يست و منافعش متعلق به جامعه مسلمين است»، از فاطمه گرفته شد و عاملان وي از آنجا اخراج شدند. علي عليه السلام بعدها در نامه اي به يكي از فرماندهان خويش مي نويسد:
«از آنچه آسمان نيلگون بر آن سايه افكنده است، فقط فدك در دست ما بود كه گروهي بر آن بخل ورزيدن و گروهي ديگر كريمانه از آن گذشتند و سخاوتمندانه آن را بخشيدند و راستي كه خدا، نيكو داوري است». (3)
فاطمه براي اثبات حق مسلم خويش و مطالبه آن، علي عليه السلام، ام ايمن و اسماء بنت عميس را به عنوان شاهد به خليفه معرفي كرد، اما به دلايلي، گواهان او را نپذيرفتند و فدك به تصرف حكومت در آمد. دختر پيامبر كه دانست انحراف عميقي در جامعه مسلمين پديد آمده و نقشه ها يكي بعد از ديگري آشكار مي گردد، عزم خويش را جزم كرد و براي طرح شكايتش، مجمع عمومي مسلمين - مسجد - را كه تنها مركز دادخواهي بود، برگزيد و فرياد پيامبرگونه خويش را درقالب خطبه اي جاودانه به گوش تمامي انسان ها در طول تاريخ رساند. او گرچه به ظاهر به حق خويش نرسيد، اما غاصبان و خائنان را رسوا كرد و نداي حق طلبي را زنده و پاينده نگاه داشت و با دفاع همه جانبه از «ولايت و امامت، جان خويش را فدا كرد و اولين حامي و شهيد ولايت مدار نام گرفت».

