 نقل مى نمايد:
عبدالله بن جعفر و سعد بن عبدالله جميعا، عن ابراهيم بن مهزيار، عن اءخيه على بن مهزيار، عن الحسن بن محبوب ، عن هشام بن سالم ، عن حبيب السجستانى قال : سمعت اءباجعفر عليه السلام يقول :
ولدت فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله بعد مبعث رسول الله بخمس ‍ سنين ، و توفيت و لها ثمان عشرة سنة و خمسة و سبعون يوما (97)
ترجمه : حضرت فاطمه عليهاالسلام در سال پنجم بعد از مبعث رسول اكرم صلى الله عليه و آله متولد گرديد و به هنگام رحلت هجده سال و هفتاد و پنج روزه بود.
اين روايت به لحاظ آحاد سند اشكال عمده اى ندارد جز آنچه كه درباره حبيب سجستانى گفته اند، زيرا وى ابتدا از خوارج (98) بوده است ولى تصريح داريم بر اينكه نامبرده توبه نموده و از اصحاب و ملازمان امام باقر عليه السلام گرديده (99) و از ايشان ، و به خصوص از امام باقر عليه السلام رواياتى را نقل مى كند.
پس گرچه درباره او توثيق لفظى وارد نشده ، ولى با عنايت به تعبيرات دانشمندان ما در مورد او و اينكه رواياتى را كه او در زنجيره آنها قرار دارد تصحيح مى نمايند و معتبر مى دانند به نظر مى رسد كه وى اگر از افراد ((صحيح الحديث )) نباشد حداقل در عداد ((حسان )) قرار گرفته و لذا به حديث او اعتماد و اطمينان مى شود.
آنچه درباره حبيب سجستانى عرض كرديم مطابق روش علما و موافق با منطق علم رجال مى باشد، و لذا اگر كسى سعى كند تا از طريق وجود وى در زنجيره سند، ضعفى را بيش از آنچه كه ما هم پذيرفتيم متوجه روايت مذكور نمايد راهى نخواهد داشت .
دليل دوم : روايت امام صادق عليه السلام
اين روايت را ابوجعفرى از دانشمندان شيعه در قرن چهارم و پنجم هجرى ، در كتاب دلائل الامامة به شرح ذيل نقل نموده است :
حدثنا محمد بن عبدالله قال : حدثنا ابوعلى محمد بن همام قال : روى اءحمد بن محمد البرقى ، عن اءحمد بن محمد بن عيسى الاشعرى القمى ، عن عبدالرحمان بن بحر، عن عبدالله بن سنان ، عن ابن مسكان ، عن اءبى بصير، عن اءبى عبدالله عليه السلام قال :
ولدت فاطمة فى جمادى الاخرى يوم العشرين منه ، سنة خمس و اءربعين من مولد النبى صلى الله عليه و آله ، فاءقامت بمكة ثمان سنين و بالمدينة عشر سنين ... (100)
ترجمه : حضرت فاطمه در بيستم جمادى الثانى از چهل و پنج سالگى پيامبر متولد گرديد و مدت هشت سال در مكه و ده سال در مدينه زندگانى نمود.
همين روايت عينا در ص 45 از اين كتاب به سند ذيل تكرار شده است :
حدثنى ابوالحسين محمد بن هارون التعلكبرى قال : حدثنى اءبى قال : حدثنى اءبوعلى محمد بن همام بن سهيل قال : روى اءحمد بن محمد بن البرقى ، عن اءحمد بن محمد الاشعرى القمى ، عن عبدالرحمن بن بحر، عن عبدالله بن سنان ، عن ابن مسكان ، عن اءبى بصير، عن الصادق عليه السلام قال :...
تذكر: روايت احمد بن محمد بن عيسى از عبدالرحمن بن بحر مسلم نمى باشد و از طرف ديگر روايت عبدالرحمان بن بحر از عبدالله بن سنان نيز محل تاءمل است ، لذا به نظر مى رسد كه در نام وى تصحيف و تغييرى واقع شده باشد و او در واقع عبدالرحمان بن نجران باشد كه علامه مجلسى در بحارالانوار نام او را به اشتباه عبدالرحمان بن بى نجران ثبت نموده است . والله العالم .
اين روايت نيز در هر دو نقل ، از جهت آحاد سند فاقد اشكال و معتبر است و جايى براى بحث درباره آن باقى نمى ماند خصوصا آنكه غالب علماى شيعه نيز آنها را پذيرفته اند.
دليل سوم : اجماع
در برخى آثار علماى شيعه ديده مى شود كه مى گويند: تولد حضرت فاطمه عليهاالسلام در سال پنجم بعثت امرى اجماعى و اتفاقى در بين علماى اماميه است .
