 پيامبر(صلی الله علیه واله) توضيحى دارد:
كلمه و وصف «حجاب» از اين جهت بر رسول الله (صلی الله علیه واله) اطلاق شده است كه آن حضرت واسطه بين خداوند و خلق بوده است، يا به اين اعتبار كه رسول الله (صلی الله علیه واله) داراى دو مقام و وجهه بود: مقامى نزد خداوند و مقامى نزد مردم.10
10 . در متن حديث لوح آمده است:
فَمَن رجا «غيرَ فضلى» او خافَ غيرَ عدلى عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا اُعذِّبُهُ احداً من العالمين .از عبارت غير فضلى دو مطلب متفاوت قابل برداشت است. اوّل: به فضل كسى جز خدا اميدوار بودن؛
دوم: به جز فضل خدا به ديگر صفات الهى اميدوار بودن.
از ظاهر لفظ چنين بر مى آيد كه برداشت اوّل صحيح باشد كه در آن صورت نتيجه اميد به فضل ديگران، باعث عذاب الهى ونافرجامى و ناكامى در تحقق اهداف عالى زندگى است. امّا بيانى از علامه مجلسى نقل شده است كه مطلب دوم را صحيح مى داند. از بيان او چنين استنباط مى شود كه پاداشى كه خداوند به انسان مى دهد دو نوع است: اوّل ثوابى كه نتيجه عمل آدمى است؛ دوم پاداشى كه ارتباط به عمل آدمى ندارد و ناشى از فضل الهى است. ثوابى را كه ناشى از فضل الهى است، نمى توان حتى يك دهم مكافات عمل خود خواند و اگر معيار ثواب و عقاب الهى را فقط عمل آدمى فرض كنيم، استحقاق هيچ گونه پاداشى كه نتيجه فضل خدا بر او باشد، موجود نيست بلكه اگر پاداشى هست همان است كه براى اعمال خود ستانده است. پس بايد پذيرفت كه بخش زيادى از پاداش الهى بر بندگان، از منبع پر فيض فضل الهى است هر چند خداوند ضرورتاً مطابق وعده و وعيدى كه به بندگان داده آنها را ثواب و عقاب مى دهد، مع الوصف بايد پذيرفت وعده ها و وعيدهاى او نيز برخاسته از فضل اوست. با اين توضيح، هر چند از ظاهر لفظ حديث چنين بر مى آيد كه منظور، اميدوار شدن به فضل كسى جز خداوند سبحان است، امّا بايد دانست كه اميدوار شدن به فضل ديگران جز فضل خدا، مستحق عذاب و عقاب نيست، اگر چه از ظاهر الفاظ حديث چنين برداشت شود.
امّا اينكه فرمود «او خاف غير عدلى» ، مؤيد مطلب پيشين است و از آن چنين استنباط مى گردد كه خوف بندگان از خداوند در واقع خوف از عدل الهى است و براساس عدل او مجازات طبيعى ـ كه نتيجه عمل انسان است ـ بر انسان سنگين خواهد بود و اگر خداوند به عدل خود اعمال بندگان را محاسبه نمايد، كار بر آنان بسيار سخت و تنگ خواهد آمد، لذا شايسته است بيشترين و بلكه تمام هراس آدمى از عدل خداوند باشد و به فضل او اميدوار گردد.
11 . در متن حديث و در توصيف حسين بن على (علیه السلام) آمده است: … جَعَلْتُ كَلِمَتىِ التّامَّةِ معه، طبق روايتى كه از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) رسيده منظور از كلمة تامة، امامت است.11
قرآن، تولد شگفت انگيز عيسى (علیه السلام) از مريم (سلام الله علیها) را به فرمان الهى نسبت مى دهد و در توصيف عيسى(علیه السلام) مى فرمايد: مُصدقاً بِكلمةٍ مِن اللّه12
و در جاى ديگر فرمود: … انما المسيحُ عيسىَ ابنُ مريمَ رسولُ اللهِ وَكَلِمَتُهُ الْقيها الى مريمَ وروحّ منه…13
و درباره حضرت ابراهيم (علیه السلام) مى فرمايد: وَجَعَلَها كلمةً باقيةً فى عقبهِ.14
در توضيح اين آيه صاحب مجمع البحرين15 حديثى نقل مى كند كه در آن منظور از كلمة باقية، امامت و منظور از عقبه، نسل و فرزندان حسين بن على (علیه السلام) دانسته شده است؛ اين امامت تا قيامت ادامه دارد و كسى حق اعتراض نخواهد داشت كه چرا امامت در نسل حسين بن على (علیه السلام) نهاده شده نه نسل حسن بن على (علیه السلام) ،زيرا خداوند در انجام افعالش حكيم است:
لايُسأل عما يَفْعَل وَهُمْ يُسْئَلُونَ.16
كلمة تامة يعنى «تمام و كمال از هر چيزى» و عبارت جَعَلْتُ كلمتى التامة فى عقبهِ، يعنى: «امامت را به طور تمام و كمال در نسل حسين بن على (علیه السلام) قرار دادم.»
