ى اينكه شيعيان وى از آتش جهنم باز نگاه داشته شده اند و دشمنانش از دوستى و محبت وى كه نجات بخش است محروم مى مانند و اين است معنى كلام خداوند كه مى فرمايد: ((و در اين روز يعنى قيامت مؤ منين به سبب نصرت و يارى خداوند شادمان مى گردند))، و منظور از نصرت و يارى خداوند همين نصرت خداوند براى شيعيان و دوستداران فاطمه است كه به شفاعت و يارى فاطمه از آتش ‍ دوزخ نجات مى يابند.خطبه ى تاريخى بانوى بزرگ اسلام فاطمه ى زهرا

اين خطبه، از خطبه هاى مشهورى است كه علماى بزرگ شيعه و اهل تسنن با سلسله سندهاى بسيار آن را نقل كرده اند، هر چند عبارات اين خطبه در نقلها كمى متفاوت است.

مرحوم «سيد ابن طاوس» قسمتى از آن را از كتاب «المناقب»، «احمد بن موسى بن مُردويه اصفهانى» كه از معاريف اهل سنت است، به سندى كه به «عايشه» منتهى مى شود، نقل مى كند ما براى مزيد فائده، اين خطبه را به طور كامل از دانشمند معروف اهل تسنن ابن ابى الحديد معتزلى نقل مى كنيم وى در شرح نهج البلاغه در شرح نامه ى «عثمان بن حنيف» در فصل اول، اسناد مختلف اين خطبه را نقل كرده است او تصريح مى كند كه اسنادى را كه من براى اين خطبه در اينجا آورده ام، از هيچ يك از كتب شيعه نگرفته ام.

سپس اشاره به كتاب معروف «سقيفه» از «ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى» كه از محدثان بزرگ و معروف اهل سنت است، كرده كه او در كتاب خود از طرق زيادى اين خطبه را نقل نموده است. ابن ابى الحديد تمام اين طرق را در شرح نهج البلاغه آورده است كه ما براى رعايت اختصار از نقل آن صرف نظر مى كنيم.

مى گويد: چون ابوبكر تصميم گرفت كه فدك را از فاطمه عليهاالسلام باز گيرد، و اين خبر به آن حضرت رسيد، پارچه اى (مقنعه) را به سر و صورت و گردن خود پيچيد و لباسى كه از فرق تا قدم او را مى پوشانيد (چادر) بر بدن خود قرار داد و همراه با گروهى از خدمتكاران و زنان خويشاوند خود به طرف مسجد حركت كرد (تا در ميان زنان مشخص نباشد) و آن چنان عبا به سر افكنده بود كه دامن آن روى زمين كشيده مى شد و به زير قدمش مى آمد. راه رفتن او همانند راه رفتن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود تا بر ابوبكر وارد شد، در حالى كه ابوبكر در ميان جماعت مهاجران و انصار و ديگران بود، و در ميان زنان مهاجر و انصار در پشت پرده نشست ناله اى جانسوز كشيد و اين ناله همگان را به خروش آورده و صداى شيون از مردم بلند شد به گونه اى كه مسجد را به لرزه انداخت، قدرى مكث كرد تا مردم آرام شدند آنگاه روى سخن به ابوبكر كرده و اين خطبه را ايراد فرمود:

بخش نخست: (توحيد و صفات خداوند و هدف آفرينش) خدا را بر نعمتهايش سپاس مى گويم و بر توفيقاتش شكر مى كنم و بر مواهبى كه ارزانى داشته، ثنا مى خوانم بر نعمتهاى گسترده اى كه از آغاز به ما داده و بر مواهب بى حسابى كه به ما احسان فرموده است. و بر عطاياى پى درپى كه همواره ما را مشمول آن ساخته، نعمتهائى كه از شماره بيرون است و به خاطر گستردگى در بستر زمان هرگز قابل جبران نيست و انتهاى آن از ادراك انسانها خارج است، بندگان را براى افزايش و استمرار اين مواهب به شكر خويش فراخوانده و خلايق را براى تكميل آن به ستايش خود دعوت نموده، و آنان را براى به دست آوردن همانند آنها تشويق فرموده. و من شهادت مى دهم كه معبودى جز خداوند يكتا نيست بى مثال است و شريك و مانند ندارد اين سخنى است كه روح آن اخلاص است و قلوب مشتاقان با آن گره خورده و آثار آن در افكار، پرتوافكن شده. خدائى كه رؤيتش با چشمها غير ممكن است و بيان اوصافش با اين زبان، محال، و درك ذات مقدسش براى عقل و انديشه ممتنع است.

