دريه خير من اءلف ترويه (13)
با اين همه تاءكيد درباره وجود احاديث جعلى و ضعيف ، و لزوم دراية الحديث ، با كمال تاءسف ، در جستجويى كه به عمل آوردم ، هيچ دانشمند محققى را نديدم كه به بررسى فنى و علمى درباره احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام پرداخته باشد، و هيچ مؤ سسه علمى را نمى شناسم كه حاضر به سرمايه گذارى مادى و معنوى براى انجام چنين تلاشى باشد و نتيجه اين غفلت طولانى و عميق از ((دراية الحديث )) و توجه مطلق به ((رواية الحديث )) موجب شده كه شخصيت حقيقى حضرت فاطمه عليهاالسلام در پشت پرده هاى ابهام باقى بماند و در پناه توجه به احاديث غلوآميز، از نظر الگويى نيز غيرقابل دسترس تلقى شود.
اميدوارم روزى رشد فكرى مردم در جامعه ما بدان پايه برسد كه ضرورت نقد احاديث و روايات مربوط به ائمه طاهرين عليهم السلام و از آن جمله ضرورت انجام عمليات علمى و فنى درباره احاديث و روايات مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام را نيز باور كنند و بدانند كه اينگونه نقدها كمك فراوانى به پالايش معارف دينى و دسترسى به معارف ناب محمدى صلى الله عليه و آله مى نمايد.
نگارنده در پاورقى برخى از احاديث كتابى كه هم اكنون در پيش رو داريد به بررسى فنى و علمى درباره برخى از احاديث و روايات پرداخته بودم ولى پس از مشاهده عكس العمل برخى از دوستان ترجيح دادم اكثر آنها را حذف كنم تا مبادا سوء تعبيرى پيش آمده و مشكلاتى ايجاد نمايد. اما به خوانندگان كنجكاو و دوستداران دانش وعده مى كنم كه مجموعه ((جامع احاديث فاطمة الزهراء عليهاالسلام )) را با تحليلهاى علمى و فنى منتشر نمايم و از خداوند متعال بر انجام صحيح اين كار عظيم يارى مى طلبم و اميدوارم كه پس از انجام ، امكان انتشارش نيز وجود داشته باشد.
3 فعاليت ديگرى كه انجام آن درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام و نيز ساير ائمه و بزرگان دين ، ضرورى و بسيار مهم مى باشد، الگوسازى از زندگانى اين بزرگان براى استفاده امت مسلمان خصوصا جوانان و نوجوانان است .
اين اقدام البته بعد از انجام دو فعاليت علمى تحقيقى قبل ، كاملا ميسر و مقدور خواهد بود، چرا كه الگوپردازى بر اساس معارف صحيح نباشد و يا بر اساس باورهاى عاميانه صورت مى گيرد، در آن صورت اسلام معقول خرافى ، و دين سهل دشوار و دست نايافتنى معرفى خواهد شد. پس بايد ابتدا يك فاطمه شناسى درست و صحيح صورت گيرد و سپس الگوسازيها بر اساس آنها انجام شود.
درباره الگوپردازى از شخصيت حضرت فاطمه عليهاالسلام كارهايى انجام شده و كتابهايى به رشته تحرير در آمده ، ولى اگر كسى آنها را به صورت انتقادى مورد مطالعه قرار دهد خواهد ديد كه چون اين فعاليتها بر اساس ‍ معارف پالايش نشده صورت گرفته ، يك سويه بوده و جوابگوى نياز شديد جامعه جوان اين كشور شيعى نبوده و حتى در برخى از قسمتها قابل اعتنا و قبول نمى باشد.
اهل درد و آنها كه بناى جامعه اى بر اساس اسلام و معارف ناب دينى و الهى تلاش مى كنند، اگر مى خواهند كه مردم اين جامعه ((اسلام دان و اسلام خواه )) باشند و بذرهاى دين گريزى و احيانا دين ستيزى ، از مغرب زمين در اين جامعه شيعى پاشيده نشود بايد با هوشيارى تمام ، در هر موضوعى از موضوعات دينى ، اين سه تلاش اساسى را كه در اينجا به آن اشاره كرديم انجام دهند تا نتيجه تلاش هاى علمى آنها همان باشد كه آرزو دارند و براى رسيدن به آن ، روزها و شبهاى عمر را مصروف داشته و دشواريهاى تحقيق را به جان خريده اند.