12 . منظور از ذوالقرنين در عبارت: يُدْفَن فى المدينة التى بناها العبد الصالح ذوالقرنين به احتمال زياد، كورش كبير است. ومنظور از سرزمين، سرزمين ايران (طوس) است.
البته در اينگونه مقايسه هاى تاريخى و بويژه درباره قصص قرآن، با قاطعيت نمى توان تعيين مصداق كرد اما چنانچه ملاحظه مى شود… نظريه اى كه مراد از ذوالقرنين قرآن، كورش كبير باشد، نظريه اى معقول و محتمل الصدق است.17
6 ـ حديث لوح از طرق مختلف و با اندك اختلاف در بعضى الفاظ، در جوامع و مجامع حديث نقل شده است، نگارنده در انتخاب طريق، سندى را كه شيخ صدوق تا امام صادق (علیه السلام) ثبت نموده، انتخاب كرده و آن چنين است:
قال: حدثنا ابى و محمد بن موسى بن المتوكل و محمد بن عليّ ماجيلويه واحمد بن على بن ابراهيم والحسن بن ابراهيم بن ناتانه واحمد بن زياد الهمدانى ـ رضى اللّه عنهم ـ قالوا:
حدثنا على بن ابراهيم، عن ابيه ابراهيم بن هاشم، عن بكر بن صالح، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابى بصير، عن ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: قال ابى لجابر بن عبداللّه الانصارى: …

پي نوشت :

1 . كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ص308 ـ 313؛ همان، تصحيح: حسين اعلمى، بيروت، مؤسسة الاعلمى، ص290 ـ 297 و نيز نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص527، ح3 و ص532، ح9؛ من لايحضره الفقيه، انتشارات اسلامى، ج4، ص180، ح5408
2 . از كتب اربعه بنگريد به المعجم المفهرس لاحاديث الكتب الاربعة، ذيل ماده هاى: فالجامعة، الصحيفة، مصحف، كتاب على، لوح؛ و نيز برنامه هاى رايانه اى.
براى نمونه از ماده «كتاب على»، نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص41، ح1 و ج2، ص136، ح22 و ج3، ص175، ح6 و ج4، ص340، ح7 و ج5، ص135، ح5 و ج6، ص202، ح1 و ج7، ص40، ح1 و2؛ من لايحضره الفقيه، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ج2، ص338، ح2614 و ج3، ص329، ح4176 و ج4، ص74، ح5148؛ تهذيب الاحكام، تصحيح: سيد حسن موسوى خرسان، بيروت، دارصعب ـ دارالتعارف، ج1، ص227، ح38 و ج2، ص383، ح250؛ الاستبصار، تصحيح: محمد جعفر شمس الدين، بيروت، دارالتعارف، ج1، ص472، ح7 و ج2، ص203، ح3 و ج3، ص108، ح5 و ج4، ص59، ح3 و 5؛ برنامه رايانه اى كتب اربعه(نور)، عبارت «كتاب على» را در يكصدوسى مورد نشان مى دهد.
3 . درباره صحيفه اميرمؤمنان(علیه السلام) در منابع اهل سنّت، بنگريد به: فصلنامه علوم حديث، ش3، بهار 76، ص41، مقاله: صحيفه اميرمؤمنان(علیه السلام) و نيز نك: سنن ابن ماجه، كتاب الديات، شماره 2658
4 . اصول كافى، ج1، ص241
5 .براى كسب اطلاع بيشتر از نام و محتوا و كيفيت نگارش نخستين صحيفه هاى حديثى در زمان پيامبر(صلی الله علیه واله) و اميرالمؤمنين(علیه السلام) به مقاله تاريخ تدوين حديث، نوشته استاد على اكبر غفارى در پايان كتاب تلخيص مقباس الهداية، مراجعه شود.
6 . اصول الكافى، دار التعارف، ج1، ص295
7 . نحل، آيه25
8 . مائده، آيه 3
9 . به نقل از پاورقى كتاب الغيبة، نعمانى، ص62
10 . بحارالانوار، ج36، ص198
11 . نك: مقدمه تفسير مرآة الانوار.
12 . آل عمران، آيه 39
13 . نساء، آيه 171
14 . زخرف، آيه 28
15 . مجمع البحرين، ج6، ص155
16 . انبياء، 23
17 . فصلنامه بيّنات، ش14، ص105 ـ 109
منبع: www.hadith.netدفاع علمي از مومنين
