تعبيرات بسيار دلنواز و دلنشيني در وصف دختر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بهره مي‌گيرد. به عنوان نمونه مي‌نويسد:
“ او تنها دامان پاكي است كه ذراري رسول خدا، همه از آنند و تنها زمين طيب و طاهري است كه شجره برومند خاندان گرامي پيامبر، در آن روييده، بلكه او پاكترين مادري است كه حافظه قرون و اعصار به خاطر مي‌آورد.” . (4)

4. زني سرشار از افتخارات
محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز- محدث و مورخ مشهور شافعي- (673- 748ه.ق.) ملقب به "شمس الدين ذهبي" كه از بيش از 1200 مشيخه حديث استماع كرده و صاحب كتابهاي معروف "تاريخ الاسلام"و "سير اعلام النبلاء" است مي‌نويسد:
“ فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سرور زنان عالم در زمان خود، پاره تن پيمبر، شادي و سرور مصطفي، مام پدر، دختر سرور خلايق- رسول خدا- ابي‌القاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف-، دختري قريشي، هاشمي (و) مادر حسنين(بود)... پيغمبر خدا دوستش مي‌داشت و اكرامش مي‌كرد و مسرورش مي‌نمود. افتخاراتش بسيارند؛ زني صبور، ديندار، نيكوكار، قناعت‌پيشه و شكرگزار خدا بود.” . (5)

5. متمايز به صفات شرف انساني
ابوسالم كمال الدين محمد بن طلحه بن محمد حسن عدوي قرشي- شاعر و قاضي شافعي- (582- 652 ه.ق) صاحب كتاب "عقد الفريد" و "مطالب السوول" نام دختر رسول خدا را با اين بيان خاطر نشان مي‌شود:
“ همانا او به فضيلت و خلق و خوهايي كه از سوي پيامبر منصوص بود مخصوص شده بود و به خصايصي كه كلام نبوي به آن تصريح كرده بود برتري داده شده بود و با صفات شرفي كه نفسهاي پاك و گرانقدر در تك‌تك آنها مسابقه داده بودند متمايز شد... و همراه با فرزندانش داخل در آن عده از كساني شد كه خداوند تعالي آنان را با نزول آيات قرآن كريم مخصوص و وجوب اعتقاد به آنها را لازم كرد.” . (6)

6. نمونه حسن اخلاق
"توفيق ابوعلم"- نويسنده مصري- وقتي اخلاق نيكوي فاطمه(سلام الله علیها) را خاطرنشان مي‌شود مي‌نويسد:
“ او نمونه والاي حسن اخلاق و سلامت طبع بود.” . (7)

7. پشتيبان شوهر
"عبدالفتاح عبدالمقصود"- نويسنده معروف اهل سنت و مصري- پشتيباني و جانبداري فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از اميرالمؤمنين را يادآور مي‌شود و مي‌نويسد:
“ فاطمه... بر خود لازم مي‌دانست كه به پا خيزد، دعوت كند، تا مي‌تواند بكوشد. او دوش به دوش شوهر مظلومش ايستاد و با زبان كه تنها وسيله دفاعش بود به او ياري مي‌كرد. با اين عمل خديجه كبري را دوباره نشان مي‌داد؛ در اين دفاع و كوشش بااخلاص و پررنج تابلوي گذشته را با سايه روشنهاي آشكار و خطوط برجسته آشكار مي‌كرد. گويا محيط و چهره همان مادر است كه نمايان و زنده شده.” . (8)

8. بزرگ بانوي جهان
نويسنده‌اي مسيحي به نام "سليمان كتّاني" در وصف فاطمه زهرا(سلام الله علیها) كتابي به رشته تحرير درآورده كه نام آن را "فاطمة الزهرا وَتَرٌ في غِمد" گذاشته است. وي در اين كتاب چنان پرشور و مشتاق مي‌نويسد كه اگر كسي از مسيحيت وي بي‌خبر باشد با اطمينان خاطر حكم به شيعي بودنش مي‌دهد و گمان مي‌كند او از شيعيان متعصب و دلداده حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.
اين نويسنده مسيحي در پيشگفتار نوشته خويش مي‌نويسد:
“ فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مقامي والاتر از آن دارد كه سندهاي تاريخي و روايتي به‌سوي او اشاره كنند و گرامي‌تر از آن است كه شرح حال ‌گونه‌ها به‌جانب وي راهنما باشند. فاطمه(سلام الله علیها) را همين چارچوب كافي است كه وي دختر محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و همسر علي(علیه السلام) و مادر حسن و حسين(علیهم السلام) و بزرگ بانوي جهان است.” (9)
وي در كلامي ديگر اينچنين فاطمه(سلام الله علیها) را مي‌ستايد:
“ ... تو هميشه با محبت زيستي... تو با پاكي و پاكدامني زيستي؛ اي پاكيزه‌ترين مادري كه دو ريحانه زادي و پروردي و بر قامت آن دو جامه‌اي از خز بخشندگي پوشاندي... تو زمين را همراه با لبخندي استهزاآميز رهاكردي و به ابديت پيوستي،... اي دختر پيامبر! اي همسر علي! اي مادر حسن و حسين! و اي بزرگ بانوي بانوان همه جهانها و اعصار!” . (10)

