فحول علماء و محققين آنها نتوانسته اند در اينباره اظهار نظر قعطى كنند و جمع اين اقوال پراكنده را غير ممكن دانسته اند. [ بحار الأنوار: ج 43، ص 215- 216. ] حالا با اين اختلاف عقيده، دادن رأى قطعى غير ممكن است و اين مسأله جداً براى شيعه و پيروان اهل بيت عليهم السلام و تمام مسلمانان بسيار مايه ى تأسّف است كه سال تولد و ازدواج و و فات و در نتيجه مقدار عمر يگانه دختر پيغمبرشان را درست نمى دانند در صورتى كه ملتهاى ديگر به جزئى ترين چيزى كه با شخصيتهاى بزرگ آنها بستگى داشته باشد، بسيار اهميت مى دهند. و لى متأسفانه خصوصيات و دقايق زندگى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام دختر پيامبر بزرگوار اسلام صلى اللَّه عليه و آله براى ما تاريك است، تاريخ اطلاع دقيقى از دقايق زندگى او ندارد. البته اين عيب بزرگ تاريخ است و از جفاى اين پير پليد، چاپلوس و نوكرمآب ترسو و طمّاع است كه به سراغ مبغوضين نظامهاى طاغوتى نمى رود و گويا از ثبت نام آنان وحشت دارد و آن هميشه در پيشگاه خداوندان زور و زر زانو مى زند، معمولاً هم قهرمانان و سازندگان تاريخ از ميان بندگان مظلوم و مبغوضين به زنجير كشيده شده برخاسته اند و همين پير خودپسند و اشراف پرست تا مجبور نشود به درهاى كهنه و سوخته نمى رود. اين است كه تاريخ معمولاً از قهرمانان خود شرمنده است و نمى تواند شرح حال دقيق آنان را بازگو نمايد.

آرى اين جفاى تاريخ است كه دقايق زندگى زهراى اطهر عليهاالسلام پر از ابهام است!!قبر حضرت زهرا كجاست؟

هر مسلمان پاك سرشت وقتى به قصد زيارت وارد مدينه ى منوّره مى شود، پس از زيارت قبر مطهّر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به فكر زيارت قبر يگانه دختر او يعنى زهراى اطهر عليهاالسلام مى افتد ولى هر چه مى گردد، قبر او را پيدا نمى كند و از هر كه مى پرسد، كسى قبر او را نشان نمى دهد. و اين يكى از دردهاى تسكين ناپذير براى مسلمانان است كه قبر شريف دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنها مخفى و ناپيداست و اين درد جانكاه را به چه كسى مى توان گفت؟
دشمن اگر مى كشد، به دوست توان گفت 	  	با كه توان گفت اين كه دوست مرا كشت

با اين كه فاطمه ى زهرا عليهاالسلام نخستين كسى است كه به پدرش ملحق شده، و حداكثر بيش از هشت ماه فاصله بين او و پدرش نبود، با اين حال معلوم نيست آن بانوى دلشكسته كجا مدفون است؟!

هنوز هم كه قرنها از شهادت مظلومانه ى آن حضرت گذشته، دوستان و علاقمندان و شيعيان فاطمه از قبر مقدسش خبر ندارند لذا در موقع تشرّف به مدينه ى منوّره با سرگردانى گاهى در بقيع، گاهى در كنار قبر پيامبر زيارت مى كنند.

زائر قبر زهرا عليهاالسلام در مدينه نخستين تكانى كه مى خورد، چشمهايش را از «ظواهر اسلام» و «وقايع تاريخ اسلام» كه براى افراد ظاهربين چشمگير است، فرو مى بندد و سر در درياى عميق «معنويّت اسلام» و باطن آن فرو مى برد و غور و خوض بسيار او به غواصى «روح عدالتخواهى و مبارزه با ظلم و تبعيض» مى كشاند و سرانجام پى مى برد كه پشت پرده و در وراى اين ظواهر «حقيقت روشن و عدالت مظلوم» پنهان است.اختلاف در محلّ دفن حضرت زهرا

اگر چه خود مولاى متقيان و فرزندان زهرا و خواصّ اصحاب و خويشان، محل دفن حضرت فاطمه عليهاالسلام را مى دانستند، ولى سفارشهاى اكيد فاطمه در مورد اختفاء قبر طورى جدى بود كه هيچ يك از آنان حاضر نشدند آن را معرفى كنند و حتى كارى نكردند كه از آثار و قرائن موضع قبر شناخته شود. ائمه ى اطهار عليهم السلام مسلماً از موضع قبر آن حضرت مطلع بودند ولى اجازه نداشتند كه اين سرّ الهى را آشكار سازند تا مدفن او همواره نامعلوم بماند، تا آنچه را كه او مى خواست، معلوم بماند و او مى خواست كه قبرش را نشناسند، هيچ گاه و هيچ كس، تا هميشه، همه كس بپرسند چرا؟ و لى در عين حال اهل تحقيق از آن صرفنظر نكرده و همواره مورد بحث و گفتگو قرار داده اند و به وسيله ى بعضى از امارات و قرائن، بعضى از نقاط را به عنوان محل دفن زهراى مرضيه عليهاالسلام معرفى نموده اند.

