 مردمان در خواب بودند، چنان مى درخشيد كه سفيدى آن داخل خانه هاى مدينه مى گرديد و فضاى خانه ها را روشن مى نمود، آنان از اين نور تعجب مى كردند و به سوى رسول خدا مى شتافتند تا درباره منشاء آن نور سؤ ال كنند، و رسول خدا آنها را به جانب خانه حضرت فاطمه متوجه مى كرد، و هنگامى كه آنان به سوى خانه ايشان نگاه مى كردند مى ديدند كه فاطمه در محراب عبادت قرار گرفته و نورى از محراب ساطع مى شود، و آنگاه دريافتند كه نور مذكور همان نورى است كه از فاطمه ساطع مى گردد.
هنگامى كه ظهر فرا مى رسيد و فاطمه آماده نماز مى گرديد نور زردى از چهره وى ساطع مى گرديد و داخل خانه هاى اهل مدينه مى شد به طورى كه در و ديوار خانه ها، و لباس و رنگ ايشان همه به زردى مى گراييد، پس هرگاه از آن نور پرسش مى نمودند، رسول خدا ايشان را روانه خانه فاطمه مى كرد و آنان مى ديدند كه دختر پيامبر در ميان محراب مشغول عبادت است و اين نور از وى ساطع مى گردد.
و هنگامى كه آفتاب غروب مى كرد چهره فاطمه به سرخى مى گراييد و نور قرمزى از او ساطع مى شد و فاطمه از اين امر خوشحال گرديده شكر خدا را به جاى مى آورد، پس آن نور داخل خانه هاى مردم مى گرديد و تمام آنها را سرخفام مى نمود؛ مردم مدينه از اين امر تعجب مى كردند و درباره آن با يكديگر به گفتگو مى پرداختند و هر كس نظرى مى داد، بنابراين نزد رسول خدا مى آمدند و علت آن را جويا مى شدند و رسول خدا ايشان را به سوى خانه فاطمه مى فرستاد و آنها مى ديدند كه فاطمه در محراب عبادت ايستاده و آن نور از وى ساطع مى گردد و مى فهميدند كه منشاء آن نور از كجاست .
پس آن نور در چهره فاطمه باقى بود تا زمانى كه حسين عليه السلام از وى متولد گرديد و آن نور به او منتقل شده و به ما رسيده است و همچنان در نزد ما خواهد بود، امامى بعد از امام ديگر، تا قيامت فرا رسد.
29/3 عيون اءخبارالرضا: (199) بالاسناد الى دارم (200) قال : حدثنا على بن موسى الرضاو محمد بن على عليهم السلام قالا: سمعنا الماءمون (201) يحدث عن الرشيد (202)، عن المهدى (203)، عن المنصور (204)، عن اءبيه (205)، عن جده (206)، قال : قال ابن عباس لمعاوية : اءتدرى لم سميت فاطمة فاطمة ؟ قال : لا، قال : لانها فطمت هى و شيعتها من النار. (207) سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقوله
ترجمه : شيخ صدوق در كتاب عيون اءخبارالرضا نقل مى كند كه ابن عباس به معاويه گفت :
آيا مى دانى كه دختر رسول خدا براى چه فاطمه ناميده شد؟
گفت : نمى دانم .
ابن عباس گفت : براى اينكه او و شيعيانش از آتش دوزخ باز نگاه داشته شده اند و خداوند آنها را به آتش جهنم عذاب نمى كند. من اين سخن را از رسول خدا شنيده ام .
30 عيون اخبارالرضا: (208) بالاسناد الثلاثة (209) عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : انى سميت ابنتى فاطمة لان الله عزوجل فطمها و فطم من اءحبها من النار. صح : (210) عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام مثله (211)
ترجمه : شيخ صدوق در كتاب عيون اخبارالرضا، به سند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت مى كند كه فرمود:
نام دخترم را از آن جهت فاطمه گذاردم كه خداى عزوجل او و دوستدارانش را بر آتش جهنم حرام كرده است .