9. برترين در فضل و مقام
"زين العرب"- بانوي محدث و اهل علم و فضل- در شرح بر "المصابيح" مي‌نويسد:
“ فاطمه بتول ناميده شد به سبب بريدن از زنان امت از لحاظ فضل، دين و قدر و منزلت.” . (11)

10. برتر از تمام زنان عالم
ابن ابي‌الحديد معتزلي از استاد خود، ابوجعفر يحيي بن محمد علوي بصري، نقل مي‌كند كه مي‌‌گفت:
“ حرمت فاطمه اعظم و منزلتش ارفع، صيانتش به‌خاطر رسول خدا سزاوارتر است. فاطمه پاره تن و جزئي از گوشت و خون اوست نه همچون زن بيگانه كه هيچ نسبتي بين او و شوهرش نيست... چگونه عايشه و ديگران همپايه فاطمه باشند درحالي كه همه مسلمانان، چه آنان كه او را دوست دارند و چه آنان كه او را دوست ندارند اجماع دارند كه فاطمه سرور زنان جهانيان است؟!” . (12)

11. والاترين بانوي آفرينش
"توفيق ابوعلم" در تبيين عظمت مقام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مي‌نويسد:
“ او يكي از نخستين سازندگانِ تاريخ اسلام است... و در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او همين بس كه تنها دختر بزرگوار پيامبر بزرگ، صلي الله عليه و سلم، و همسر گرامي امام علي بن ابي‌طالب، كرم الله وجهه، و مادر حسن و حسين است. و در حقيقت، او آرام جان و سرور دل پيامبر خدا بود. زهرا همان بانويي [است] كه ميليونها آدمي را چشم دل به‌سوي اوست و نام گرامي‌اش بر زبان ايشان است. زهرا، آن شهاب نورافشان آسمان نبوت و اختر فروزان فلك رسالت و بالاخره، زهرا آن والاترين بانوي آفرينش [است]. اما همه اين تعبيرات جز بخش اندكي از دنياي فضيلت و شرافت او را آينه‌داري نمي‌كند و جز مختصري از فضايل و مناقب او را نمايشگر نيست، كه زهرا دخت رسالت و پرورده دامان وحي است.” .
همين نويسنده در ادامه مي‌نويسد:” زهرا را مكان والاتر از آن است كه تعبيرات، عظمت او را بازگويند و جمله‌ها نمايشگر قدر و مرتبتش گردند.” . (13)

12. خورشيد حكمت و جلال
دكتر "علي ابراهيم حسن"- استاد تاريخ اسلام دانشگاه قاهره- مي‌گويد:
“ زندگي فاطمه صفحه‌اي بي‌نظير از صفحات تاريخ است كه در آن رنگ جديدي از رنگهاي عظمت و بزرگي را لمس مي‌كنيم. او مانند بلقيس يا كلئوپاترايي كه هريك از آن دو براي عظمتشان از كاخهاي عظيم و ثروت فراوان و زيبايي بي‌نظير كمك طلبيده بودند، نيست. او مانند عايشه كه شهرتش را به‌واسطه شهامت در رهبري سپاه و به‌ميدان‌طلبيدن مردان به‌دست آورده بود نيست. اما ما رو در روي شخصي هستيم كه توانست عالم و اطراف را در هاله‌اي از حكمت و جلال فروببرد: حكمتي كه مرجع آن كتابها و فلاسفه و علما نيستند و فقط تجارب روزگاري است كه سرشار از دگرگوني و حوادث ناگهاني است. و جلال و شكوهي كه كمك گرفته شده از قدرت و ثروت فراوان نيست و فقط از خلوص و پاكي نفس است.” . (14)

13. سوّمِ خورشيد و ماه
نور الدين علي بن محمد عبدالله- محدث و فقيه مالكي- (784 – 855ه.ق.) معروف به "ابن صباغ" و صاحب كتاب "الفصول المهمه في معرفة احوال ال