پاسخ به يك سؤ ال
سؤ ال : با توجه به شيعه بودن علامه مجلسى رحمه الله و بناى او بر اينكه احاديث و روايات موجود در كتابهاى شيعه را در بحارالانوار جمع آورى نمايد، و با عنايت به اينكه احاديث زيادى در منابع اهل سنت وجود دارد كه مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشد و بر اساس روش علامه مجلسى رحمه الله قاعدتا نبايد در بحارالانوار آمده باشد، چند درصد از احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام در اين كتاب و مستدركات آن آمده است ؟
جواب : گرچه بناى علامه مجلسى رحمه الله بر اين بوده كه فقط روايات كتب شيعى را در بحارالانوار جمع آورى نمايد ولى در آنچه كه مربوط به زندگانى ائمه طاهرين عليهم السلام مى باشد، رواياتى را كه در منابع شيعى نديده ، از منابع اهل سنت برگرفته است ، فقط درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام دهها حديث را مستقيما از كتابهاى غيرشيعى مانند:
1 فردوس : ابن شيرويه ديلمى (509 ه )
2 مستدرك حاكم نيشابورى (405 ه )
3 مقتل الحسين : خطيب خوارزمى (568 ه ) و غيره ، و به واسطه كتابهايى چون مناقب ابن شهر آشوب (588 ه ) و كشف الغمه تاءليف محقق ابوالفتح اربلى (659 ه ) از كتابهايى چون آنچه در ذيل نام مى بريم نقل كرده است :
1 حلية الاولياء: ابونعيم اصفهانى (430 ه )
2 تاريخ بغداد: خطيب خوارزمى (463 ه )
3 ابانه : ابن بطه عكبرى حنبلى (387 ه )
4 فضائل الصحابه : احمد بن حنبل (240 ه )
5 تفسير الكشف والبيان : ثعلبى (427 ه )
6 تاريخ خراسان : ابوعلى سلامى (374 ه )
7 كتاب اللوامع : عبدالملك بن محمد خرگوشى (406 ه )
8 فيما نزل من القرآن فى الميرالمؤ منينن ابونعيم اصفهانى (430 ه )
9 شرف المصطفى صلى الله عليه و آله : عبدالملك خرگوشى (406 ه )
10 صحيح بخارى (256 ه )
11 صحيح مسلم (261 ه )
12 صحيح ترمذى (279 ه )
13 صحيح دارقطنى (385 ه )
14 امالى : ابن ابى شيبه (235 ه )
15 انساب الاشراف : جابر بلاذرى (279 ه )
16 قوت القلوب : ابوطالب مكى (386 ه )
17 عقدالفريد: ابن عبدربه (328 ه )
18 كتاب الرساله : سمعانى (562 ه )
19 فضائل الصحابه : سمعانى (562 ه )
20 كتاب الال : ابن خالويه (370 ه )
21 مسند احمد بن حنبل (240 ه )
و... .
پس معلوم مى شود كه برخى احاديث اهل سنت نيز در بحارالانوار نقل شده است ، اما تعداد آنها در كتابى كه در پيش روى شماست بسيار اندك مى باشد و ما سعى كرده ايم تا در مستدركات و پاورقى هاى كتاب بر تعداد آنها بيفزاييم ، ولى در هر حال مجموعه احاديثى كه در اين كتاب ، درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام آمده است حدودا 70 درصد كل احاديث مربوط به آن حضرت در منابع شيعه و غيرشيعه مى باشد.
اقدامات مترجم و محقق درباره اين كتاب
آنچه كه محقق و مترجم كتاب حاضر انجام داده است به شرح ذيل مى باشد:
1 جمع آورى كليه احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام از تمامى مجلدات بحارالانوار.
2 اعراب گذارى احاديث و روايات فراهم آمده ، به اين منظور كه همگان بتوانند از آنها به راحتى استفاده كنند.
اهل علم و قلم اطلاع دارند كه اعرابگذارى آيه يا حديث يك كار است ، و در مرحله حروفچينى ، درست واردكردن اعراب توسط حروفچين كارى ديگر، كه معمولا با مشكلات زيادى مواجه مى باشد. البته بسيارى از اين اشكالات در مرحله تصحيح اصلاح مى شوند ولى نويسنده هرگز نمى تواند به نحو قاطع بگويد كه آنچه به دست خواننده مى رسد از هرگونه اشكال مبرا مى باشد. اميد كه اهل اطلاع به ديده اغماض بنگرند و در صورت اساسى بودن اشكال ، محقق يا ناشر را مطلع نمايند تا در چاپهاى بعدى اصلاحات لازم صورت گيرد.
3 ترجمه احاديث و روايات به زبان فارسى : در اين قسمت از كار سعى شده 