اطمي ما را نمک گير سفره ي گسترده ي «اهل بيت» ساخته است .
همنوايي روح هاي مان با اندوه هاي علي و فاطمه ، نشان سيراب شدن جان از «کوثر ولايت» و تغذيه ي روح از مائده ي بهشتي است .
اين غم ، نشانه «محبت» است . و ... «تا نسوزد دل ، نريزد اشک و خون از ديده ها .»
هر چند ايام فاطميه ، داغ ما تازه مي شود، اما مرور بر اين «فهرست غم» ، ما را به فاطمه نزديک تر مي کند ، و ضربان قلب مان با عترت ، هماهنگ تر مي گردد .
جانمان جرعه نوش «زمزمه ولا» مي شود ،
قلب مان شفافيت بلود نور و زهره ي زهرا را بهتر لمس مي کند،
گريه ها شفيع ما مي گردد ، تا در آسمان عترت ، عزت يابيم ،
قطرات اشک در سوگ «اهل بيت» ، ما را هم اهل اين «بيت» مي کند و مهمان سفره تولا و جرعه نوش جام نوشين ولا .
بگذار با خود آن بي بي نجوا کنيم :
اي فاطمه !
اي گل پر پر بوستان رسالت! اي مادر مظلوميت!
مادر زينب بودي ، و چه نشانه اي گوياتر از اين؟
حسن و حسين (عليهم السلام) را در دامان کمال خويش پروراندي و به کمال حسن و فضل رساندي .
دو گوهري که هر يک ، اسوه ي استقامت و ايثار و معلم صلح و جهاد بودند .
اي فاطمه، اي صحيفه دار نيايش و عرفان!
سخنانت قدسي ، محمدي و علوي بود .
عبادتت ، الگوي زنان مسلمان ، حق باور و پارسا بود.
مادر پدر بودي و يادگار و يادآور پيامبر !
ولي ... خفاشاني شب دوست و گريزان از نور ، تو. را چون خاري در دل و ديده ي خويش ديدند .
به گريه ها و ناله هايت راضي شدند و مظلوميت تو را خوش داشتند ، با آن که رضاي تو رضاي خدا بود و نارضايي ات، قهر پروردگار .
گريه هاي تو ، سند اين مظلوميت بود و اشک هايت ، پشتوانه ي حقانيت علي .
بودن تو ، دشمن آزار بود و «حضور» تو ، آيتي روشن از رسالت و نشانه اي گويا از دين به حساب مي آمد و چون از «ياد» بدشان مي آمد ، تو را از مردم گرفتند و امت را به داغ تو نشاندند ، تا «آيه» اي قائم نباشد و شاهدي شهادت ندهد و آينه اي پيامبر نما ، در پيش نگاه مردم به حق نمايي نايستد .
هر چند شهادت تو در اشک هايت بود و اعتراض تو در گريه هايت و فرياد تو در خاموش شدنت ، چرا که «خاموشي» تو در آن عصر ، «فرياد» اعتراضي بود ، رسواگر غوغا سالاران سقيفه و غاصبان خلافت و چماقداران «بيعت»!
آنان که در دل ، به محمد (ص) کافر بودند ، مي خواستند نشانه اي از پيامبر وجود نداشته باشد و گرنه ، پرپر شدن کوثري چون تو در هيجده سالگي ، چگونه قابل تأويل و تفسير است؟
اينک ، آيا نامعلومي قبرت ، بسياري از رازهاي پنهان را معلوم نمي کند؟
تو در کجاي مدينه آرميده اي ، اي آرامش مدينه!
تو را کدام قسمت از خاک «يثرب» در بر گرفته است ، اي برکت آفرين زمين ؟
در سوگ وفاتت در کجا بايد گريست ؟ اي مدينه ات بيت الاحزان هميشگي تاريخ ؟!
شبنم اشک را در پاي کدام نخل و نهال بايد ريخت؟
دست «حسنين» را گرفته ، به کجا بايد آورد ؟ «بيت الاحزان» کجاست ؟
صاحب عزا کيست؟
اي به خاک آرميده ي افلاکي!
شهادتت ، به «حق» شهادت مي دهد و «رفتن»ت ، «رفته» ها را به يادها مي آورد، و خفتنت در خاک تيره ، خفتگان تيره روز را بيدار مي کند.
مزار پنهانت، پنهان ها را آشکار مي کند.
گريه هايت از خنده هاي ناحق پرده بر مي دارد .
زخم هاي سينه و بازوي ورم کرده ات ، جراحت عميق و التيام ناپذير عشق است .
سلام بر آن جان خدايي ات ، که فراق پيامبر را بيش از دو ماه ، تاب نياورد.
درود بر آن دل آسماني ات، که زمينيان را به سوز ابدي و داغ جاويد مبتلا کرد .
سلام بر زخم هاي پيکر و دردهاي دلت ، که هنوز تازه است .
سلام بر سينه ي پر دردت ، که تجلي گاه شهود است.
سلام بر روحت ، که خدايي است.
سلام بر صدف عصمتت ، که پروراننده ي يازده گوهر ناب است.
سلام بر پدرت ، که فخر کائنات است.
سلام بر شويت ، که خاتم اوصياست.
سلام بر فرزندانت ، که سيب هاي خوشبوي فردوس برين اند.
سلام بر تو ، اي صديقه ي شهيد، اي حوراي انسي، اي زجر کشيده ي مظلوم!
سلام بر تو، که دختر برگزيده ترين انسان و يادگار خاتم پيامبراني.
سلام بر تو، که سرور بانوان جهان ، از آغاز تا پاياني.
درود بر تو،
ابز گنجينه ي عفاف،
اي آيينه ي شرف،
اي زهرا!
منبع: ماهنامه پيام زن شماره 195 /س حضرت فاطمه (س) در انديشه امام خمينى (ره)

