سوعة كلمات الزهرا(س)؛ قم: موسسه اميرالمومنين(ع)،[بي تا].
22.راوندي، قطب الدين؛ الخرائج و الجرائح؛ قم:موسسه الامام المهدي، 1409ق.
23.سوان، آبراهم؛ جامعه شناسي تحليلي؛ ترجمه رحيم فرخ نيا ودريا معبدي؛ اراك:نويسنده، 1382.
24.سياح، احمد؛ فرهنگ بزرگ جامعه نوين؛ چ9، تهران:كتابفروشي اسلام، 1398م.
25.شيخ الاسلامي، حسين؛ مسند فاطمه الزهرا؛ قم:دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1377.
26.صحيفه الرضا(ع)مشهد:كنگره ي جهاني امام رضا(ع)، 1406ق.
27.صدوق، محمد بن علي بن ابي بابويه؛ الامالي؛ چ4، تهران:كتابخانه ي الاسلاميه، 1362.
28.ـــــــ ، الخصال؛ 2ج، قم:جامعه ي1 مدرسين، 1403ق.
29.طبرسي، ابوالحسن علي الحسن، مشكاه الانوار في غررالاخبار؛ نجف: مكتبه حيدريه، 1385ق.
30.طبري، محمدبن جرير؛ بشاره المصطفي؛ الطبعه الثانيه، نجف: حيدريه، 1383ق.
31.ـــــ ، دلايل الامامه، قم:دارالذخائر للمطبوعات، [بي تا](افست از روي نسخه نجف:حيدريه، 1383ق).
32.طوسي، ابوجعفرمحمدبن الحسن، الامالي؛ قم:دارالثقافه، 1414ق.
33.فالكس، كيث؛ شهروندي؛ ترجمه محمدتقي دلفروز؛ تهران:كوير، 1381.
34.فضل الله، سيدمحمدحسين؛ الزهراء القدوه(ع)؛ اعداد و تنسيق احمد الخصن؛ الطبعه الثانيه،[بي جا]، دارالملاك، 1421ق/2000م.
35.كليني، محمدبن يعقوب؛ الكافي؛ 8ج، تهران:دارالكتب الاسلاميه، 1365.
36.كوزر، لوئيس وبرنارد روزنبرگ؛ نظريه هاي بنيادي جامعه شناختي؛ ترجمه فرهنگ ارشاد؛ تهران:ني، 1378.
37.مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ 110ج، بيروت:موسسه الوفاء، 1404ق.
38.مفيد، محمدبن محمدبن نعمان"الف"؛ الاختصاص؛ قم:كنگره شيخ مفيد، 1413ق.
39.ــــــ ، "ب"؛ الارشاد الوسائل في معرفه حجج الله علي العباده؛ قم: كنگره ي شيخ مفيد، 1413ق.
40.نوري، ميرزا حسين؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ 18ج، بيروت:موسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408ق.
41.ورام بن ابي فراس؛ تنبيه الخواطر(مجموعه ورام)؛ قم:مكتبه الفقيه[بي تا](افست از نسخه ي بيروت:دارصعب، دارالتعارف، 1276ق).
42.هاشمي حسيني، سيد مهدي؛ فاطمه زهرا(س)در كلام اهل سنت؛ قم: حر، 1376.

پي نوشت:
 

