له) رسیده بود، و مخیریق کسی است که در واقعه جنگ احد، مسلمان شد، و همان روز در میدان جنگ به شهادت رسید، و هنگامی که خواست‏به میدان برود فریاد زد: شاهد باشید که من مسلمان شده‏ام و اگر در این جنگ کشته شدم تمام دارایی من متعلق به رسول خداست.
و از تواریخ و روایات به دست نمی‏آید که آیا این باغهای هفتگانه در اختیار فاطمه (عليها السلام) بوده، یا مانند فدک، آنها را نیز ابوبکر به غصب گرفته بود، اما بعید نیست اگر این روایت معتبر باشد چنین استنباط می‏شود که باغهای مزبور در دست آن حضرت بوده که تولیت آن را به علی (عليه السلام) واگذار کرده و روی آن وصیت نموده است، اگر چه برخی گفته‏اند:
این باغهای هفتگانه همان صدقاتی است که عمر در زمان خلافت‏خود به علی (عليه السلام) واگذار کرد، و ابوبکر اینها را نیز مانند فدک از فاطمه اطهر گرفت.
باری بازگردیم به دنباله وصیت: در برخی از نقلهای غیر معتبر نیز آمده که فاطمه (سلام الله عليها) از جمله وصیتهایی که به علی (عليه السلام) کرد این بود:
«یا ابن عم انی اجد الموت الذی لابد و لا محیص عنه، و انا اعلم انک بعدی لا تصبر علی قلة التزویج فان انت تزوجت امراة اجعل لها یوما و لیلة، و اجعل لاولادی یوما و لیلة، یا ابا الحسن و لا تصح فی وجوههما فیصبحان یتیمین غریبین منکسرین فانهما بالامس فقدا جدهما و الیوم یفقدان امهما، فالویل لامة تقتلهما و تبغضهما
ثم انشات تقول:
ابکنی ان بکیت‏یا خیر هاد و اسبل الدمع فهو یوم الفراق یا قرین البتول اوصیک با لنسل فقد اصبحا حلیف اشتیاق ابکنی و ابک للیتامی و لا تنس قتیل العدی بطف العراق فارقوا فاصبحوا یتامی حیاری فاخلفوا الله فهو یوم الفراق
و سخنان دیگری که چون به نظر نگارنده چندان معتبر نیامد از ترجمه و نقل‏قسمتهای دیگر خودداری شد.
ضمنا در پاره‏ای از روایات آمده که فاطمه (عليه السلام) پیش از آنکه از دنیا برود غسل کرد و جامه نو خود را پوشید و به سلمی، همسر ابی رافع، فرمود: من غسل کرده‏ام کسی بدن مرا برهنه نکند (17).
ولی برای توضیح باید بدانید که منظور از این روایات - چنانکه مرحوم مجلسی و دیگران گفته‏اند - نه آن است که مرا بدون غسل دفن کنید، زیرا مسئله غسل میت‏یکی از واجباتی است که باید در مورد هر میت مسلمانی انجام شود و استثنایی نخورده جز در مورد شهیدی که در میدان جنگ کشته شود آن هم با شرایط و خصوصیاتی که در کتابهای فقهی ذکر شده است، و از آن سو بر طبق روایات مشهور و زیادی که هست می‏دانیم که علی (عليه السلام) به کمک اسماء بدن فاطمه را شبانه غسل داد.
بلکه منظور آن بوده که بدن من پاک است و نیازی به شستشو و بیرون آوردن جامه برای غسل نیست، و به همین خاطر نیز بود که بر طبق روایات دیگری که بعدا ذکر خواهد شد، علی (عليه السلام) بدن فاطمه را از زیر پیراهن غسل داد، و این وصیت همسرش را نیز - که ظاهرا انگیزه‏ای جز پوشش و حفاظت زیادتر بدن از اینکه در معرض دید قرار گیرد نداشت - انجام داد.
اگر چه برخی خواسته‏اند بگویند: ممکن است این وصیت روی علاقه شدیدی که فاطمه (عليها السلام) به شوهر عزیزش داشت صادر شده و جنبه عاطفی داشته با این توضیح که چون فاطمه تا زنده بود سعی کرد تا بازوی متورم و پهلوی ضرب دیده و بدن کبود و کتک خورده‏اش را علی (عليه السلام) نبیند و تاثر شوهر بزرگوارش را زیادتر نکند، اما وقتی وصیت کرد که علی (عليه السلام) بدن او را غسل دهد و اساسا نمی‏خواست دیگری متصدی این کار شود، به این فکر افتاد که خواه ناخواه در وقت غسل چشم علی (عليه السلام) به بازو و پهلو و بدن او خواهد افتاد و تاثر او را چند برابر خواهد کرد، از این رو این کار را کرد و این قسمت را نیز در وصیت‏خود ضمیمه نمود و بلکه احتمال داده‏اند اصرار به اینکه در شب او را غسل دهد نیز روی همین خاطر بود که گذشته از اینکه بدن او را نبیندصورت کبود و نیلی او را نیز مشاهده نکند...و داغی بر داغهای دل علی (عليه السلام) افزوده نشود.!
و به هر صورت یکی از دو جهت ذکر شده بالا می‏تواند انگیزه و علت این وصیت‏باشد، نه آنکه می‏خواست اصلا او را غسل ندهند و بدون غسل دفن کنند تا آن وقت این بحث پیش نیاید که اولا این چه دستوری بود؟ و ثانیا چرا علی (عليه السلام) به این وصیت عمل نکرد و بدن فاطمه را غسل داد!
زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام‏الله‏علیها ص 220
رسولی محلاتی

