اشند كه بجز اخذ احاديث و روايات از منابع شيعه ، به طور مستقيم يا به واسطه منابعى چون مناقب ابن شهر آشوب يا كشف الغمه ، روايات موجود در منابع اهل سنت را نيز جمع آورى كردند، گرچه در استفاده از منابع اهل سنت نيز استقصاء تام به عمل نياورده ، و تعداد كمى از احاديث كتابهاى اهل سنت را مورد استفاده قرار داده اند.
اينجانب (محقق و نگارنده نوشته حاضر)، از مدتها پيش به اهميت دو كتاب ((بحارالانوار)) و ((عوالم العلوم )) در اين زمينه واقف گرديده تصميم گرفتم اين كتابها را مورد تحقيق و ترجمه قرار دهم و از آن جهت كه حاوى بيش از 70 درصد احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشند، منتشر نمايم . لكن پس از آنكه مطلع شدم علامه معاصر سيد محمدباقر موحد ابطحى به تحقيق عوالم العلوم مشغول گشته ، اينجانب نيز عزم خويش را جزم نموده و تصميم گرفتم تا از كليه روايات مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام را از بحارالانوار استخراج كرده ، مورد تحقيق قرار داده و به زبان فارسى ترجمه و در اختيار عموم قرار دهم . آنچه اكنون در مقابل شماست قسمتى از حاصل اين تصميم و تلاش مستمر است . البته درباره جمع آورى احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام به همين مقدار اكتفا ننمودم بلكه غير از اين تلاش تحقيقى ، براى اينكه بتوانم باقى احاديث و روايات مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام را نيز به دست آورم ، تلاش موازى ديگرى را سامان دادم كه هدف آن جمع آورى كليه احاديث و روايات مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام از تمامى منابع شيعه و غيرشيعه بود. در اين زمينه خاص بيش از پانصد عنوان كتاب روايى ، تاريخى ، رجالى ، و... مورد مطالعه قرار گرفت و در مجموع حدود چهل هزار نكته فراهم آمد كه پس از مشترك سازى تعداد آنها به بيش از دوهزار مورد رسيد و از اين تلاش تحقيقى مجموعه اى به دست آمد كه نام آن را ((جامع احاديث فاطمة الزهرا عليهاالسلام )) گذارده ام ، و تمام احاديث و روايات آنها را اعرابگذارى ، ترجمه ، مشترك سازى منابع و تدوين نموده و مجلداتى از آن را نيز آماده نشر كرده ام .
گرچه هنوز معتقدم كه معارف جمع آورى شده چيزى حدود 85 درصد كل معارف مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشد و اميدوارم در تحقيقات تكميلى در رابطه با منابعى كه جديدا به دست مى آيد، بتوانم اطلاعات به دست آمده را افزايش دهم . بمنه و كرمه .
2 بررسى فنى و علمى درباره احاديث و روايات جمع آورى شده
خوانندگان محترم اطلاع دارند كه سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام در طول تاريخ ، با مسائل و مشكلات زيادى روبرو بوده و همواره تحت تاءثير سه آفت مهم قرار گرفته است :
آفت اول : تحريف اهل غلو
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد:
((از غلو در دين پرهيز كنيد زيرا امتهاى پيشين به دليل غلو گمراه شدند)).
و خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد:
((به جز حق نگوييد، و در امور دينى خود غلو نكنيد، و پيرو هوى و هوس ‍ قوم منحرفى كه خودشان گمراه شده اند و مى خواهند شما را نيز گمراه كنند نباشيد)). (2)
آفت دوم : سوء تاءويل جاهلان
امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايند:
((ما براى برخى از مردم سخنانى مى گوييم ، ولى آنها كلام را به گونه اى ديگر تاءويل كرده ، و نتيجه اى را كه خودشان دوست دارند مى گيرند، و حديث ها را آنگونه كه سليقه آنها را تاءمين كند روايت مى كنند)). (3)
آفت سوم : جعل جاعلان
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايند:
((در حالى كه من هنوز زنده ام احاديث دروغ به من مى بندند، و البته بعد از مرگ من ، بر تعداد آنها افزوده خواهد شد، بدانيد هر كس بر من دروغ بندد در آتش جهنم عذاب خواهد شد، بنابراين هر حديثى را كه از ما نقل مى كنند، نپذيريد و آنها را به قرآن عرضه كنيد، اگر موافق با قرآن بودند، كلام ما هستند و اگر مخالف قرآن بودند، بدانيد كه آنها سخنان ما نيستند)). (4)
و امام صادق عليه السلام فرموده اند:
((همانا مردم حرص و ولع شديدى پيدا كرده اند بر اينكه سخنان دروغ را از زبان ما روايت كنند)). (5)
و نيز فرموده اند:
((ما اهل بيتى هستيم كه جز سخن راست نمى گوييم ولى در هر زمان هر كدام از ما كسانى وجود دارند كه سخنان دروغ را مى سازند و آن را از زبان ما نقل مى كنند تا ما را در نزد مردم درغگو و قصه باف معرفى كنند)). (6)
و در جاى ديگر فرموده اند:
((در زمان هر يك از ما مقصود ائمه طاهرين هستند كسانى وجود دارند كه سخنان دروغ را ساخته و آن را از زبان ما روايت مى كنند)). (7)
بنابراين هيچ ترديدى درباره اينكه تعدادى احاديث غيرصحيح در ميان روايات و كتابهاى شيعه و غيرشيعه واردشده وجود دارد، نيست و اين امرى است كه همه محققين از علما بر آن اذعان دارند.
در رجال كشى به نقل از ((يونس بن عبدالرحمن )) كه از اصحاب مورد وثوق و اعتماد امام كاظم و امام رضا عليهماالسلام بوده ، آمده است كه گويد:
((به كوفه سفر كردم و در آن شهر تعداد زيادى از اصحاب و شاگردان امام باقر و امام صادق عليهماالسلام را ديدم كه از آن دو بزرگوار احاديث زيادى را نقل مى كردند، پس هرچه از آنها شنيدم نوشتم تا اينكه روزى به حضور امام رضا عليه السلام رسيدم و آن احاديث را به ايشان عرضه كردم . آن حضرت احاديث مذكور را مى خواند و ناراحت مى شد تا آنكه به من فرمود: اى يونس ! بسيارى از اينها، احاديث و سخنان امام باقر و امام صادق نيست و آنها را ساخته و به ايشان نسبت داده اند، پس با توجه به اينكه در اثر دخالت مردمان جاهل و اشخاص منفعت طلب و متعصب ، حق و باطل با هم درآميخته ، احاديث ما را به قرآن و سنت قطعى متواتر رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه كنيد و هرچه را كه با آنها موافق بود، برگيريد و آنچه مخالف بود، دور بريزيد)).
با توجه به آنچه گفتيم معلوم مى شود كه چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله اين همه تاءكيد داشته اند كه هر سخنى را از زبان ايشان نقل نكنيم و مى فرمودند:
لا تحدث بكل ما سمعت . (8)
ترجمه : هر چيزى را كه مى شنويد روايت نكنيد.
و يا مى فرمودند:
كفى بالمرء كذبا اءن يحدث بكل ما سمع . (9)
ترجمه : براى دروغگوبودن همينقدر كافى است كه انسان هرچه را مى شنود، روايت كند.
با توجه به همين مقدمات است كه حديث شناسان متبحر تصريح كرده اند به اينكه نقل حديث جعلى و ضعيف جايز نيست مگر با تصريح بر جعلى يا ضعيف بودن آن .
بنابراين كسى كه با حديث سروكار دارد جايز نيست كه هر حديثى را بدون بررسى درباره صحت يا عدم صحت آن نقل نمايد بلكه ضرورى است تا با استفاده از فنون و علوم مختلف مربوط به حديث ، به تحليل درباره هر حديث و روايت بپردازد و اگر پس از بررسى ، حديث موردنظر را صحيح و سالم تشخيص داد آن را روايت كند، چرا كه هدف اصلى در استفاده از حديث و سنت ، دراية الحديث است نه رواية الحديث .
ائمه طاهرين عليهم السلام در اين مورد فرموده اند:
عليكم بالدرايات لابالروايات . (10)
همة السفهاء الرواية و همة العلماء الدراية (11)
العلماء تحزنهم الدراية ، و الجهال تحزنهم الرواية (12)
حديث ت