آتش بپوشاند".اسما مي افزايد:"من وقتي اين اضطراب فاطمه(س)را ديدم، به ايشان گفتم من چيزي را كه به حبشه ديده‌ام به شما نشان مي دهم".سپس اسما با چوب خرما صندوقي دراز ساخت و پارچه‌اي را روي آن انداخت و فاطمه خرسند از آنچه ديده بود، گفت: "مانند اين برايم بساز.مرا بپوشان تا خداوند تو را از آتش بپوشان"،(17)و در گزارشي ديگر حضرتش فرمود:"اين چه خوب است و زيبا!زن از مرد تمييز داده نمي شود"(18)و به اين ترتيب ايشان نخستين كسي بود كه براي او نعش (تخت داراي ديواره)ساخته شد(ابن سعد، 1410ق، ج8، ص23).
فاطمه(س)گاه از زيور آلات هم استفاده مي كردند، يكبار كه گدايي به در منزل ايشان آمد، گردنبندي را كه در گردن داشت(عقد كان في عنقها)و دختر عمويش فاطمه بنت حمزه بن عبدالمطلب به او هديه داده بود به فقير داد(طبري، 1383ق،ص38).
ايشان ظاهراً از گوشواره هم استفاده مي كردند در يكي از گزارش هاي مربوط به مصايب آن بانوي بزرگوار پس از رحلت پيامبر(ص)چنين آمده است كه بر اثر سيلي كه به صورت آن بانو نواخته شد، گوشواره هاي زير خمار هويدا شد.(19)
خوراك حضرت هم همسان و بل پايين‌تر از خوراك توده ي مردم بود.در برخي گزارش هاي تاريخي به رنگ پريدگي فاطمه(س)از سر گرسنگي اشاره شده است.(براي نمونه ر.ك به:راوندي، 1409ق، ج1،ص51).شايد اين موضوع به سال هاي نخست هجرت برمي گردد كه مردم مدينه به ويژه مهاجران زندگي بسيار سختي داشتند.از گزارش هاي تاريخي مي توان برداشت كرد كه ايشان بعدها زندگي بهتري داشته‌اند.آيه ي تطهير(احزاب: 33)در سال پنجم هجرت نازل شده است.در مقدمه ي اغلب گزارش هاي مختلفلي كه در منابع شيعي و سني ذيل اين آيه ي شريفه و يا درباره ي حديث كساء وجود دارد.چنين آمده است كه فاطمه(س)ديگي سنگي(برمه)را كه در آن فرني(20)ساخته بود و بر طبقي حمل مي كرد، نزد پيامبر(ص)آورد و در مقابل ايشان به زمين نهاد (حاكم الحساني، 1411ق، ج2، ص104 و ص113/ابن طاووس، 1400ق، ج1، ص126/شيخ الاسلامي، 1377، ص14-15و منابع معرفي شده در آنها)، و در جايي از سبزي مورد علاقه ي فاطمه(س)يعني خرفه(الفرفح )نام برده شده است؛(21)همچنين در عبارتي منقول از ايشان، خرماي تازه براق به«الخشکنانج»تشبيه شده است كه مي تواند نشانه‌اي از آگاهي فاطمه(س) درباره ي اين نان ايراني و سابقه ي خوردن آن باشد.(22)فاطمه(س)همچنين درباره ي آداب غذا خوردن به مواردي به عنوان استحباب اشاره كرده اند كه از جمله ي آنها وضو ساختن پيش از غذا و نشستن بر جانب چپ است و مواردي را هم كه به عنوان ادب نشستن بر سر سفره ذكر كرده‌اند.شامل اين موارد است:خوردن غذا از قسمتي كه به جانب توست، كوچك گرفتن لقمه، نيكو جويدن و كم نگاه كردن به چهره ي ديگراني كه بر سر سفره هستند(صدوق، 1403ق، ج2، ص485/ بحارالانوار، 1404ق، ج95، ص9).
فاطمه(س)همچون عامه ي مردم سوار بر الاغي مي شد كه داراي رواندازي ريش ريش بود(23)و از پدرش روايت مي كرد كه اگر فردي بر مركب خويش كسي را سوار كرد، سزاوار است صاحب مركب جلو بنشيند و به همين ترتيب اگر ميهماني به منزل او فرود آمد، سزوار است صاحب منزل در رختخواب خويش بخوابد و نيز او به امامت نماز اولي است؛ مگراينكه ميهمان)امامي باشد كه ديگران را گرد خويش مي آورد(الا امام يجمع الناس.شيخ الاسلامي، همان، ص175).
در عروسي ديگران از جمله يهوديان شركت مي كرد(راوندي، 1409ق، ج2، ص537)و براي بيماري فرزندش حسين به سوره ي حمد استشفا مي نمود(نوري، 1408ق، ج4، ص300)اين ها همه گواه صدقي است كه فاطمه(س)مي كوشيد زندگي‌اش همسان و هم تراز با توده ي مردم باشد.

