نطور که جبرئيل به آنها نازل شده باشد، فقط اين است که براي حضرت زهرا سلام الله عليهاست که من ديده ام که جبرئيل بطورمکرّر در اين هفتاد و پنج روز وارد شده و مسائل آتيه اي که بر ذريۀ او مي‌گذشته است، اين مسائل را مي‌گفته است [و]حضرت امير هم ثبت مي‌کرده است...و اين از فضائلي است که از مختصّات حضرت صديقه سلام الله عليهاست[2] ».
گفتار فوق کلام مرجع و سخنگوي رسمي مکتب اهل بيت در عصر غيبت حضرت امام خميني(ره) است. ايشان بر اساس روايات معتبر، تنها از مقام و منزلت معنوي فاطمۀ زهرا(س) سخن به ميان آورده و نزول فرشته وحي بر بانوي نمونۀ اسلام را بيان فرمود، اما هرگز کوچکترين اشاره اي در طرح ادّعاي نبوّت حضرت فاطمه(س) و نزول قرآني ديگر براي شيعه ننموده است.
علي رغم اهتمام بليغ بزرگان تشيع در اعلام صريح موضع رسمي خود و پاسخ به شبهات پيرامون اين مصحف شريف، بسي مايۀ تأسف است که باز و به هر بهانه اي، تهمت‌هاي پيشين تاريخي در لباس جديد شبهه عرضه شده و دامن گير اماميه مي‌گردد؛ چنانکه از سال 1414ق رسالۀ دکتري ناصربن عبدالله قفّاري به نام «اصول مذهب الشيعه الاماميه الاثني عشريه عرض و نقد» در 3جلد به عنوان بهترين تحقيق علمي و آکادميک !! عربستان سعودي، مکرر در سطحي گسترده، تکثير و توزيع شد[3]. کتابي که نه تنها در جهت تخطئه اعتقادات مستدل‌ترين فرقۀ ديني بلکه در راستاي تضعيف ايده مقدّس تقريب مذاهب اسلامي، آنهم در جوار کانون بايستۀ اتّحاد مسلمين ـ حرمين شريفين ـ سربرآورد! البته قابل اغماض نيست که بدنۀ جهان اسلام در تب شديد نا هنجاريهاي دولتهاي خودکامه، مي‌سوزد. نويسنده مذکور پيش از اين در کتاب «فکره التقريب بين اهل السنه و الشيعه» ايدۀ تقريب مذاهب اسلامي با اماميه را به دليل کفر شيعه!! «نا ممکن»[4] دانسته بود. دکتر قفّاري در جاي جاي «اصول مذهب شيعه » با تمسّک به اخبار ضعاف، شاذ، مرسل و غير معتبر در نزد شيعه، برداشت‌هايي خلاف واقع نموده و با ارائۀ قرائتي نو از تهمت‌هاي کهنه بر اماميه، با ضرس قاطع مي‌نويسد: «شيعه مي‌گويد چند کتاب آسماني غير از قرآن مجيد و پس از آن، بر ائمۀ آنان نازل شده است و در واقع ادعاي نبوّت بر امامان خود است ...مثلاً مصحف فاطمه... آنان مي‌گويند حجم اين کتاب سه برابر قرآن است و محتواي آن کتاب، علم غيب بر فاطمه را اثبات مي‌کند، چيزي که حتّي پيامبر نداشته است »[5].
با تمام رقّت و سبکي ادعاي فوق که مشتي نمونه از خرمن آن مثنوي نُه من کاغذ است، شايد بتوان اذعان نمود اين نوشته مهمترين کتابي است که در طول تاريخ، عليه مکتب اهل بيت(ع) نوشته شد[6] ؛ پس «تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل». جالب آن است که قفّاري در اين کتاب، حديث مستند «مصحف فاطمه » را دليل بر کفر شيعه!! شمرده و شدّت کفر ايشان را از يهود و بلکه از کفّار بيشتر دانسته است[7] !! بي‌خبر از آنکه قرآن به پيامبر رحمت(ص) سفارش مي‌کند حتّي با اهل کتاب بر سر سخن يکساني که ميان آنهاست، همنوا شده و بايستند[8] ؛ چراکه قوام جامعۀ اسلامي بسته به وحدت است و تنازع جز گام نهادن در پرتگاه شکست و آغاز هزيمت نيست: «وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»[9].
بي‌گمان، گرچه اختلاف گروه‌ها در اختصاص خلافت پيامبر، محلّ نزاع فرق اسلامي گرديد، امّا اجماع همۀ گروه‌هاي مسلمين بر مرجعيت علمي و تفسيري آل البيت(ع) و اقرار به قرابت ايشان با حضرت ختمي مرتبت(ص)، مي‌تواند محور وحدت مسلمين قرار گيرد. به گواهي تاريخ، جهت گيري مکتب علمي و معنوي اهل بيت همواره در راستاي تحقق آرمان مقدّس وحدت و در خدمت حفظ مصالح مسلمين بوده است، چنانکه سخنان خليفۀ دوّم و ائمّۀ فرق اسلامي شاهد اين مدّعاست.
