
نويسنده: محمد رضا اکبري

دو نفر زن كه در مسئله اي ديني با يكديگر اختلاف داشتند براي حل اختلاف خود نزد فاطمه عليها السلام رفتند. يكي از زنان مومن و ديگري معاند و كافر بود. فاطمه عليها السلام مي فرمايد: من دلايل زن مومن را اثبات كردم و حقانيت سخن او را آشكار نمودم و در نتيجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود پيروز گشت و بشدت شاد و مسرور گرديد. فاطمه عليها السلام به آن زن مومن كه بسيار خوشحال شده بود فرمود: شادي فرشته ها براي پيروزي تو بر او بيشتر از شادي تو مي باشد و غم و اندوه شيطان و ياران او از غم و اندوه اين زن كافر زيادتر است .
منبع:قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)ضميمه سوم : برخى از مصادر حديث ((وجه تسميه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله به بتول ))
1 علل الشرايع ، ج 1 ص 181 شماره 1
2 معانى الاخبار، ص 64 شماره 17
3 دلائل الامامة ، ص 55
4 روضة الواعظين ، ج 1 ص 149
5 منتقى الجمعان ، ج 1 ص 224
6 مشرق الشمسين ، ص 325
7 مجمع البحرين ، ج 5 ص 317
8 محجة البيضاء، ج 4 ص 212
9 بحارالانوار، ج 43 ص 15
10 بحارالانوار، ج 43 ص 15
11 بحارالانوار، ج 78 ص 112
12 بحارالانوار، ج 97 ص 201
13 عوالم العلوم ، ج 11 ص 65
14 الدمعة الساكبة ، ج 1 ص 243
15 مستدرك الوسائل ، ج 2 ص 37
16 اتحاف السائل : ص 95
17 الدررالمكنونة ، ص 23
18 غريب الحديث ابن جوزى ، ج 1 ص 54
19 الفتوحات الربانية ، ج 2 ص 50
20 ينابيع المودة ، ص 260
21 لسان العرب ، ج 11 ص 43
22 المناقب المرتضوية ، ص 119
23 النهاية ، ج 1 ص 71
24 مودة القربى ، ص 103
25 مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 378
26 غريب الحديث هروى ، ج 2 ص 171
27 كشف الغمة ، ج 2 ص 90
28 مولد فاطمة صدوق ، به نقل كشف الغمة از آن
29 اربعين : ابوصالح مؤ ذن ، به نقل ابن شهر آشوب
30 جلاءالعيون ، ج 1 ص 128
31 مصباح كفعمى ، ص 659
32 اقبال الاعمال ، ص 595.تابوت جالب و نيك!!

نويسنده:محمد محمدي اشتهاردي

اسماء دختر عميس گويد: در لحظات آخر عمر فاطمه (عليهاالسلام) در حضورش بودم به من فرمود: اين تابوتها ناپسند است ، زيرا جسد را خوب نمي پوشاند، من عرض كردم در مهاجرت به حبشه ، تابوتهائي ديده ام كه جسد را به خوبي مي پوشانند، فاطمه (عليهاالسلام) فورا فرستاد چند چوب درخت خرما آوردند، و من با آنها تابوت خوبي ساختم ، فاطمه (عليهاالسلام) خوشحال شد و فرمود: ما احسن هذا و اجمله لاتعرف به المرثه من الرجل . به به اين تابوت چه زيبا و نيكو است، كه جسد مرد و زن در آن تشخيص ‍ داده نمي شود....پوشش از نابينا

نويسنده: کاظم مقدم

آورده اند كه نابينايي مادرزاد بود در زمان حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم ، نام وي عبدالله ام مكتوم . روزي به در خانه رسول صلي الله عليه و آله و سلم آمد و آواز داد. رسول صلي الله عليه و آله و سلم گفت : در، آي . فاطمه عليها السلام برخاست و در خانه شد تا وي برون رفت . پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر سبيل امتحان گفت : اي فاطمه ! وي ترا نمي ديد. گفت : اي ! پدر بزرگوار! اگر وي مرا نمي ديد، من وي را مي ديدم . چنانكه حق تعالي مردان را نهي كرده است در نامحرم نگاه كردن و گفته است : قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ؛ زنان را نيز نهي كرده است و گفته كه : قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن . پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: حمد خداي را كه مردان و زنان ما را جمله عالم و دانا گردانيده است .فاطمه زهرا(س) در كلام نويسندگان غير شيعه

