ود: "فاطمه نخسيتن کسي است که به بهشت وارد مي شود."
او يگانه گوهري است که خداوند به بعثت پيغمبر خاتم بر مؤمنين منت نهاد (سوره آل عمران آيه 64) و به وجود آن گوهر، بر آن سرور منت نهاد و فرمود: "ما به تو کوثر داديم، پس بر پروردگارت درود فرست و قرباني کن،"
آيا پس از رحلت رسول خدا، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد، گفت: "بر من مصيبت هايي فرود آمد که هرگاه بر روزهاي روشن فرود مي آمد، چونان شب، تيره و تار مي شدند" و هنگامي که به خاک سپرده شد، از بدن رنجور او، شبحي باقي مانده بود." مانند شبحي گشته بود" و اميرالمؤمنين در اين مصيبت، آنچنان از پاي درآمد که به رسول خدا گفت: "اما اندوه من (در فقدان فاطمه) هميشگي است و از اين پس هر شب من، تا به سحر به بيداري خواهد گذشت"
فرازي از بيانات آيت الله العظم وحيد خراساني (با اندکي تصرف) علي بن عيسي اربلي داستان شهادت فاطمه (سلام الله عليها) را نقل کرده تا آنجا که مي گويد:
هنگامي که زهرا (سلام الله عليها) از دنيا رفت و به شهادت رسيد، پارچه اي بر روي پيکر مطهر او کشيده شده بود، أسماء گويد در اين وقت، حسن و حسين (عليهاالسلام) وارد شده و گفتند: اي أسماء! ماد ما در چنين وقتي نمي خوابيد!؟؛ أسماء عرض کرد: اي فرزندان رسول خدا، مادرتان نخوابيده، بلکه از دنيا رفته است!
حسن (عليه السلام) که اين سخن را شنيد، خود را روي بدن مطهر مادر انداخته و صورتش را مي بوسيد و مي گفت: "مادرجان! پيش از آن که جان از بدن بيرون رود، بامن سخن بگو"
حسين (عليه السلام) پيش آمده، پاي مادر را مي بوسيد و مي گفت: "مادرجان من فرزند تو حسين هستم، با من سخن بگوي، پيش از آن که قلبم بشکافد و مرگم فرا رسد!"
(به نقل از کشف الغمه جلد 2- صفحه 126)
منبع: نشريه روشنان - ش 5باشيم همانگونه که او هست

