ه عمری غمخوار امتش بود
روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟ز آن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضاجاهلان خیال بافتند
فرق شیعه را شکافتند
زخم شیعه را نمک زدند
قفل بر در فدک زدند
تاب دیدنت نداشتند
داغ بر دلت گذاشتند
تیر و قلب عاشق آه آه
سیلی و شقایق آه آهای بتول پاک السلام
قلب چاک چاک السلام
حاصل جوانی علی
ماه ارغوانی علی
لحظه ای درنگ کن بمان
وقت ناتوانی علی
بی تو سر بلند میکنند
دشمنان جانی علی
بی تو سجده میکند به خاک
روح آسمانی علی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1456.txt">ای تو مهراب فاطمه</a><a class="text" href="w:text:1457.txt">مرو مادر دلم طاقت نداره</a><a class="text" href="w:text:1458.txt">ناموس خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر</a><a class="text" href="w:text:1459.txt">بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان</a><a class="text" href="w:text:1460.txt">خدایا به سوز دل مولا علی</a><a class="text" href="w:text:1461.txt">بانو نمی یابیمت</a><a class="text" href="w:text:1462.txt">تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست</a><a class="text" href="w:text:1463.txt">یا علی رفتم بقیع اما چه سود</a><a class="text" href="w:text:1464.txt">هرچه باشد من نمک پرورده ام</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا</a></body></html>ای تو مهراب فاطمه
اسوه ی حجاب فاطمه
یاس پرپر علی بمان
سایه سر علی بمان
قوت دل علی نرو
از مقابل علی نرومرو مادر دلم طاقت نداره
دلم بعد از تو خیلی بی قراره
مگه بابام علی شب های بی تو 
سرم رو روی زانوهاش بذارهناموس خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر
ام الحسین ، شلفعه ی خلق به محشر
این غم نرود از نظر ما که ز کین شد
نیلی رخت از سیلی آن شوم بد اختر
یا رب تو غذابش بنما بیشتر از پیش
آنکس که به پهلوی وی از کینه زدی دربریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان
یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته
کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان
از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد
مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جاناسامی و القاب حضرت زهرا (س)
نامگذاری او
اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیك یا بد، حركت یا ركود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.
مثلاً اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند كه سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مكتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فكری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یك اندیشه نشان دهد.
رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه - سلام الله علیها - او را به اسامی و القاب متعددی می نامید كه همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مكتب و اندیشه اسلامی دارند و هر كدام به مناسبتی و در جائی به كار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه - سلام الله علیها - را نشان می دادند.
نوع اسامی
امام صادق - علیه السلام - فرمد: ان لفاطمه تسعه اسماء عند الله عزو جل. برای فاطمه - سلام الله علیها - در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، والصدیقه، و المباركه، و الزكیه، و الراضیه، والمرضیه، و المحدثه، و الزهراء و الطاهره.[1]
در شرح و توضیح این اسماء گفته اند او:
- فاطمه است زیرا كه از شر و از دوزخ بریده است.
- طاهره است یعنی پاك و پاكیزه از نقایص و صفات ناپسند.
- زكیه است یعنی رشد یافته و رشد یابنده در جنبه كمالات و خیرات.
- مباركه است یعنی صاحب خیر و بركت در علم و فضل و كمالات و نسل.
- صدیقه است یعنی بسیار راستگو و درست.
- راضیه است یعنی خشنود به رضای حق و تسلیم در راه او.
- مرضیه است یعنی مورد پسند خدا و اولیای او.
- محدثه است یعنی زنی كه فرشته الهی با او سخن می گوید.
- مطهره است یعنی از هر آلودگی و پلیدی دور است.
نامهای دیگری هم بر اساس روایات، برای او ذكر كرده اند كه اهم آنها عبارتنداز:
- زهراء یعنی كسی كه از او نور و درخشندگی متجلی می شود، فروغ تابان معرفت، نمونه روشن خداپرستی است و نُوُرها اشتقّ مِن نور عظمه اله.
- معصومه یعنی محصوره از گناه.
- بتول یعنی كسی كه حیض نشود. التی لم ترحمره قط. [2]
- ابن اثیر در النهایه گوید بدان علت بتولش خواندند كه از زنان عصر خود بحسب فضیلت و تقوا و نسب منقطع و ممتاز بود و هم به دلیل انقطاعتش از دنیا و اتصالش بمنبع سرمدی.
- منصوره یعنی كسی كه یاری می شود (به قصاص قاتل فرزندش).
- حصان یعنی كسی كه عفیف است و پاكدامن.
- حره یعنی كسی كه آزاد از وابستگی به خاك و رمل و شوائب آن است.
- عذرا یعنی بكر و باكره.
- هانیه یعنی مهربان در حق شوهر.
- شفیعه یعنی دارنده مقام شفاعت.
و اینها خود درس آموزند و جهت دهنده و می ارزد كه در خانواده های شیعی برای فرزندان از اینگونه نامها برگزیده شود. ما را در اسامی دیگری كه برای فرزندان بر می گزینیم اگر اعتراضی نباشد انتقادی وارد است.
درباره نام فاطمه - سلام الله علیها -
در میان اسامی متعددی كه برای اوست نام فاطمه - سلام الله علیها - از همه معروفتر و به گوش ها آشناتر و در كتب اسلامی ذكر این نام بیشترین است. در مورد معنی و وجه تسمیه اش گفته اند: او فاطمه - سلام الله علیها - است:[3]
- لانها فطمت عن الطمت، بدان خاطر كه از آزار حیض بازداشته شده.
- لانها فطمت عن الشر، زیرا كه او از شر بریده و جداست.
- لانها فطمت عن الخلق، زیرا كه او از مردم بریده شده.
- لانها فطمت محبیها عن النار، زیرا كه دوستدارانش از آتش دوزخ دور و بركنارند.
- لانها فطمت و شیعتها عن النار، زیرا كه او و شیعیانش از آتش دور و بركنارند.
- لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها، زیرا كه مردم از كنه معرفتش بازداشته شده اند.
- لانها فطمت عن ماسوی الله، زیرا كه او از غیر خدا بریده است.
- و امام صادق - علیه السلام - فرمود : لقد فطمها بالعلم و عن الطمث فی المیثاق - فسماها فاطمه - ثم قال انی فطمتك بالعلم و فطمتك بالطمث[4] خداوند اورا با علم و دانش درآمیخت و از شكول در پیمان بازداشت او را فاطمه - سلام الله علیها - نامید و فرمود تو را از كسب دانش اكتسابی بازداشتم و از پلیدی ها دور نمودم.
كنیه ها و تعابیر
برای فاطمه - سلام الله علیها - كنیه هائی است و كنیه ها در دنیای گذشته تقریباً نقش نام خانوادگی امروز را برای افراد ایفا می كرده اند این كنیه ها متعددند و هر كدام به مناسبتی و در بیان شأنی از فاطمه - سلام الله علیها - بكار می رفته اند.
- برخی از آنها در رابطه با انتساب او به فرزندان اوست مثل ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام الازهار.
- برخی دیگر دارای رنگ جامعه و اجتماعند مثل ام المومنین، ام الایتام، ام النساء، ام الامه.
- بعضی در رابطه بافضائل اوست مثل ام العلوم، ام الخیره، ام الفضائل.
- و بعضی هم در انتساب او به پدرش مثل ام ابیها (مادر پدرش)[5].
تعابیری هم كه از او در دست است همگی زیبا و در خور 