سفارش قرآن به گفتگو با اهل کتاب و حتّي مشرکين، ديگر جايي براي تنازعات موجود ميان گروههاي مسلمان باقي نمي گذارد. رهبران فرق اسلامي مي‌بايست به منظور تحقق همه جانبه وحدت مطلوب، وظايف خود را به احسن وجه عمل نموده و به راهکارهاي ذيل اهتمام ويژه نشان دهند: تقويت بنيان‌هاي علمي و عملي مشترک، احترام به اصول و عقايد يکديگر، تقويت روح برادري و همدلي، مديريت بر مجموعه‌هاي خود به منظور تنش زدايي و جلوگيري از موج آفريني، شفافيت در مواضع، حصر اختلافات فرقه اي در گفتگوهاي علمي (توصيۀ علّامه سيد شرف‌الدين)، بستن نگاه تکفيري فِرق اسلامي بر يکديگر (توصيۀ شيخ محمود شلتوت مفتي اهل سنت و آيت الله العظمي بروجردي مرجع شيعه)، حذف مقياس‌هاي غير قرآني تفاضل (مقياسهايي غير از تقوي، مجاهده، ...)، پرهيز از مسائل فتنه انگيز(حذف مستفزّات)، پاسخ علمي به شبهات؛ البتّه شبهاتي که با حسن نيت مطرح مي‌شوند نه با نيتِ سوء؛ چراکه شبه افکنان غرضمند نه در پي پاسخند و نه هرگز به انتظار جواب مي‌نشينند:
چون غرض آمد هنر پوشيده شد
صد حجاب از دل به روي ديده شد
بر اين باور و در راستاي تحقق آرمان مقدّس وحدت اسلامي، به جستاري مجل پيرامون «مصحف فاطمه» مي‌پردازيم، باشد که به تنوير افکار و رفع ابهامات برادران ما در ديگر فرق اسلامي بيانجامد؛ البتّه براين نکته تأکيد مي‌ورزيم که جدل در محتوا و متن آن مصحف شريف شايد هيچگونه ثمره علمي و محصول عملي در پي نداشته باشد؛ چرا که بنا به اعتقاد شيعه‌ـ‌ چنانکه خواهد آمد ـ اين مصحف از دسترس عموم خارج و نزد صاحبش، بقية الله الاعظم (عج)مي باشد.

مصحف فاطمه، ميراث اهل بيت
 
بنا بر روايات متعددي که در جوامع حديثي مکتب اهل بيت عليهم السلام ثبت است، مواريثي خاصّ از علم و سلاح معصومين(ع)، دراختيار جانشينان معصومشان قرار مي‌گيرد؛ مواريثي که «بخشي از شئونات امامت به شمار»[10]مي روند. از اهمّ اين مواريث مي‌توان «کتاب علي يا جفر جامعه، مصحف فاطمه سلام الله عليها و صحيفۀ ديات»[11] را نام برد. در روايتي از صادق آل محمّد (ص) آمده است: « وعندنا مصحف فاطمه[12]؛ مصحف فاطمه نزد ماست». صاحب الذريعه، شيخ آقا بزرگ تهراني، در جمع بندي خود از اين مصحف شريف، مي‌نگارد: «مصحف فاطمه (س) از ودايع و امانت‌هاي امامت نزد مولي و امام ما صاحب الزمان (عج) است، همان طور که در چندين حديث از طرق ائمه اين امر روايت شده است»[13].
تکاتک اين تراث گرانبها از نشانه‌هاي شناخت امام معصوم (ع)محسوب مي‌شوند و بديهي است که هر زمان نزد آن بزگواران محفوظ باشند. عيون اخبار الرضا به نقل از حضرت ثامن الائمه و ضامن الائمه(ع) مي‌آورد: «للامام علامات: ان يکون اعلم الناس و احکم الناس ... و يکون عنده صحيفه فيها اسماء شيعه... و يکون عنده مصحف فاطمه »[14].
در اخباري مستند وارد است که حضرت زهراء(س) گاه مراجعاتي به مصحف خود داشته و تحفه‌هايي از آن را تقديم دوستان مي‌کرده است. اين مصحف شريف چونان سندي معتبر و مرجعي ارزشمند از جايگاهي رفيع نزد ائمّه برخوردار بوده و ايشان(ع) هنگام لزوم به آن مراجعه مي‌کردند[15]؛ چنانکه امام صادق (ع) به وليد بن صبيح فرمود: «اي وليد! من در مصحف فاطمه نگريستم و براي بني فل