ماجراي فدك
 
فدك، به سرزمين حاصل خيزي مي گفتند كه فاصله آن تا مدينه 140 كيلومتر بود. در پي پيروزي لشكريان اسلام در جنگ خيبر سال هفتم هجري، يهوديان خيبر نشين كه عظمت قواي اسلام و پيشروي آنان را ديدند، تصميم گرفتند در قبال حفظ جان و مال خويش و مصونيت از حمله مسلمانان، نصف يا همه آن سرزمين را به حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله ببخشند.
بنابر نص آيه قرآن، «آنچه را كه خدا از مال آنها (يهوديان) به رسم غنيمت به رسول خدا بازداد، (متعلق به رسول است) شما سپاهيان بر آن هيچ اسب و شتري نتاختيد و ... آنچه را كه خدا از اموال ديار كافران به رسول خدا غنيمت داد، آن متعلق به خدا و رسول و خويشاوندان اوست». (4)
با اين وصف، «فدك» ملك خالص رسول اكرم صلي الله عليه و آله گرديد و آن حضرت درآمدش را بين فقرا و مساكين و ساير درماندگان از جمله خويشاوندان تقسيم مي كرد. با نزول آيه (آت ذاالقربي حقه) (5)، پروردگار پيامبر را مأمور كرد كه فدك را به فاطمه تمليك كند. پيامبر صلي الله عليه و آله آن را به فاطمه عليها السلام بخشيد و از آن تاريخ، حضرت زهرا عليها السلام شخصاً اداره امور فدك را به دست گرفت و مالك آن سرزمين گرديد. (6)
ده روز پس از رحلت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و با خلافت ابوبكر، آن سرزمين تصاحب گرديد و ملكيت شرعي و ارثيه حضرت فاطمه عليها السلام ناديده گرفته شد. راويان به نقل از حضرت زينب عليها السلام دختر امير مؤمنان عليه السلام، آورده اند: وقتي كه فرمان ابوبكر بر غصب فدك و عوالي صادر گرديد، فاطمه عليها السلام با ناراحتي به جانب قبر پيامبر صلي الله عيه و آله آمد و تظلم كرد و گريست و اشعاري را خواند؛ از جمله فرمود:
قد كان بعدك انباء و هنبثه
لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب
«پس از تو خبرها و حادثه ها روي داد، اگر تو حاضر بودي، كارم به اينجا نمي كشيد».
از مجموع بحث هاي حاصل از آيات و روايات و اظهارات انديشمندان اسلامي بر مي آيد كه مالكيت فدك، مختص حضرت زهرا عليها السلام بود و اين امر بر خلفاي وقت نيز ثابت شده بود. به نمونه اي در اين مورد اشاره مي كنيم. فاطمه عليها السلام پس از ايراد خطبه در مسجد و ارائه دلايل محكم بر مطالبه حق خويش و نگرفتن نتيجه، متأثر و متألم به خانه آمد و از سكوت امير مؤمنان در اين خصوص با وي سخن گفت. علي عليه السلام، همسرش را دعوت به صبر كرد و خود نزد ابوبكر آمد و با وي مناظره كرد و خطاب به ابوبكر فرمود: آيه تطهير در حق چه كساني نازل شد، درحق ما يا غير ما؟ ابوبكر پاسخ داد: در مورد شما. علي عليه السلام بيان داشت: اگر شاهداني بگويند فاطمه مرتكب خلافي شده، چه مي كني؟ ابوبكر گفت: مانند ديگران بر وي حد جاري مي كنم. امير مؤمنان فرمود: در اين صورت، در پيشگاه خدا جزء كافران مي گردي. ابوبكر گفت: چرا؟ و علي عليه السلام پاسخ داد: زيرا در اين فرض، شهادت خدا را درباره او نپذيرفته وشهادت ديگران را پذيرفته اي؛ چون خدا به پاكي فاطمه عليها السلام گواهي داده است؛ همان طوري كه در مورد فدك چنين كردي و حكم خدا و پيامبرش را - كه فدك را به فاطمه واگذار كرده اند- رد كردي. مردم با شنيدن اين سخنان گفتند: علي راست مي گويد. (7)
در برخي روايات آمده است: چون ابوبكر اين سخنان را شنيد و مالكيت فاطمه را بر فدك پذيرفت، دستور داد سندي تنظيم گردد و آن سرزمين به حضرت بازگردد. خليفه دوم كه از جريان مطلع شد، سند را از فاطمه عليها السلام پس گرفته، در حضور ابوبكر آن را پاره كرد و گفت: شهادت علي كه ذي نفع است، قبول نيست!
اين جريان در تاريخ به گونه اي ديگر نيز آمده است: وقتي غاصبان، آن سرزمين پر درآمد را گرفتند و ابوبكر در اين عمل محكوم گشت، قباله آن را به فاطمه عليها السلام بازگرداند. محرك اصلي ماجراي فدك - خليفه دوم - درمسير برگشت فاطمه عليها السلام به خانه، راه را بر او گرفت و با زدن سيلي، صدمه اي به آن حضرت وارد ساخت و سپس سند را پاره كرد. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: فاطمه عليها السلام مادر عزيزم از همين صحنه دلخراش مصدوم شد و سرانجام با بيماري ممتد و دلي پر از غاصبين از دنيا رفت.‌ (8)
ابن ابي الحديد مي گويد: نظر بزرگان اماميه اين است: «همان گونه كه خلافت علي عليه السلام را غصب كردند و از اين طريق خواستند ضربه اي ناروا به پيكر اهل بيت عليهم السلام بزنند، تصرف فدك نيز زخمي بر زخم هاي آنان بود».
وي در ادامه، مطلبي را نقل مي كند كه هدف نهايي و انگيزه اصلي غاصبان را مشخص مي كند: «خليفه اول و دوم، فاطمه عليها السلام را از فدك محروم نكردند، مگر اينكه خواستند علي عليه السلام براي مبارزه در امر خلافت تقويت نگردد و به همين جهت، خمس را در مورد بني هاشم تعطيل كردند؛ زيرا فقير بي پول، بي شخصيت، كوچك و ذليل مي گردد و خود را براي كسب و كار و نان درآوردن مشغول مي كند و زمينه اي براي رياست پيدا نمي كند». (9)
بنابراين يكي از اهداف غاصبان اين بود كه خاندان وحي و رسالت را از نظر اقتصادي و امكانات مادي در ضعف نگه دارند و نوك پيكان اين حمله، متوجه امير مومنان عليه السلام شد. او كه صاحب ارزش هاي والاي معنوي و الهي بود، اگر تمكن مالي و امتيازات مادي نيز داشت، امكان قدرت نمايي و جلوه گري حاكمان غاصب نيز به حداقل مي رسيد.

راز مطالبه فدك و بيان خطبه
 
فاطمه عليها السلام به عنوان يك مسلمان تمام عيار و نمونه انسان كامل دريافته بود كه «حق» را بايد طلب كرد و بر هر فردي واجب است كه براي گرفتن حقوق خويش بكوشد؛ اگرچه بدان نيازي نداشته باشد و اين به معناي ناسازگاري با روحيه زاهدانه و پارسايي نيست، بلكه سكوت در چنين مواقعي، نوعي ظلم پروري و ذبح حق جويي است و دامن اولياي دين از اين شائبه ها، پاك است.
علاوه بر آن، استفاده