موجودات جهان هستى را ابداع فرمود، بى آن كه چيزى پيش از آن وجود داشته باشد. و همه ى آنها را ايجاد كرد بى آنكه الگو و مثالى قبل از آن موجود باشد.

آنها را به قدرتش تكوين نمود و به اراده اش خلقت كرد، بى آنكه به آفرينش آنها نياز داشته باشد، يا فائده اى از صورت بندى آنها عائد ذات پاكش شود. جز اين كه مى خواست حكمتش را از اين طريق آشكار سازد مردم را به اطاعتش هشدار دهد قدرت بى پايان خود را از اين دريچه نشان دهد خلايق را به عبوديت خود رهنمون گردد و دعوت پيامبرانش را از طريق هماهنگى تكوين و تشريع قوت بخشد.

سپس براى اطاعتش پاداشها مقرر فرمود و براى معصيتش كيفرها، تا بندگان را بدين وسيله از خشم و انتقام و عذاب خويش رهائى بخشد، و به سوى باغهاى بهشت و كانون رحمتش سوق دهد.

بخش دوم (مقام والاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و ويژگيها و اهداف او) و گواهى مى دهم كه پدرم محمد صلى اللَّه عليه و آله بنده و فرستاده ى اوست، پيش از آن كه او را بفرستد، برگزيد و پيش از آن كه او را بيافريند، براى اين مقام نامزد فرمود و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود. در آن روز كه بندگان در عالم غيب پنهان بودند، و در پشت پرده هاى هول انگيز نيستى پوشيده و به آخرين سرحد عدم مقرون بودند.

اين، به خاطر آن صورت گرفت كه خداوند از آينده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت و مقدرات را به خوبى مى دانست او را مبعوث كرد تا فرمانش را تكميل كند و حكمش را اجرا نمايد و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد.

هنگامى كه مبعوث شد، امتها را مشاهده كرد كه مذاهب پراكنده اى را برگزيده اند، گروهى بر گرد آتش طواف مى كنند و گروهى در برابر بتها سر تعظيم فرود آورده اند و با اين كه با فطرت خود خدا را شناخته اند، او را انكار مى كنند.

خداوند به نور محمد صلى اللَّه عليه و آله ظلمتها را برچيد، و پرده هاى ظلمت را از دلها كنار زد و ابرهاى تيره و تار را از مقابل چمشها برطرف ساخت.

او براى هدايت مردم قيام كرد و آنها را از گمراهى و ضلالت رهائى بخشيد و چشمهايشان را بينا ساخت و به آئين محكم و پا برجاى اسلام رهنمون گشت و آنها را به راه راست دعوت فرمود. سپس خداوند او را با نهايت محبت و اختيار خود و از روى رغبت و ايثار قبض روح كرد، سرانجام او از رنج اين جهان آسوده شد و هم اكنون در ميان فرشتگان و خشنودى پروردگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار داد. درود خداوند بر پدرم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله امين وحى و برگزيده ى او از ميان خلايق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و بركاتش.

بخش سوم (اهميت كتاب اللّه و اسرار و فلسفه ى احكام) سپس رو به اهل مجلس كرد و مسئوليت سنگين مهاجران و انصار را برشمرد و فرمود:

شما اى بندگان خدا! مسئولان امر و نهى پروردگار و حاملان دين و وحى او هستيد و نمايندگان خدا بر خويشتن و مبلغان او به سوى امتها مى باشيد. پاسدار حق الهى در ميان شما، و حافظ پيمان خداوندى كه در دسترس همه ى شماست و آنچه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بعد از خود در ميان امت به يادگار گذارده «كتاب اللّه ناطق» و قرآن صادق و نور آشكار و روشنائى پر فروغ او است.

كتابى كه دلائلش روشن، باطنش آشكار، ظواهرش پر نور و پيروانش پرافتخار.

كتابى كه عاملان خود را به بهشت فرا مى خواند و شنوندگانش را به ساحل نجات رهبرى مى كند، از طريق آن به دلائل روشن الهى مى توان نائ