1- ابن شهر اشوب از شيخ طوسى نقل كرده است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام در اتاق خود دفن شده. [ ابن شهر اشوب، المناقب: ج 3، ص 365. ] خود شيخ در رساله اى درباره ى زيارت حضرت زهرا نوشته است:

«آن حضرت را در روضه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله زيارت مى كنى زيرا همانجا محل دفن حضرت زهراست».

سپس شيخ طوسى به اختلاف علماى شيعه در اينباره اشاره كرده و گفته است:

«علماى ما در محل دفن فاطمه ى زهرا عليهاالسلام اختلاف كرده اند: بعضى از آنها گفته اند: در قبرستان بقيع دفن شده و بعضى گفته اند در روضه ى پيامبر و برخى ديگر گفته اند در خانه ى خود مدفون است و چون بنى اميه مسجد را توسعه دادند، قبر آن حضرت در مسجد قرار گرفت».

با وجود اين، شيخ طوسى مى گويد:

«به نظر من بهتر است آن حضرت را در دو محل (مسجد پيامبر و قبرستان بقيع) زيارت كرد». [ شيخ طوسى، التهذيب: ج 6، ص 9. ]

2- ابن شهر اشوب از ديگرى نقل كرده كه روضه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محل دفن او است به استناد روايتى از پيامبر كه فرمود:

«بَيْنَ قَبرى وَ مِنْبَرى رَوْضَةٌ مِن رِياضِ الجَنّةِ».

«ميان قبر من و منبر من باغى از باغهاى بهشت است». [ المناقب: ج 3، ص 365 و عوالم: ج 11، ص 526. ] اين قول را روايت ابن ابى عُمير از امام صادق عليه السلام تأييد مى كند كه فرمود:

«قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: ما بين قبرى و منبرى روضةٌ من رياض الجنّة و منبرى على ترعة [ ترعة بمعنى باب. ] من ترع الجنّة، لأنّ قبر فاطمة بين قبره و منبره، قبر ها روضة من رياض الجنّة وإليه ترعة من ترع الجنّة». [ صدوق، معانى الأخبار: ص 267. ] رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «ميان قبر من و منبر من باغى از باغهاى بهشت است و منبر من بر درى است از درهاى بهشت».

زيرا قبر فاطمه عليهاالسلام بين قبر رسول خدا و منبر آن حضرت است. و اين قول مورد تأييد مرحوم صدوق نيز مى باشد. 
3- احمد بن محمد بن ابى بصير مى گويد: از امام رضا عليه السلام از محل دفن فاطمه ى زهرا عليهاالسلام پرسيدم، فرمود:

«دُفِنتْ فى بيتها فلمّا زادتْ بنو اُميّة فى المسجد صارت فى المسجد». [ بحار الأنوار: ج 43، ص 187- ج 100، ص 191 و كافى: ج 1، ص 461 والفقه: ج 1، ص 229 و معانى الأخبار: ص 68 و عيون أخبار الرضا: ج 1، ص 311 والتهذيب: ج 3، ص 255 و عمدة الأخبار: ص 129 و شفاء الغرام: ج 2، ص 260. ] «در خانه ى خود دفن است و هنگامى كه بنى اميه مسجد را بزرگ كردند، در صحن مسجد قرار گرفت».

در روايت ديگر نيز بزنطى از امام رضا عليه السلام سئوال مى كند كه فاطمه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در كجا دفن شده، فرمود: «دفنت فى بيتها». [ قرب الإسناد: ص 161. ] شيخ محبّ الدين نجّار در كتاب خود موسوم به «الدرّة الثمينّة فى أخبار المدينة» از عبدالله بن جعفر روايت مى كند كه قبر فاطمه عليهاالسلام در حجره ى خودش بود كه عمر بن عبدالعزيز آن حجره را در صحن مسجد انداخت. پس قبر فاطمه عليهاالسلام در مسجد پيامبر است. [ محب الدين طبرى، ذخائر العُقبى: ص 54. 