بتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ علَی الكاذبینَ[38]: هركس پس از آنچه از علم و دانش به تو رسیده در مورد عیسی با تو محاجّه كرد، بگو بیایید فرا خوانیم پسرانمان را و پسرانتان را و زنان مان را و زنانتان را و جان هایمان را و جانهایتان را، آن گاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
مباهله آن است كه: دو طرفی كه با هم در موضوعی اختلاف و تخاصم دارند بر زیان هم نفرین كنند و از خدا بخواهند كه لعنت و عذاب را بر طرفی كه باطل است فرود آورد.
مسیحیان نجران ابتدا پذیرفتند و قرار شد فردای آن روز مباهله شود، اما وقتی از نزد پیامبر رفتند در میان خود به گفتگو پرداختند، و اسقف به آنان گفت: «اگر فردا با فرزندان و اهل بیتش آمد از مباهله با او بپرهیزید و اگر با اصحابش آمد چیزی نیست (و پیامبر واقعی نخواهد بود).»
فردای آن روز پیامبر همراه امیر مؤمنان علی و فاطمه زهرا و حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ برای مباهله آمد و در برابر مسیحیان بر خاك نشست و به اهل بیت فرمود هنگامی كه من دعا كردم شما آمین بگویید.
مسیحیان از مشاهده هیأت او، بسیار بیمناك شدند و اعتراف كردند كه روش او همانند سایر انبیای راستین است. و از او خواستند كه از مباهله منصرف شود و با آنان مصالحه نماید، و با پرداخت اموالی به عنوان مصالحه بازگشتند.[39]
گریه بر گرسنگی پدر
«عبدالله بن الحسن» می گوید: یك بار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر فاطمه ـ علیها السلام ـ وارد شد. فاطمه ـ علیها السلام ـ پاره نان جو خشك خدمت پیامبر آورد و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با آن افطار كرد. آن گاه فرمود: «دخترم! این اولین نانی است كه پدرت از سه روز پیش تاكنون خورده است.»
از این كلام، فاطمه شروع به گریستن كرد، و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به دست مبارك خویش چهره او را نوازش فرمود و اشكش را پاك كرد.[40]
احترام فاطمه نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ
از عایشه نقل كرده اند كه: «فاطمه ـ علیها السلام ـ هر گاه بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد می شد برای او از جای خود بر می خاست وسر فاطمه را می بوسید و او را در جای خود می نشاند، و هرگاه پیامبر نزد فاطمه می رفت تا فاطمه را ملاقات كند با یكدیگر روبوسی می كردند و با هم می نشستند.»[41]
[1] . سوره «والضَحی»، آیه 5.
[2] . بحار، ج 43، ص 85 و 86 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 120 ـ منتهی الآمال، ص 161 ـ بیت الاحزان، ص 24 با حذف قسمت آخر روایت.
[3] . روضه الكافی، (چاپ اسلامیه تهران)، ص 165.
[4] . بحار، ج 43، ص 42 و 82 ـ بیت الاحزان، ص 23.
[5] . بحار، ج 43، ص 50 و 51 ـ بیت الاحزان، ص 21.
[6] . بحار، ج 43، ص 31 ـ تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 171.
[7] . بحار، ج 43، ص 134، كشف الغمّه، ج 1، ص 492 ـ بیت الاحزان، ص 37.
[8] . بحار، ج 43، ص 53 ـ كشف الغمّه، ج 2، ص 30 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 119.
[9] . بحار، ج 43، ص 84 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 119 ـ منتهی الآمال، ص 161 ـ بیت الاحزان، ص 22.
[10] . كشف الغمّه، ج 2، ص 25 و 26 ـ بحار، ج 43، ص 81 و 82 ـ منتهی الآمال، ص 161 ـ بیت الاحزان، ص 22.
[11] . شاید مقصود این باشد كه آن حضرت پشت پرده ای رفت.
[12] . بحار، ج 43، ص 91 ـ ریاحین الشّریعه (تألیف شیخ ذبیح الله محلاتی، چاپ اسلامیه تهران)، ج 1، ص 216 ـ منتهی الآمال، ص 161 و 162.
[13] . كشف الغمّه، ج 2، ص 23 و 24 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 119 ـ منتهی الآمال، ص 161.
[14] . بحار، ج 43، ص 92 ـ منتهی الآمال، ص 162.