نتيجه
 
آنچه گذشت ،تنها درآمدي بود بر روش شناخت سيره ي اجتماعي معصومان(ع)و واكاوي هدف و كردكرد زيست و سيره ي اجتماعي فاطمه(س).هيچ مسلمان باورمندي در اين ترديد ندارد كه شناخت بهتر و ژرف‌تر سيره ي فاطمه(س)نيازمند دامنه‌اي وسيع از مطالعات روشمند ديگر است و شايد از همين روست كه آن بانو در خطبه ي فدكيه ي خويش پرسشي مطرح مي كند كه مخاطب آن، تنها حاضران در مسجد النبي نيستند، بلكه اين پرسش، پرسش از آيندگان هم هست و پژواك آن هماره مخطباني نو در تاريخ مي جويد:
اي گروه برخوردار از رحمت خدا و اي بازوان دين و اي پشتيبانان اسلام!اين سستي در ياري من چيست؟ و اين كوتاهي در مدد رساندن به من از كجاست؟ و اين كاهلي كم خردانه نسبت به حق از چه روست؟ و اين خواب آلودگي نسبت به ستمي كه بر من روا داشته شده، چراست؟(24)
منابع
قرآن كريم
1.آزاد ارمكي، تقي، نظريه هاي جامعه شناسي؛ تهران:سروش، 1381.
2.ابن ابي الحديد؛ نهج البلاغه؛ تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، الطبعه الثانيه، بيروت:دارالكتب العربيه، 1976م/1387ق.
3.ابن اشعث كوفي، محمدبن محمد، الجعفريات(الاشعثيات)؛ تهران: مكتبه نينوي الحديثه،[بي تا].
4.ابن الاثيرالجزري، عزالدين، اسدالغابه في معرفه الصحابه؛ بيروت: دارالفكر، 1409ق/1989م.
5.ابن سعد، محمد؛ الطبقات الكبري، تحقيق محمد عبدالقادر عطاء؛ الطبعه الاولي، بيروت:دارالكتب العلميه، 1410ق.
6.ابن شهر آشوب، محمد؛ مناقب آل ابي طالب؛ قم:موسسه انتشارات علامه، 1379ق.
7.ابن طاووس، رضي الدين علي بن موسي؛ الطرائف في معرفه مذاهب الطوائف، قم:خيام، 1400ق.
8.ــــــ ؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ قدم له و علقه حسين الاعلمي؛ الطبعه الاولي، بيروت:موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1414ق/1994م.
9.ابن عبدالبر، ابوعمر يوسف بن عبدالله، الاستيعاب في معرفه الاصحاب؛ تحقيق علي محمد البجاوي؛ بيروت:دارالجيل، 1412ق.
10.ابن منظور، محمد بن مكرم؛ لسان العرب، 18ج؛ بيروت:داراحياء التراث العربي، 1408ق.
11.اديبي، حسين و عبدالمعبود انصاري؛ نظريه هاي جامعه شناسي؛ تهران:دانژه، 1383.
12.اصفهاني، ابونعيم احمد بن عبدالله؛ حليه الاولياء وطبقات الصفياء؛ بيروت:دارالكتب العلميه،[بي تا].
13.اكراوي القلقشندي الشافعي، محمدبن عبدالله؛ اتحاف السائل بما لفاطمه من الفضائل و المناقب، تحقيق محمد كاظم الموسوي؛ تهران:المجمع العالمي للتقريب بين المذاهب الاسلاميه، 1427ق/1385.

14.الاربلي، علي بن عيسي؛ كشف الغمه في معرفه الائمه(ع)؛ 2ج، تبريز:مكتبه بني هاشم 1381ق.
15.المعجم الوسيط؛ قام باخراجه ابراهيم انيس، عبدالحليم منتصر، عطيه الصوالحي، محمد خلف الله احمد؛ الطبعه الثانيه، بيروت:التراث العربي، [بي تا].
16.انصاري زنجاني، اسماعيل؛ فاطمه(س)در آيينه كتاب؛ ج2، قم:الهادي، 1375.
17.ترنر، جاناتان؛ مفاهيم و كاربردهاي جامعه شناسي؛ ترجمه محمد فولادي و محمد عزيز بختياري؛ قم:موسسه ي آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378.
18.حاكم الحسكاني، ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله، شواهد التنزيل لقواع التنزيل في الآت النازله في اهل البيت(ع)؛ تحقيق محمد باقر محمودي؛2ج، تهران:سازمان چاپ ونشر وزرات ارشاد، 1411ق.
19.حر عاملي،‌محمدبن حسن؛ وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه؛ 29ج، تحقيق گروه پژوهش موسسه آل البيت، 1409ق.
20.خوئي، سيدابوالقاسم؛ موسوعه الامام الخوئي؛33 ج، قم:موسسه احيا آثار الامام الخوئي، 1417ق.
21.دشتي الطبراني، محمد؛ نهج الحياه:مو