نويسنده:محمد اسحاق مسعودى

اين نوشتار سزاوار مى‏بيند، نظرى به ديدگاه امام خمينى(ره) درباره شخصيت فاطمه زهرا(س) داشته باشد، گذشته از آنكه حضرت امام(ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مكتب او پرورش يافته و عمر شريف خويش را در راه اهداف والاى اسلام و اهل بيت(ع) سپرى فرموده است، همزمانى ميلاد امام خمينى(ره) (بيستم جمادى‏الثانى سال 1320 ه .ق) و ميلاد فاطمه زهرا(س) بر اين مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام(ره) در برخى از پيامها و سخنرانيهاى خود به ترسيم و توصيف شخصيت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته‏اند، اما به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه آنچه بيان كرده‏اند تنها اشاره به بخشى از فضايل بى‏پايان و وصف‏ناشدنى زهراى مرضيه(س) است، نه تبيين همه آن، كه اصولا از قدرت بشر خارج است، و به كلام امام(ره) نيز در اين باره خواهيم پرداخت.
اينك سخنان حضرت امام(ره) را تحت عناوينى چند به شما خواننده گرامى تقديم مى‏داريم:

1 - فاطمه(س) مايه افتخار
در دنيايى كه در آن زندگى مى‏كنيم، از گذشته تا حال، انسانها بر حسب ديدگاه خود از جهان و انسان و زندگى، به اشياء يا اشخاصى افتخار مى‏كرده‏اند و آنها را مايه فخر و مباهات خود دانسته‏اند، اما حضرت امام(ره) فاطمه زهرا(س) را مايه افتخار مى‏دانند، ببينيم چه كسانى به زهراى مرضيه(س) افتخار مى‏كنند.

الف) افتخار جهان هستى
امام(ره): روز پر افتخار ولادت زنى [است] كه از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است (1) .
زنى كه عالم به او افتخار دارد. (2)

ب) افتخار خاندان وحى
امام(ره): زنى كه افتخار خاندان وحى، و چون خورشيدى بر تارك اسلام مى‏درخشد. (3)
تاريخ اسلام گواه احترامات بى‏حد رسول خدا(ص) به اين مولود شريف است. (4)

ج) افتخار پيروان او
امام(ره): براى زن‏ها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است و مسؤوليت. (5)

2 - فاطمه(س) تجلى كمال انسان
امام (ره): تمام هويت انسانى در او جلوه‏گر است. (6)
تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه كرده و بوده است. (7)
يك انسان به تمام معنى انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان،... تمام حيثيت زن، تمام شخصيت زن فردا [روز ميلاد] موجود شد. (8)
تمام هويت‏هاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در اين زن است. (9)
نكته: حضرت امام(ره) در بيان اينكه چرا در آيه (انا انزلناه) به شكل جمع ذكر شده است فرموده‏اند: بدانكه نكته آن تفخيم مقام حق تعالى به مبدئيت تنزيل اين كتاب شريف است... بعبارت ديگر اين صحيفه نورانيه [قرآن كريم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان كامل نيز صورت اسم اعظم است، بلكه حقيقت اين دو در حضرت غيب يكى است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند]. (10)