[15] . «فضّه» از بانوان بسیار پرهیزگار و خادمه حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ است. باید توجه داشت كه زهرا ـ علیها السلام ـ همانطور كه خود در روایتی می فرماید در طی چند سال اوّل زندگی با علی ـ علیه السّلام ـ در تنگدستی و سختی زندگی كرده است (بحار، ج 43، ص 88) ولی از وقتی كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ املاك فدك را به او بخشید وضع بهتر شد و نیز نقل شده كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ «فضه» را كه كنیزی بود به او بخشید (مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 120)؛ بنابراین اگر در برخی روایات دیده میشود كه اهل بیت در سختی و تنگدستی بوده اند و در برخی دیگر از وجود خادمه در منزل سخن گفته شده، باید توجّه داشت كه مربوط به دوره های مختلفی از زندگی زهرا ـ علیها السلام ـ است.
[16] . بحار، ج 43، ص 28 ـ بیت الاحزان، ص 20.
[17] . بحار، ج 43، ص 81 ـ عیون اخبار الرضا ـ علیه السّلام ـ ، ج 2، ص 45 ـ و نیز خلاصه ای از این روایت با اندك تفاوت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 121.
[18] . بحار، ج 43، ص 83 ـ 84 ـ مكارم الاخلاق، چاپ بیروت، ص 94 و 95 و خلاصه ای از این روایات در منتهی الآمال، ص 159 و 160 و نیز خلاصه ای از این روایات در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 121.
[19] . سوره آل عمران، آیه 92.
[20] . ریاحین الشریعه، ج 1، ص 106، به نقل از «التبر المذاب».
[21] . سوره قصص، آیه 60 و سوری شوری آیه 36.
[22] . ریاحین الشریعه، ج 1، ص 148 ـ بیت الاحزان، ص 28 و 29.
[23] . سوره آل عمران، آیه 37.
[24] . همان.
[25] . كشف الغمّه، ج 2، ص 26 ـ 29، امالی طوسی، ج 2، ص 228 ـ 230 ؛ بحار، ج 43، ص 59 ـ 61 و خلاصه ای از این روایت در بحار، ج 43، ص 29 و نیز قسمت اخیر این روایت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 117.
[26] . مواسات؛ یاری دادن به یك دیگر با ثروت
[27] . پارچه ای است كه در یمن بافته می شود.
[28] . بحار، ج 43، ص 58 ـ 56.
[29] . بحار، ج 43، ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 117 و 118 ـ منتهی الآمال، ص 160.
[30] . بحار، ج 43، ص 30.
[31] . بحار، ج 43، ص 29. و شبیه به همین روایت با اندك تفاوت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 116.
[32] . امالی صدوق، ص 216 ـ 212، كشف الغمه، ج 1، ص 417 ـ 413.
[33] . مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 147 و 148 ـ منتهی الآمال، ص 68 در ذكر وقایع سال دوم.
[34] . سوره احزاب، آیه 33.
[35] . امالی طوسی، ج 1، ص 254 و ص 269 و 270، امالی صدوق، ص 381 ـ 382 ـ اصول كافی، ج 1، ص 287 ـ الفصول المختاره، شیخ مفید، چاپ قم، ص 29 ـ 30.
[36] . كشف الغمّه، ج 2، ص 13 ـ و نیز شبیه همین روایت به نقل از امیرالمؤمنان ـ علیه السّلام ـ در امالی طوسی، ج 1، ص 88 ـ و باز در امالی طوسی، ج 1، ص 257، و ج 2، ص 177 ـ 178، و امالی مفید، ص 188، و امالی صدوق، ص 124.
[37] . سوره آل عمران، آیه 53.
[38] . سوره آل عمران، آیه 54.
[39] . مناقب شهر آشوب، ج 2، ص 142 ـ 144، كشف الغمّه، ج 1، ص 425 ـ 426 ـ منتهی الآمال، ص 114 ـ 117، 176 و 177 ـ الفصول المختاره، شیخ مفید، (چاپ قم)، ص 17 و نیز در صحیح مسلم، و مسند احمد بن حنبل، و در تألیف ابو نعیم اصفهانی به نام «فیما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین». و تفسیر زمخشری، و اغانی ابوالفرج اصفهانی، و در بسیاری دیگر از مؤلفات علمای اهل تسنن و تشیع و در اكثر تفاسیر قرآن موضوع مباهله و این فضیلت ذكر شده است.
[40] . بحار، ج 43، ص 40 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 113.
[41] . بحار، ج 43، ص 40 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 113 ـ و شبیه به این روایت با اندك تفاوت در امالی طوسی، ج 2، ص 14، و نیز در بیت الاحزان محدث قمی، ص 15.در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلیسبد سبد بیارید گلهای نیلوفری رو 
بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو
بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده 
بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده
پیغمبری 