نويسنده:سيد مرتضي حسيني شاه‌ترابي

شخصيت بي‌مثال فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آنچنان عالي و متعالي است كه نه تنها شيعيان، بلكه غيرشيعيان شيفته و بي‌قرار اويند. جاذبه محبت او به قدري است كه آنان را نيز وادار به نوشتن، سخن‌گفتن و كرنش در برابر خويش نموده‌است. به‌طوري كه برخي از آنها كتابهاي مستقل و جداگانه‌اي در دفاع از وي و تبيين زندگاني پربار او نگاشته‌اند.
نوشتار حاضر مي‌كوشد سخنان كوتاهي از آثار اين دسته نويسندگان را گزينش نموده و ذكر نمايد. بايد اذعان كرد: آنچه مي‌آيد بخشهايي از سخنان عده معدودي از نويسندگان غيرشيعي است و هدف از اين اقدام شناخت شخصيت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از خلال كلام آنان نيست؛ زيرا توصيف و معرفي شخصيت فاطمه(سلام الله علیها) از توان و بيان نويسندگان فراتر است. تنها راه شناخت او شناخت از طريق كلام الهي و رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان است. بنابراين، اين تلاش ناچيز درپي اين هدف نيست؛ بلكه فقط براي پرده‌برداري از جاذبه محبّت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و توجه به جايگاه عظيم و متعالي آن حضرت سامان يافته است.

1. ضرب المثل كمال و جمال
يكي از نويسندگان و انديشمندان غيرشيعي كه محبت بسيار شديدي به ريحانه نبي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ابراز كرده "توفيق ابوعلم" ـ متفكر و نويسنده اهل سنّت مصري ـ است. وي كتابي نگاشته است با نام "فاطمه زهرا" و با زيبايي هرچه تمامتر قلمفرسايي نموده است. او با اين بيان از صديقه كبري(سلام الله علیها) ياد مي‌كند:
“ فاطمه رضي الله عنها، ضرب المثل كمال و جمال بود و در وجودش ذخايري از انسانيت و مردمي، عفت و بزرگواري، پاكي و هوشياري، فطانت و آگاهي كه امكان داشت بانويي به آنها دسترسي يابد فراهم آمده بود. فاطمه مباهات مي‌كرد كه در مدرسه نبوت تربيت شده و در دانشگاه رسالت به كمال رسيده و از آنچه پيامبر از حق تعالي تلقي كرده بهره گرفته است. فاطمه در خانه پدر و در دامان پرورش او به فضايلي آراسته شد كه هيچ دختر ديگري در مكه به آنها دست نيافته بود و در عين حال به تمام فنون و دانستنيهاي دختران آن روز جزيرة العرب آگاهي و احاطه داشت.” . (1)

2. قله‌نشين قاف عفت
اين استاد مصري تعبيرات متنوع و پرباري در وصف بانوي دو عالم به‌كار مي‌برد كه از جمله آنها اين بيان اوست:
“ جان نيرومند فاطمه در قالبي كه گنجايش آن را نداشت، جايگزين شده بود.” (2)
و باز در جاي ديگر مي‌نويسد:
“ فاطمه ،رضي الله عنها، صاحب اخلاقي نيكو و ملكاتي شريف و طبيعتي نجيب بود. احساسي عظيم و فهمي سريع و ذهني تند داشت. مروتي سرشار و مكارمي تحسين‌انگيز و دستي فياض و كفي بسيار بخشنده‌اش بود. دلي بي‌پروا و شجاع در سينه‌اش مي‌طپيد. با آنكه زير بار هيچ زوري نمي‌رفت از هرگونه خودپسندي و عجب منزه بود. تكبر و تبختر ديگران را به چيزي نمي‌گرفت و در برابر هيچ عظمتي سر فرود نمي‌آورد. فاطمه در كنار جمال و اندام موزون، به كمال معني نيز آراسته بود. از نهايت بزرگواري و نرمخويي و وسعت صدر برخوردار بود. بانويي شكيبا و متين و باوقار و سنگين بود. فطانت و استقامت رأي و عفت و خويشتنداري را در خود جمع داشت.فاطمه بر قله قاف عفت و درستي جاي داشت. او را دامني پاك و چشمي پاك بود و هواي نفس بر او فرمان نمي‌راند. او در قلعه استوار عصمت و پاكي صيانت مي‌شد. او از خاندان پيامبري بود كه خداوند درباره ايشان آيه تطهير نازل كرده و به طهارت و عصمتشان چنين گواهي داده است كه "انما يريد الله ليذهب عنك الرجس".” . (3)

3. پاكترين مادر
قلم "توفيق ابوعلم" از لطافت و زيبايي ويژه‌اي برخوردار است و از 