؛ به طوري كه احساسات و عواطف پاك را برانگيخت و صداي گريه حاضران بلند شد و سيلاب اشك از ديدگانش فرو ريخت. آن گاه خطبه غرّا و نوربخش خويش را با جذبه اي الهي، همراه استدلال، فصاحت و بلاغت و به كارگيري استعارات و كنايات ظريف و زيبا آغاز فرمود. سخنان آن بانو علاوه بر روشنگري و حلاوتي خاص، از هر گونه بذله گويي، مغالطه، بدزباني و تزلزل به دور بود.
كلام نافذ و معنوي اش، همگان را در سكوت فرو برد و جلوه عظمتش، شخصيت منافقانه و منفعت طلب افرادي را كه در زمان حيات پيامبر مقام آن حضرت را گرامي داشتند، ولي پس از رحلتش حرمت حريم او را ضايع كردند، بر ملا ساخت. حضور فاطمه عليها السلام در چنين مجلسي، علاوه بر اهداف ياد شده، حكايت از مشاركت مسئولانه زنان در عرصه سياسي جامعه و مشروعيت بخشيدن به فعاليت هاي سياسي، اجتماعي و مذهبي آن دارد كه موظف اند براي اداي تكليف الهي شان پاي به ميدان گذارند و مصداق كلام پروردگار باشند كه فرمود: «مردان و زنان با ايمان يار و ياور يكديگرند، امر به معروف و نهي از منكر مي كنند». (16)
در اين آيه، «معروف»مصداق هر كار خير، و «منكر» مصداق هر باطلي است كه بروز آن در صحنه زندگي و يا در بستر جريان هاي سياسي، اجتماعي و عمومي مسلمانان امكان وقوع دارد.
خطبه حضرت فاطمه عليها السلام در مسجد پيامبر تلاشي جز امر به معروف و نهي از منكر نبود، آن هم در جهت رسوايي قدرت طلبان غاصب خلافت، و توبيخ مهاجران و يادآوري براي آنان، و تكريم و تحريك انصار و عموم مردمي كه ساكت نشسته بودند تا شيوخ، اوضاع را به نفع خويش رقم زنند و با بدعت گذاري در جامعه، منكر را ترويج كنند.
دختر والاتبار پيامبر، سخنراني خود را با حمد پروردگار آغاز مي كند و با شهادت دادن به توحيد و نبوت، از قرآن و فلسفه احكام و پايه و بنيان هاي اصلي دين چون: نماز، روزه، حج و جهاد سخن مي گويد، آن گاه از پيامبر صلي الله عليه و آله و از علي عليه السلام به عنوان برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله نام مي برد. ويژگي «برادري با رسول خدا» همان خصوصيت افتخارآميزي بود كه مخالفان از آن هراس داشتند و هنگام بيعت گرفتن از علي عليه السلام و تهديد به قتل او، منكرش شدند و در پاسخ حضرت كه فرمود: «اگرمرا بكشيد، بنده خدا و برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله را كشته ايد»، گفتند: «بنده خدا را قبول داريم، اما برادر رسول را نه». (17)
فاطمه عليها السلام در ادامه كلامش از نور رسالت و دستاوردهاي عظيم آن و دعوت ها و مبارزات رسول الله به خوبي دفاع كرد و به وصايت علي عليه السلام، سخت كوشي ها و خيرخواهي اش در راه خدا تأكيد ورزيد و در نهايت از مظلوميت خويش و ارث غصب شده اش سخن گفت.

پي نوشت ها :
 

1. كنز العمال، حسام الدين هندي، ج6، ص220.
2. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1، ص265.
3. نهج البلاغه، نامه45.
4. حشر/6و7.
5. اسراء/26.
6. تفسير نمونه، ج23، ص510.
7. احتجاج، شيخ طبرسي، ج1، ص123.
8. تحليل سيره فاطمه الزهرا، علي اكبر بابازاده، ص200، به نقل از عوالم، چ1، 1374ش.
9. شرح نهج البلاغه، ج16، ص236و237.
10. فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، ص415، چ2، 1377ش.
11. كشف الغمه، علي بن عيسي اربلي، ج2، ص40.
12. شرح نهج البلاغه، ج14، ص210و211.
13. بحارالانوار، ج8، ص108.
14. شرح خطبه حضرت زهرا، آيه الله سيد عزالدين حسيني زنجاني، ج1، ص19، چ2، 1370ش.
15. همان، ص22.
16. توبه/71.
17. بحارالانوار، ج28، ص229.کنیه های حضرت فاطمه زهرا(س)

