د او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى دانست. اگر بعد از وفات پدرش برخورد ياران پيامبر با او و همسرش محترمانه بود همين باعث تسلّاى خاطر او مى گرديد.

متأسفانه حمله به درِ خانه ى او كه مى خواستند خانه را با هر كس كه در آن است آتش زنند، خود اين پيشامد ناگوار به تنهائى براى آزردن او بس بود تا چه رسد رويدادهاى وحشتناك ديگرى هم بدان افزوده شود.

به روى دختر پيغمبر تازيانه بزنند و او را ميان در و ديوار بگذارند و باعث سقط جنين او شوند همه ى اينها سبب مرگ نابهنگام او گرديد.

به طورى كه امام صادق عليه السلام فرمود: در اثر ضرباتى كه قُنفذ بر پيكر نازنين زهرا وارد ساخت. سقط جنين كرد و بدان علت پيوسته رنجور و ضعيف مى گشت تا اين كه به بستر بيمارى افتاد و در خانه خوابيد [ دلائل الإمامة: ص 45- بحارالأنوار: ج 43، ص 170. ] و با همين مرض به درود حيات گفت.

كفعمى در «مصباح» مى گويد: سبب وفات فاطمه آن بود كه او را صدمه زدند تا سقط جنين كرد. [ مصباح كفعمى: ص 522. ] بدين جهت در زيارتنامه هاى آن حضرت به وى «شهيده» اطلاق شده است.

مرحوم مفيد اين زيارت را براى فاطمه عليهاالسلام ذكر كرده است:

«السَّلامُ علَيْكَ يا رسول اللَّه السَّلامُ عَلى ابْنَتِكَ الصِدِّيقةَ الطّاهرة، السَّلامُ عَليْكِ يا فاطِمَةُ بِنت رسولِ اللَّه يا سيّدة نِساءِ العالمِين، أَيَّتُهاَ البَتُول الشَّهيدة الطّاهرة...». [ كتاب المزار، شيخ مفيد: ص 156- المقنعة: ص 459- البلد الأمين: ص 198- و 278- بحار الأنوار: ج 97، ص 197. ] در نصّ ديگر آمده است:

«السّلامُ عليكِ أيَّتُهاَ البَتُولَة الشهيدة ابنَة نبِىِّ الرَّحمة...». [ بحار الأنوار: ج 97، 198- مصباح الزائر: ص 26 و 25. ] در اينجا نص ديگرى است كه مى گويد:

«السّلامُ عليكِ أيّتُها الصدِّيقة الشهيدة الممنُوعةِ إِرثُها، المَكْسُورِ ضِلْعُها، المَظلومِ بَعْلُها، المقتُولِ وَلَدُها». [ اقبال الأعمال: ص 625- بحار الأنوار: ج 97، ص 199- 200. ] پس شكى نيست كه زهراى اطهر با اجل خود وفات نكرده، بلكه او شهيده از دنيا رفته است. بنابراين نوشته ى عباس محمود عقاد كه:

«زهرا لاغر اندام گندمگون و رنگ پريده بود، پدرش در بيمارى مرگ او را ديد و گفت او زودتر از همه ى كسانم به من مى پيوندد»، [ فاطمه الزهراء: ص 66. ] بى مدرك است، ظاهر عبارت عقاد اين است كه چون پيغمبر دخترش را ضعيف و كم بُنيه ديد، بدو چنين خبرى داد. تا آنجا كه اسناد نشان مى دهد، زهرا نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است بيمارى او پس از اين حوادث ناگوار آغاز شد كه سرانجام به درود حيات گفت.

به قول سيد اسماعيل حِمْيَرى:
انّها اسرعُ أهلى ميتةُ 	  	و لِحاقاً بى، فلا تكثر
جزع فمضى واتبعته والها 	  	بعد غيض جرعتهُ و وجعه

[ ديوان سيد اسماعيل حميرى: ص 289- مناقب: ج 3، ص 362. ] .

«فاطمه از ديگر خاندان من زودتر مى ميرد و به من مى پيوندد در مرگ او بسيار ناله مكن پيغمبر رفت و فاطمه از آن پس كه خشم و درد را جرعه جرعه نوشيده بود، مشتاقانه به دنبال او شتافت».

