سلمانان یا بهتر بگوییم ابوبکر
قاضی پرونده : ابوبکر
دستیار یا بهتر بگوییم گرداننده قاضی : عُمر
شاهدان ومدارک مُدعی: مدرک حضرت فاطمه (علیها السّلام) سندی بود که پدرش برای او نوشته بود . وشاهدانش امام علی (علیه السّلام) ، امام حسن ، امام حسین (علیه السّلام) رباح غلام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، اُم ایمن ، اسماء بنت عُمیس
شاهد طرف شکایت: عُمر وابوعبیده
راوی حدیث فدک: ابوسعید خدری صحابی بزرگ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
راوی حدیث جعلی لانُوَّرث : ابوبکر

• مواد و موازین و قوانینی اسلامی که در این مخاصمه استفاده می شود.
1- قاضی پرونده باید به حکم دو آیه ی ذیل به حق وعدالت رفتار کند
الف:اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ اَن تَحکُموا بالعَدلِ (23)
« وقتی میان مردم داوری کردید به عدل وداد رفتار کنید»
ب- و ممّن خَلَقنا اُمه یَهدونَ بالحقّ و به یَعدلون (24)
گروهی از مردم که آفریده ایم به راه حق می روند وبه حق داوری می کند.
2- از نظر موازین اسلام وبلکه جهان کسی که در ملکی تصرف دارد مالک شناخته می شود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
3- هرگاه یک فرد غیرمتصرف مدعی مالکیت چیزی شود که در تصرف دیگری است باید دو شاهد عادل بر مالکیت او گواهی دهند.
4- اگر فرد مدعی برای اثبات ادعای خود شاهدی نداشته باشد قاضی می تواند از فردی که ملک در تصرف او است قسم بگیرد که ملک از آن او باشد.

• بررسی پرونده ی فدک
1- از گفتگوی همفکر خلیفه با وی به روشنی استفاده می شود که انگیزه ی آنان برای غصب فدک حفظ مصالح خلافت بود و موضوع «ارث نگذاشتن پیامبران » یک ظاهر سازی بیش نبود.
گواه این ادعا این است که وقتی خلیفه تحت تأثیر سخنان ودلائل حضرت زهرا (علیها السّلام) قرار گرفت را به او باز گرداند اما عُمر مانع این عمل شد اگر قاضی پرونده ، انگیزه ی واقعی اش عمل به قوانین اسلام بود چرا فدک را پس می داد، این ماجرا به خوبی انگیزه ی واقعی مصادره را روشن می کند.
2- مورخان اسلامی نقل می کنند که وقتی آیه ی «آت ذالقربی» نازل شد پیامبر فدک را به فاطمه (علیها السّلام) بخشید. سند این احادیث به ابوسعید خدری منتهی می شود. آیا بر خلیفه لازم نبود که ابوسعید را بخواهد وحقیقت امر را از او بپرسد؟
3- همانطور که قبلاً نیز اشاره شد طبق قوانین اسلامی وبلکه جهان ، کسی که در ملکی متصرف است، مالک شناخته می شود و هرگاه یک فرد غیر متصرف ، مُدعی مالکیت چیزی شود . باید دو شاهد عادل بیاورد. وشکی نیست که سرزمین فدک
در تصرف دختر پیامبر بود وتصرف چند ساله ی او گواه روشن بر مالکیت او
می باشد. با این همه خلیفه ، متصرف بودن فاطمه (علیها السّلام) را نادیده گرفت ونارواتر آنکه به جای اینکه از مُدعی غیرمتصرف شاهد بخواهد از فاطمه (علیها السّلام) که متصرف بود گواه طلبید.
4- تاریخ زندگی خلیفه گواهی می دهد که در بسیاری از موارد ادعای افراد را بدون
گواهی می پذیرفت . اکنون می پرسیم که چگونه خلیفه ادعای هر مُدعی را می پذیرد و از آنها شاهد نمی خواهد ولی درباره ی دختر گرامی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مقاومت می کند و به بهانه ی اینکه او شاهد ودلیل ندارد واز پذیرفتن سخن وی سرباز می زند؟!
با این مدارک روشن؛چرا و به چه دلیل خلیفه از داوری به حق درباره ی فدک خودداری می کند؟