31/5 علل الشرايع : (212) اءبى ، عن محمد بن معقل القرميسينى (213)، عن محمد بن يزيد الجزرى (214)، عن ابراهيم اسحاق النهاوندى ، عن عبدالله بن حماد، عن عمرو بن شمر، عن جابر ساءلت اءباعبدالله عليه السلام لم سميت فاطمة الزهراء، زهراء؟ فقال : لان الله عزوجل خلقها من نور عظمته فلما اءشرفت اءضاءت السماوات و الارض بنورها و غشيت اءبصار الملائكة ، و خرت الملائكة لله ساجدين و قالوا: الهنا و سيدنا ما هذا النور؟ فاءوحى الله اليهم : هذا نور من نورى و اءسكنته فى سمائى ، خلقته من عظمتى ، اخرجه من صلب نبى من اءنبيائى افضله على جميع الانبياء و اخرج من ذلك النور ائمة يقومون يهدون الى حقى و اءجعلهم خلقائى فى اءرضى بعد انقضاء وحيى
مصباح الانوار: عن اءبى جعفر عليه السلام مثله .
بيان : قال الفيروز آبادى : قرميسين بالكسر بلد قرب الدينور معرب كرمانشاهان
ترجمه : شيخ صدوق در علل الشرايع به نقل از جابر جعفى روايت مى كند كه گفت : به امام صادق عليه السلام گفتم : چرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا ناميده مى شود؟
امام فرمود: زيرا خداوند متعال او را از نور باعظمت خود آفريد، و هنگامى كه نورش درخشيدن گرفت آسمانها و زمين به نور او روشن شدند و چشمان ملائكه خيره ماند، پس سجده نموده و از خداى سبحان پرسيدند: خدايا! اين چه نورى است ؟ خداوند فرمود: اين شعبه اى از نور من است كه آن را آفريده ام و از صلب يكى از پيامبرانم كه او را بر ساير پيامبران برترى داده ام ، خارج مى نمايم . و از اين نور رهبران و امامانى به وجود مى آيند كه پس از انقطاع وحى مردم را به سوى حق هدايت مى نمايند.
اين روايت را محمد بن هاشم نيز به نقل از امام باقر عليه السلام در مصباح الانوار آورده است .
32/6 معانى الاخبار (215)، و علل الشرايع : (216) الطالقانى (217)، عن الجلودى (218)، عن الجوهرى (219)، عن ابن عمارة (220)، عن اءبيه قال : ساءلت اءباعبدالله عليه السلام عن فاطمة لم سميت زهراء؟ فقال : لانها كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاهل السماء كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض
ترجمه : شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار و علل الشرايع از محمد بن عماره كندى روايت كرده و گويد:
از امام صادق عليه السلام پرسيدم : چرا فاطمه را زهرا ناميدند؟
امام فرمود: براى اينكه هرگاه فاطمه در محراب عبادت مى ايستاد و به عبادت مشغول مى شد نور او براى اهل آسمان مى درخشيد همان طور كه ستارگان براى اهل زمين مى درخشند.
33/7 علل الشرايع : (221) اءبى ، عن على بن ابراهيم ، عن اليقطينى (222)، عن محمد بن زياد (223) مولى بنى هاشم قال : حدثنا لنا ثقه يقال له : نجية بن اسحاق الفزارى ، قال : حدثنا عبدالله بن الحسن بن حسن قال : قال اءبوالحسن عليه السلام لم سميت فاطمة فاطمة ؟ قلت : فرقا بينه و بين الاسماء، قال : ان ذلك لمن الاسماء ولكن الاسم الذى سميت به اءن الله تبارك و تعالى علم ما كان قبل كونه ، فعلم اءن رسول الله صلى الله عليه و آله يتزوج فى الاحياء و اءنهم يطمعون فى وراثة هذا الامر من قبله ، فلما ولدت فاطمة سماها الله تبارك و تعالى فاطمة لما اءخرج منها و جعل فى ولدها، ففطمهم عما طمعوا فبهذا سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت طمعهم . و معنى فطمت قطعت
بيان : قوله فرقا بينه و بين الاسماء لعله توهم اءن هذا الاسم مما لم يسبقها اليه اءحد فلذا سميت به لئلا يشاركها فيه اءمراءة ممن مضى فاءجاب عليه السلام باءنه كان من الاسماء التى كانوا يسمون بها قبل ، قوله ((ان الله )) اءى لان الله
ترجمه : شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع از عبدالله بن حسن بن حسن بن مجتبى عليه السلام روايت كرده كه گفت :
امام كاظم عليه السلام به من گفت : آيا مى دانى چرا دختر پيامبر فاطمه ناميده شد؟
گفتم : براى اينكه با ساير نامها فرق داشته باشد و بشود او را به آن نام مورد خطاب قرار داد.
فرمود: بله ، فاطمه هم از