1.كتاب فاطمه(س)درآيينه ي كتاب، تهيه شده توسط آقاي انصاري زنجاني، در بردارنده ي 1161 كتاب، گواه خوبي بر اين مدعاست و نيز براي‌آگاهي از شانزده كتابنامه درباره ي فاطمه، ر.ك.به:همان، ص11-16.
2.قميص.معادل فارسي اين واژگان به كمك توضيحات مندرج در لسان العرب(ابن منظور، 1408ق، مدخل هاي ذي ربط)انتخاب شده است.
3.خمار.ظاهرا خمار پوششي است كه تنها نيمي از سر را مي پوشانده است(ابن منظور، 1408ق، مدخل خمر)لذا مي توان آن را نوعي روسري دانست و در عين حال برخي گزارش هاي تاريخي به گونه اي است كه با روبند سازگار است(از جمله نك به:طبري، 1383ق،ص30/ابن سعد، 1410ق، ص20).
4.قطيفه سوداء خيبريه.قطيفه هم به معناي پارچه ي مخملي و هم معناي حوله و هم به معناي پارچه ي پرزدار به كار رفته است.از گزارشي در الطبقات الكبري برمي‌آيد كه قطيفه به عنوان روانداز به هنگام خواب هم استفاده مي شده است.در اين گزارش قطيفه ي فاطمه و علي آنقدر كوچك بود كه وقتي به هنگام خواب آن را بر سر مي كشيدند، پاهايشان از آن بيرون مي ماند و وقتي پاها را مي پوشاندند، سرهايشان بيرون مي ماند(ابن سعد، همان).
5.فراشان من جنس مصر، حشو احدهما ليف و حشو الآخر من جز الغنم.
6.اربع مرافق من ادم الطائف حشوها اذخر.از اين گياه براي پوشاندن تيرهاي چوبي روي سقف هم استفاده مي شد.
7.طوسي، 1414ق، ص41-42/ابن سعد، 1410ق،ج8،ص17.گزارش ابن سعد از جزئيات ازدواج علي(ع)و فاطمه(س) (ص17-20)دربردارنده ي داده‌هايي سودمند درباره زندگي اجتماعي در آن عصر است.
8.الاربلي، 1381ق،ج1، ص451/طبري، 1383،ص203، مرحوم مجلسي ذيل اين حديث در بحارالانوار دو احتمال درباره ي"عصب" بيان كرده است:تارهاي عصبي مفاصل حيوانات حلال گوشت كه با آنها مهره هاي كوچك براي گردنبند درست مي كردند و دندان سفيد حيواني دريايي كه در منطقه يمن به آن اسب فرعون گفته مي شود(مجلسي، 1404ق، ج43، ص89).
9.عليها كساء من اجله البل(ورام، 1376ج2،ص230)
10.بشمله لها خلقه قد خيطت في اثني عشرمكاناً بسعف النخل(مجلسي، همان، ص86)
11.عليها كساء بسيط و مرقع (دشتي الطبراني،[بي تا]، ص32).
12.فتبر قعت ببرقعها و وضعت خمارها علي راسها(طبري، 1383،ص101)
13.مجلسي،همان، ج36، ص288، جلباب پوششي بزرگتر از روسري بوده كه سروگردن را مي پوشانده و بر خلاف چادر ردا نداشته است.
14.لبست لباساً و اكتحلت و انكر علي(ع)ذلك عليها(طوسي، همان، ص401).
15.مجلسي، همان، ج8، ص303، اين مضمون با تفاوت هايي جزئي در منابع متعددي آمده است؛ نك به:كليني، 1365، ج5، ص377 و ابن شهر آشوب، 1379، ج2، ص96.
16.جلد كيش مدبوغ بالقرظ كان به نام عليه الحسن و الحسين(مجلسي، همان، ج3، ص27).
17.كتاب نهج الحياه اين روايت را از 22 منبع مختلف ذكر كرده است.(ر.ك به:دشتي الطبراني، همان، ص47).
18.ما احسن هذا و اجمله لا تعرف به المراه من الرجل (اكراوي، 1427ق، ص1179).در برخي نقل ها بجاي "لا تعرف"از فعل "تعرف"استفاده شده است (نك به:ابن عبدالبر، 1412ق، ج4، 1897)و در برخي نقل ها بخش اخير اين عبارت اصلا وجود ندارد(نكبه به:ابن الاثير الجزري، 1409ق، ج6، ص226).
19.حتي بدا قرطاها تحت خمارها (مجلسي،‌همان، ج53، ص19).
20.عصيده.اين كلمه به معناي فرني، حريره يا نوعي حلوا به كار رفته است(سياح، 1398ق، ج2، ص2005).
21.كليني، 1365، ج6، ص368.در اين روايات پيامبر بني اميه را لعن كرده كه از سر بغض نسبت به اهل بيت و فاطمه، اين گياه را "بقله الحمقاء"سبزي نادانان خواندند؛ همچنين در روايتي ديگر از امام صادق(ع)نقل شده است كه سبزي مورد علاقه ي پيامبر ترخون(الهندباء)و سبزي مورد علاقه ي اميرالمومنين علي(ع)ريحان (الباذروج)و سبزي مورد علاقه ي فاطمه(س)فرفخ بود(كليني، همان، ج363).هندباء و باذروج را به معني كاسني و تخم شبرتي هم دانسته اند (ر.ك به:سياح، همان، مدخل هاي ذي ربط).
22.ابن طاووس، 1414، ص18/راوندي، 1409ق، ج2، ص534.اين منبع الخشكنانج را به صورت الخشكنانج ثبت كرده است.خشكنانج ناني بوده كه از آرد خالص گندم و آميخته با شكر و بادام يا پسته و تنقلاتي از اين نوع ساخته مي شود(ر.ك به:المعجم الوسيط،[بي تا]، ج1، ص236)؛ البته اين كتاب ضبط كلمه را به صورتي ديگر نوشته است: "الخشكنان".
23.علي اتان عليه كساء له خمل (مفيد، 1413ق، ص183).
24.يا معشر البقيه و اعضاد المله و حضنه الاسلام ما هذه الفتره عن نصرتي و الونيه عن معونتي و الغمزه في حقي و السنه عن ظلامتي؟(ابن ابي الحديد، 1387ق،ج16، ص262).اين عبارت در نقل هاي خطبه در منابع مختلف، تفاوت هايي اندك با هم دارد.مرحوم مجلسي هم در بياني طولاني به توضيح واژگان دشوار خطبه پرداخته است و ترجمه اين عبارت با توجه به توضيحات او صورت گرفته است(ر.ك به:مجلسي، همان، ج29، ص280).
 
منبع:فصلنامه شيعه شناسي شماره 28تنديس شكيبايى، اسطوره ى زيبايى

آن گاه كه مدينه مهياى جشن عروسى مى شود، جشنهاى آسمانى آغاز مى گردد. جبريل فرود مى آيد و اراده ى آسمان [ اخبار الدول و آثار الاول، قرمانى، بغداد، ص 42- رشفة الصّادى، حضرمى، مصر، ص 9- وسيلة ا