• داوری نهایی درباره ی مسأله ی فدک
قسمت هایی از پرونده گواهی می دهد که پرونده نقص نداشت و از نظر موازین قضایی اسلام خلیفه می توانست به نفع حضرت فاطمه (سلام لله علیها) نظر دهد زیرا اولاً خلیفه بعداز اقامه ی شهود از جانب حضرت زهرا (علیها السّلام) تصمیم گرفت که فدک را به مالک واقعی آن بازگرداند. اگر گواهان فاطمه (علیها السّلام) برای مدعای او کافی نبودند وپرونده نقص داشت، هرگز خلیفه به نفع او رأی نمی داد و رسماً مالکیت او را تصدیق نمی کرد. ثانیاً کسانی که حقانیت فاطمه (علیها السّلام) گواهی دادند عبارت بودند از:
1- امیرالمؤمنین (علیه السّلام)
2- امام حسن (علیه السّلام)
3- امام حسین (علیه السّلام)
4- رباح غلام پیامبر
5- اُم ایمن
6- اسماء بنت عُمیس
آیا این شهود برای اثبات مدعای دختر پیامبر کافی نبودند؟!
فرض می کنیم که حضرت زهرا (علیها السّلام) برای اثبات مدعای خویش جز علی (علیه السّلام) واُم ایمن کسی را به دادگاه نیاورد. آیا گواهی این دونفر که یکی از آنها طبق تصریح قرآن مجید، معصوم وپیراسته از گناه بود برای اثبات مدعای او کافی نبود؟!
ثالثاً : اگر خودداری خلیفه ازاین جهت بود که شهود حضرت فاطمه (علیها السّلام) کمتر از حد معین بود. در این صورت موازین قضایی ایجاب می کرد که از او مطالبه ی سوگند کند چرا خلیفه از اجرای این اصل خودداری کرد و نزاع را خاتمه یافته اعلام کرد؟
و سرانجام با توجه به همان انگیزه هایی که سابق بر این بیان کردیم، خلیفه با کارگردانی عُمر ، فدک که هدیه ی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به فاطمه (علیها السّلام) بود را ناجوانمردانه پس از غصب ولایت وتصاحب کرسی خلافت، از مالکیت فاطمه(علیها السّلام) بیرون کرد.
منابع ومأخذ :
1- قرآن کریم
2- خطبه ی حضرت زهرا(علیها السّلام)
3- شرح خطبه ی زهرا (علیها السّلام)، دستغیب، عبدالحسین ، ناشردارالکتاب- چاپ 1373 هـ . ش
4- لغت نامه ی دهخدا- علی اکبر دهخدا- چاپ سیروس- اردیبهشت 1351 هـ . ش
5- فروغ ولایت : سبحانی جعفر، مؤسسه ی امام صادق (علیه السّلام)، چاپ اول- 1374 هـ . ش
6- فروغ ابدیت : سبحانی، جعفر، دفتر تبلیغات اسلامی ،قم، چاپ دوازدهم، 1376 هـ . ش
7- تاریخ پیامبر: اسلام سبحانی، جعفر، نشر مشعر.چاپ دارالحدیث .بهار 1384 هـ . ش
8- مسند فاطمه زهرا (علیها السّلام):شیخ الاسلامی سید حسین، ترجمه ی علی حیدری- انتشارات انصاریان، چاپ اول 1383 هـ . ش
9- زندگی نامه ی بانوی مظلومه باقریان- مرتضی
10 – اُسوه النساء: حسینی سید محمد، ویرایش فریبرز، راهدان مفرد، ناشر :مؤلف، چاپ 1381 هـ . ش
11- بحارالانوار،مجلسی، محمد باقر، دارالکتب اسلامیه، چاپ دوم، 1364 هـ . ش
12- علل الشرایع، شیخ صدوق –ترجمه ی محمد جواد ذهنی تهرانی –انتشارات مؤمنین –چاپ ششم،1385 هـ . ش
13- اسرار فدک،محمد باقر انصاری وحسین رجایی ، نشر قم
14- منتهی الآمال قمی ، شیخ عباس، نشر لقمان، چاپ صدر، 1366 هـ . ش
15- ناسخ التواریخ ،محمد تقی لسان الملک سپهر به اهتمام جمشید کیانفر-انتشارات اساطیر 1380 هـ . ش

پی نوشت ها :

12. فروغ ولایت به نقل ازتاریخ طبری ج 3 ص 202
13. فروغ ولایت به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص 133
14. این حقیقت از گفتگوی عُمر با خلیفه به روشنی استفاده می شود وی به ابوبکر گفت: «مردم بندگان دنیا هستند وجز آن هدفی ندارند . توخمس وغنایم را از علی (علیه السّلام) بگیروفدک را ازدست او بیرون آورکه وقتی مردم دست او را خالی دیدند اورا رها کرده وبه تو متمایل می شوند- ناسخ التواریخ – ج زهرا ص22
15. بدین جهت بود که در عصر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فدک ، قریه ی کشاورزی محدود به عنوان خود نبوده بلکه معنای آن خلافت تلقی می شد ودر تأیید ای