 
كنيه، براى تعظيم و تكريم اشخاص به كار مى‏رود. حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام كنيه‏هاى زيادى دارند، ما در اينجا بعضى از كنيه‏هاى آن حضرت را متذكر مى‏شويم.
كنيه‏هاى حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام عبارتند از:
1) اُمّ‏الحسن، 2) اُمّ‏الحسين، 3) اُمّ‏المحسن، 4) اُمّ‏الأئمة، 5) اُمّ‏أبيها، 6) اُمّ‏الخيرة، 7) اُمّ‏المؤمنين،
8) اُمّ‏الأخيار، 9) اُمّ‏الفضايل، 10) اُمّ‏الأزهار، 11) اُمّ‏العلوم، 12) اُمّ‏الكتاب، 13) اُمّ‏الأسماء

مدارك كنيه‏هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام
 
قال العلامة، ابن شهرآشوب (ره):
«و كناها: اُمّ‏الحسن، و اُمّ‏الحسين، و اُمّ‏المحسن، و اُمّ‏الأئمة، و اُمّ‏أبيها.» (1)
و قال المولى الأنصارى قدس‏سره و ذكر بعضهم:
«إنَّ من جملة كناها: اُمّ‏الخيرة، اُمّ‏المؤمنين، و اُمّ‏الاخيار، و اُمّ‏الفضائل، و اُمّ‏الأزهار، و اُمّ‏العلوم، و اُمّ‏الكتاب.» (2)
و قال في «نخبةالبيان»:
«فمنها اُمّ‏اسماء، ذكره الخوارزمى في مقتله، و لعله لتعدد أسمائها الحسنى، الحاكية عن صفاتها العليا و مناقبها العظمى.» (3)

كنيه‏ى اُمّ‏ابيها:
 
مهمترين كنيه‏ى حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام «اُمّ‏ابيها» مى‏باشد. براى اين كنيه معانى متفاوتى شده است.
بعضى اين كنيه را صِرف محبت پدر به فرزند دانسته‏اند و مى‏گويند انسان هرگاه فرزند خود را زياد دوست بدارد و بخواهد اين محبت را ابراز كند، به فرزندش مى‏گويد: «بابا»، «مادر» و اين در تكلم عموم مردم رايج است. بنابراين، كنيه‏ى «ام‏ابيها» نوعى ابراز محبت شديد از طرف پيامبراکرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام بوده است.
و شايد اين كه پيامبراکرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به او مى‏گويد: «اى مادر پدر» به اين علت باشد كه حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام، مانند مادرى مهربان، براى پدر خود زحمت مى‏كشيد. خاكستر از سر و رويش پاك مى‏كرد، جراحات او را پانسمان مى‏كرد و كارهايى را كه يك مادر در حق فرزند خود انجام مى‏دهد، ايشان براى پدر انجام مى‏داد.
و معناى ديگر آن كه، پيامبراکرم صلى اللَّه عليه و آله وسلم مانند فرزند، با دخترشان برخورد مى‏كردند، دستش را مى‏بوسيد، همان گونه كه فرزند در مقابل مادر بايد چنين باشد، در برابرحضرت زهراء عليهاالسلام، تمام‏قد برمى‏خاست، در هنگام سفر از او خداحافظى مى‏كرد و هنگام بازگشت از سفر اولين ديدارش از زهراى مرضيه عليهاالسلام بود. اين عملى است كه هر فرزند مؤدب به آداب الهى آن را انجام مى‏دهد.
برخى از محققين، از معانى «اُمّ» كمك گرفته و وجوهى را براى معناى اين كنيه‏ى ذكر نموده‏اند و گفته‏اند يكى از معانى «اُمّ» اصل و ريشه هر چيز است. حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام ريشه‏ى شجره‏ى طيبه‏ى نبوت است و براى تقويت سخن خود به روايت ذيل نيز تمسك جسته‏اند.
قال الباقر عليه السلام: «الشجرة الطيبة، رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم و فرعها، على عليه السلام و عنصر الشجرة، فاطمة عليهاالسلام و ثمرتها، أولادها و أغصانها و أوراقها، شيعتها.» (4)
امام باقر عليه السلام فرمودند: درخت پاكى و طهارت، پيامبراكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم است، كه شاخه‏هاى آن على عليه السلام، ريشه‏هاى آن فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، ميوه‏ى آن حسن و حسين و زينب و اُمّ‏كلثوم، شاخ و برگ اين درخت شيعيان آنها مى‏باشد.
قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم:
«أنا شجرة، و فاطمة أصلها، و علي لقاحها، والحسن وال