آرى فاطمه عليهاالسلام، اين چنين مظلومانه دار فانى را ترك گفت. و پس از مرگش حيات ديگرى در تاريخ آغاز نمود و در چهره ى ستمديدگان هاله اى از فاطمه پيدا شد و همه ى قربانيان زور و فريب نام فاطمه عليهاالسلام را شعار خويش نمودند و نام او منبع الهام بخش آزادى و حق خواهى و عدالت طلبى و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض گرديد. و السلام على سيّدة الجليلة المخفيّة قبراً والمجهولِة قدراً <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1583.xml">مقالات 1 الی 10</a><a class="folder" href="w:html:1594.xml">مقالات 11 الی 20</a><a class="folder" href="w:html:1605.xml">مقالات 21 الی 30</a><a class="folder" href="w:html:1616.xml">مقالات 31 الی 40</a><a class="folder" href="w:html:1627.xml">مقالات 41 الی 50</a><a class="folder" href="w:html:1638.xml">مقالات 51 الی 60</a><a class="folder" href="w:html:1649.xml">مقالات 61 الی 71</a><a class="text" href="w:text:1661.txt">منبع مقالات</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1584.txt">دو هديه، دو نعمت</a><a class="text" href="w:text:1585.txt">فرزانگي در سيره فاطمي</a><a class="text" href="w:text:1586.txt">کنیه های حضرت فاطمه زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:1587.txt">حضرت فاطمه (س) و حجاب</a><a class="text" href="w:text:1588.txt">احكام و نكته هايي درباره حضرت فاطمه زهرا</a><a class="text" href="w:text:1589.txt">درس هائی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی</a><a class="text" href="w:text:1590.txt">شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها افسانه یا واقعیت؟؟؟</a><a class="text" href="w:text:1591.txt">نقش فاطمه زهرا (عليها السلام) در نبردهاى صدر اسلام</a><a class="text" href="w:text:1592.txt">مروري بر زندگاني غنچه نبوي</a><a class="text" href="w:text:1593.txt">زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا </a></body></html>دو هديه، دو نعمت
 
نويسنده:حضرت آيت‌الله جوادي آملي
پيامبر گرامي اسلام(ص) دو هدية گران‌بها به دختر خود، حضرت فاطمه زهرا(س) دادند، يكي هدية مُلكي «فدك» بود كه آن را باب الكريم وضع كردند و ديگري هدية ملكوتي «تسبيحات حضرت فاطمه زهرا(س)» است. در اهميّت اين ذكر همين بس كه حضرت امام صادق(ع) دربارة آن فرموده‌اند: «اگر هديه و نحله‌اي بالاتر از آن تسبيح بود، پيامبر اسلام آن را به حضرت فاطمه(س) تعليم مي‌دادند.» اين تسبيح و تعليم جزو بهترين و برترين تعليم‌هاي ملكوتي است كه به صورت خاصّي به آن حضرت تعليم داده شده تا ديگران هم از آن استفاده كنند. اين يك تعليم عمومي نبود، بلكه يك نحله و عطايي است كه پيامبر اكرم(ص) به حضرت فاطمه(س) دادند، آنگاه به بركت آن معلّم، پيامبر(ص) و اين متعلّمه، حضرت زهرا(س)، ديگران هم از منابع معنوي آن بهره مي‌برند. از سوي ديگر حضرت زهرا(س)، هم منافع هدية ملكي (فدك) را در اختيار محرومان و مستضعفان قرار دادند.
امام صادق(ع) فرمودند: «هر كس تسبيح حضرت فاطمه(س) را بگويد، سپس استغفار نمايد، آمرزيده مي‌شود و اين تسبيح از نظر زمان صد تاست، امّا از نظر ميزان و ترازوي عمل هزار تاست؛ شيطان را طرد مي‌كند و [خداي] رحمان را راضي.»1 و ثواب اين ذكر براساس آية شريف: «هر كس كار نيكي به جا آورد، برايش ده برابر نظير آن است.»2 محاسبه شده است؛ البتّه اين حدّاقل ثوابي است كه براي اين ذكر در نظر گرفته شده و ممكن است فضايل و بركات ديگري براي اين ذكر در نظر گرفته شده باشد. اين تسبيح شيطنت و وسوسه‌هاي شيطاني را دور مي‌كند و رضاي پروردگار را تأمين مي‌نمايد.
چنين تسبيح مهمّي آداب خاصّي را نيز مي‌طلبد:
1. اين ذكر را در كمال آرامش و تأمين روحي انجام دهيد؛
2. بدون تسبيح از كنار سجّاده برنخيزيد؛
3. اين ذكر را با سرعت انجام ندهيد؛
4. قبل از اينكه پاهايتان را حركت بدهيد و از حالت نمازگزار خارج شويد، اين ذكر را انجام بدهيد.
امام صادق(ع) به يكي از شاگردانشان فرمودند: «ما (اهل البيت) بچّه‌هاي خود را همان‌طور كه به نماز امر مي‌كنيم، به تسبيح فاطمه(س) نيز امر مي‌كنيم و هر كسي كه ملازم اين تسبيح نباشد، گرفتار شقاوت مي‌شود. تو ملازم اين تسبيح باش و آن را از ياد نبر.»3 در روايت آمده كه اگر نمازگزار اين تسبيح را با «لا اله الّا الله