اينجانب بايد ضمن عرض ارادت تمام خدمت اين بزرگواران ، عرض كنم كه : اولا اگر چنين اجماعى را براى مقابله با عامه و به منظور تقويت نظريه خود در مقابل آنان به كار مى برند، چنين شيوه اى اولا انفعالى و در بحث علمى ناپسند است و ثانيا فاقد اعتبار حتى به عنوان ((مؤ يد)) مى باشد.
ثانيا: اساسا در بحثى اين چنين ادعاى اجماع كه هيچ ، حتى اجماع محقق نيز دردى را درمان نمى كند زيرا مسئله مورد بحث در اينجا تاريخى است نه فقهى . بله ، در برخى از مسائل تاريخى هم شايد بتوان از اصول و قواعد فقيه استفاده نمود ولى براى تعيين تاريخ ميلاد... .
ثالثا: چنين اجماعى به يقين ((اجماع مدركى )) است و مبتنى بر رواياتى است كه در اين رابطه نقل شده ، و با وجود آنها چنين اجماعى فى نفسه حجت نمى باشد، البته اگر سند آن روايات ضعيف بود، اين اجماع ضعف سند آنها را مرتع مى ساخت ولى روايات موجود به لحاظ سند معتبر و قابل اعتماد هستند و نيازى به تقويت ندارند.
رابعا: اگر تمام آنچه را كه گفته شد ناديده انگاريم ، با وجود مخالفان قدرى چون ابن ابى الثلج ، سليمان بن جعفر علوى ، شيخ مفيد، شيخ طوسى ، عبدالله بن محمد هاشمى و سيد بن طاووس ، چه جايى براى ادعاى چنين اجماعى باقى مى ماند.
از دانشمندان بزرگى كه طرفدار نظريه دوم مى باشند و معتقدند كه حضرت فاطمه عليهاالسلام در سال پنجم بعد از بعثت پيامبر متولد شده است اشخاص ذيل را مى توان نام برد:
1 محمد بن يعقوب كلينى متوفى به سال 328 / 329 هجرى (101)
2 ابوجعفر طبرى از علماى قرن 4 و 5 هجرى (102)
3 فتال نيشابورى شهيد به سال 508 هجرى (103)
4 ابن شهر آشوب مازندرانى ، متوفى به سال 588 ه (104)
5 ابن خشاب (105)، متوفى به حدود 567 ه (106)
6 خصيبى (107) مؤ لف هداية (108)، متوفى به سال 358 ه
7 نصر بن على الجهضمى (109) (خ ل : الجهنى ، و صحيح آن همان جهضمى است )، متوفى به سال 250 هجرى و از علماى عامه مى باشد. (110)
نظريه سوم
اينكه حضرت فاطمه عليهاالسلام در سال دوم بعثت يعنى در چهل و يك سالگى پيامبر متولد شده است .
اين نظريه نيز به دلايلى متكى است كه عبارتند از:
دليل اول : روايت امام صادق عليه السلام
اين روايت را حاكم نيشابورى به سند صحيح در كتاب مستدرك على الصحيحين آورده است :
اءخبرنا اءبوالحسن بن يعقوب الحافظ، اءنباءنا اءبوالعباس الثقفى ، حدثنى على بن عقيل بن عبدالله العلوى ، عن اءبيه ، عن اءم الحسن بنت اءبى جعفر محمد بن على عليه السلام ، عن اءخيها جعفر بن محمد عليهاالسلام قال :
ماتت فاطمة عليهاالسلام و هى ابنة احدى و عشرين ، و ولدت على راءس ‍ سنة احدى و اءربعين من مولد النبى صلى الله عليه و آله (111)
شبيه اين روايت را سليمان بن جعفر علوى هاشمى از خواص اصحاب امام رضا عليه السلام نقل كرده كه آن را نيز حاكم نيشابورى در كتاب مذكور روايت نموده است :
اءخبرنا ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن يحيى المزكى و ابوالحسين بن يعقوب الحافظ قالا:
حدثنا محمد بن اسحاق بن ابراهيم قال : سمعت عبدالله بن محمد بن سليمان بن جعفر الهاشمى يذكر عن اءبيه ، عن جده سليمان بن جعفر قال :
ولدت فاطمة سنة احدى و اءربعين من مولد رسول الله صلى الله عليه و آله (112)
همين روايت را ابن المزى الكلبى در تهذيب الكمال فى اسماء الرجال (113) به نقل از محمد بن اسحاق الثقفى السراج و او از عبيدالله بن محمد بن سليمان علوى وارد نموده است .
دليل دوم : موافقت شيخ مفيد و شيخ طوسى
شيخ مفيد (ت 413 ه ) در كتاب مسارالشيعه ، ب