پي نوشت ها :
 

1. کشف الغمه، ج 2، ص 130، استیعاب، ج 2، ص 752.روایات زیادی که به همین نحو از طریق اهل سنت آمده و به تفصیل در احقاق الحق، ج 10، صص 470 به بعد نقل شده.
2. اسد الغابة، ج 5، ص 478.
3. قاموس الرجال، ج 10، ص 456.
4. بحارالانوار، ج 43، صص 181 و 204.
5. همان، صص 172، 183 و 188، کشف الغمه، ج 2، ص 127.
6. بحار الانوار، ج 43، صص 184 و 189، کشف الغمه، ج 2، صص 126 و 130.
7. احقاق الحق، ج 10، ص 474، بحار الانوار، ج 43، صص 189 و 213، ضمنا دوستان حضرت زهرا و بانوانی که ادعای پیروی و شیعه‏گری بانوی عظمای اسلام را دارند خوب روی این قسمت‏حدیث دقت کنند و شدت علاقه فاطمه را به حجاب و پوشش بدن زن حتی پس از مرگ ببینند و تا آنجا که می‏توانند این هدف را در زندگی خود و دیگران تعقیب نموده و این برنامه را در خانه و خانواده‏ها پیاده کنند، تا روی دیدار و ملاقات شفیعه محشر را در آن روز وانفسا داشته و مشمول و شایسته شفاعت او گردند ان شاء الله!
8. کشف الغمه، ج 2، ص 130، استیعاب، ج 2، ص 752.
9. بحار الانوار، ج 43، ص 213.
10. و در برخی از روایات نیز این گونه است که فاطمه (ع) به علی وصیت کرد که چنین نعش و تابوتی برای او ترتیب دهد و بدو گفت: فرشتگان صورت آن را برای من درست کردند، و ظاهرا از نظر تواریخ مسلم است که اولین تابوتی را که در اسلام بدین صورت درست کردند همان بود که برای فاطمه (ع) ترتیب دادند.
11. همان، ص 179.
12. بحار الانوار، ج 43، صص 192- 191.
13. همان، ص 214.
14. همان، ص 214.
15. همان، ص 211.
16. همان، ص 218.
17. همان، صص 172 و 183 و 187. بازخواني مصحف حضرت فاطمه (س) در پاسخ به شبهات مطروحه
 
واقعيت آن است، سئوالي که هر از چند گاه بر ذهن و زبان برخي از برادران ما در ديگر فِرق اسلامي جاري مي‌شود، مسئلۀ «مصحف فاطمه» و يا به تعبير ايشان «قرآن شيعه» است؛ اينکه حقيقت مصحف مذکور چيست و اکنون در کجاست؟ آيا براستي «شيعه مي‌گويد: چند کتاب آسماني غير از قرآن مجيد و پس از آن، بر ائمّۀ آنان نازل شده است... مثلاً مصحف فاطمه(س)[1]»؟!! مشخصاً کدام يک از ائمّة و يا علماي اماميه ادعاي وجود و يا رؤيت اين قرآن را دارد ؟! آيا منتقدي از منتقدان، آن را ديده است؟! چرا با چنين حجم انبوه ردّيه‌ها و نقد بر کتاب مذكور، نسخه اي از آن يافت نمي شود؟! اصولاً ادعاي نقّادان از چه اتقان و استحکام علمي برخوردار است؟

درآمد:
 
«مسئلۀ آمدن جبرئيل براي کسي، يک مسئلۀ ساده نيست. خيال نشود که جبرئيل براي هر کسي مي‌آيد و امکان دارد بيايد؛ اين يک تناسب لازم است بين روح آن کسي که جبرئيل مي‌خواهد بيايد و مقام جبرئيل که روح اعظم است ... حتّي دربارۀ ائمّة هم من نديده ام که وارد شده باشد، اي