اسوه به معناي الگو، نمونه، سرمشق و پيشوا آمده است. کلمه اسوه در بردارنده نکته ايست و آن اين که شيئي يا فردي که الگو و نمونه قرار مي گيرد بايد داراي ويژگي هاي خاصي باشد که در نزد پيروان، مطلوبيت داشته باشد. هر نوعي از الگو، داراي ويژگي و صفات خاص خويش است و هر کس، شيئي يا فردي را بدان جهت الگو قرار مي دهد و مي خواهد مانند آن شود و به صفات و کمالات برجسته اي که در او مشاهده مي شود آراسته گردد. الگو قرار گرفتن يک موجود، گاهي از يک جهت است و گاهي از چند جهت و گاهي در تمامي ابعاد. هر شخص براساس انگيزه و هدفي که در حيات خويش دارد، الگو و پيشوايي را برمي گزيند تا خود را از روي او بسازد.
فردي که اسلام را به عنوان مکتب حيات بخش (که به تمام ابعاد وجود انسان توجه دارد)، انتخاب مي کند، به هدفي روي مي آورد که اسلام براساس فطرت انساني پيشنهاد مي کند. لذا متوجه اسوه اي مي شود که ويژگي هاي خاص مکتب توحيدي را در تمامي ابعاد داشته باشد تا بتواند در تمام جهات، به او اقتدا کند و خود را مانند او بسازد و بدين وسيله به صفات و کمالات انساني مزين گردد و به مطلوب شايسته برسد. قرآن کريم شخص پيامبر اسلام را اسوه حسنه و کامل معرفي مي کند و مي فرمايد: "مسلماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي کنند." (1)
هنگامي که به لحظه لحظه زندگاني فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مي نگريم، درمي يابيم که فاطمه (عليها سلام) داراي شخصيت والاي الهي و انساني و شبيه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در تمام جهات است و مانند بودن او در اصل وجود، حقيقتي است که با توجه به بيانات پدر بزرگوارش جايي براي ابهام و ترديد نيست. چنان که راوي نقل مي کند که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيرون آمد و او دست فاطمه را گرفته بود.
پس فرمود: "کسي که او را نمي شناسد او فاطمه دختر محمد است، او پاره تن و قلب من است، او روح من است که در بين او پهلوي من قرار دارد، پس کسي که او را اذيت نمايد، به راستي مرا اذيت نموده و کسي که مرا آزار دهد، به راستي خدا را آزار داده است." (2)
اضافه بر مانند بودن او به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) که خود قرينه اي کامل و تام بر اسوه بودن اوست، قرائن ديگري وجود دارد که تأييد بر الگو بودن او مي نمايد به عنوان نمونه:عايشه وديگران از پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) روايت کرده اند که آن حضرت فرمود: " اي فاطمه! بر تو بشارت باد؛ که خداي متعال تو را بر زنان جهانيان و بر زنان اسلام که بهترين دين است، برگزيد." (3)
رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) شخصيتي بسيار عظيم است که تمام گفتار، کردار، حرکات و سکناتش براي ما حجت است. او از طريق وحي و از روي علم و حکمت و بر اساس معيار الهي سخن مي گويد. اگر در مورد شخصي سکوت مي کند، اگر از شخصي تعريف و تمجيد کرده يا شخصي را نکوهش مي کند، از روي حکمت و حق است. چرا که خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: "هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد؛ آنچه مي گويد، چيزي جز وحي که بر او نازل شده، نيست." (4)
رسول اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) دخترش فاطمه (سلام الله عليها) را گرامي داشته و به نيکويي ستوده است. تمجيد از آن بانوي بزرگ ، نه به جهت آن است که او فرزند آن حضرت بوده و عاطفه پدري موجب شده که دخت گرامي اش را به خوبي و نيکي بستايد و صفات نيکي را به او نسبت بدهد، بلکه ستودن فاطمه براساس حقيقت او و ظهور صفات و کمالات معبود در روح او بوده است. او عظيمه و مطهره است. مدح رسول خدا (صلي الله و آله و سلم) از او، آشکار کردن حقيقت موجود در اوست. خداوند پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه را بر رجال عالم اختيار نمود و آنها را انسان هاي کامل و الگو و حجت بر همه قرار داد، به همين نحو، فاطمه (سلام الله عليها) را الگو و حجت بر تمام مردم جهان ـ اعم از زن و مردـ قرار داد؛ اقتداي به او، اقتدا به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه معصومين مي باشد...
«برگرفته از کتاب "فاطمه کيست؟"، تأليف محمدرضا امين زاده
بسم الله الرحمن الرحيم
همانا ما کوثر را به تو عطا کرديم پس براي پروردگارت نماز بخوان و قرباني کن. سوره مبارکه کوثر آيه 2-1
خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بيازاد مرا آزرده است آن کس که با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است.

پيامبر اکرم (ص)
حضرت فاطمه زهرا (س) روز بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت، در مکه به دنيا آمد، ايشان وارث صفات بارز مادر گراميشان خديجه بود. در بخشش و بلندنظري و حسن تربيت وارث مادر بزرگوارش و در سجاياي ملکوتي وارث پدر بزرگوارش بود.

فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدي (س)
حضرت مهدي (عج) که جهان را با ظهور و احکام نوراني خود متحول مي کند و عدالت را در تمام زمين حاکم مي گرداند فرموده اند: دختر رسول خدا براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.
حضرت مهدي (عج) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه در رفتار و برنامه حکومتي خود مي داند.

فاطمه (س) در انديشه امام خميني رحم