگ سنّی «جارالله زمخشری» می توان یافت.
فاطمه ـ علیها السلام ـ و آیه تطهیر
به تصریح روایات فراوان و اعتراف مفسّران شیعه و بسیاری از علماء و مفسّرین سنّی آیه «تطهیر» «إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیتِ و یُطَهِّرَكُم تَطهِیراً»[34] در مورد امیر مؤمنان علی و فاطمه و حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ نازل شده[35] و منظور از اهل بیت معصوم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ همین بزرگوارانند و همان طور كه مفسّران بزرگ نوشته اند آیه دلالت بر معصوم بودن آنان دارد، و نیز دهها روایت و استدلال دیگر در این زمینه هست كه علاقمندان می توانند برای اطلاع بیشتر به كتاب های مفصّل مراجعه نمایند؛ در این جا به نقل یك روایت اكتفا می كنیم:
«نافع بن ابی الحمراء» می گوید: «من هشت ماه (در مدینه) حاضر بودم و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را می دیدم كه هر روز هنگامی كه برای نماز صبح بیرون می آمد به در خانه فاطمه ـ علیها السلام ـ می رفت و می فرمود: «السّلام عَلَیكُم یا اَهلَ البیتِ و رحمهُ اللهِ و بَرَكاتهُ، الصَّلاه، إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنكُم الرِّجسَ أهلَ البیتِ وَ یُطَهِّرَكُم تَطهیراً: سلام بر شما ای اهل بیت و رحمت و بركت های خدا بر شما باد. وقت نماز است. همانا خدای متعال اراده فرموده است كه از شما اهل بیت هر گونه ناپاكی را دور سازد و پاكتان سازد پاك ساختنی.»[36]
همراه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مباهله
به تصریح احادیث متعدّد و تواریخ و تفاسیر، زهرا ـ علیها السلام ـ یكی از پنج نفری است كه در مباهله پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با مسیحیان نجران شركت داشته و این موضوع اضافه بر آن خود فضیلتی بزرگ محسوب می شود از قوی ترین دلایلی نیز می باشد كه روشن می سازد: اهل بیت معصوم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، علی و فاطمه و حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ هستند، و دیگران وابستگان و ازواج پیامبر در این خصوصیت شركتی ندارند.
خلاصه ای از داستان مباهله چنین است:
گروهی از مسیحیان نجران نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمدند و در مورد عیسی ـ علیه السّلام ـ با آن حضرت گفتگو كردند؛ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این آیه را بر آنان فرو خواند:
«إنَّ مَثَلَ عیسی عِندَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرابٍ[37]: مَثَل (خلقت) عیسی (كه بدون پدر خلق شده) نزد خدا همچون مَثَل (خلقت) آدم است كه خدا او را (بدون پدر و مادر) از خاك آفرید.»
مسیحیان قانع نشدند و اعتراض كردند، و آیه مباهله بر پیامبر نازل شد و خداوند فرمان داد: «فَمَن حَاجَّكَ فیهِ مِن بَعدِ ما جاءَ كَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ أبنائَنا و أبنائُكُم وَ نسائَنا و نِسائَكُم و أنفُسَنا و أنفُسَكُم ثُمَّ نَ