راي ايشان تا روز قيامت کفو و همتايي از آدم تا اعقاب او پيدا نمي‌شد».
‏در اين حديث اولاً براي فاطمه اسامي متعدد ذکر کردند و اين نکته را ضميمه‌ آن مطالب مي‌کنيم که «کثرةُ الاَسماءِ تَدُلُّ عَلي کَثرَةِ المَعانِي»، يعني اسمهاي متعدد و فراوان بر کثرت معاني دلالت مي‌کند؛ پس هر يک از اين اسمهاي مبارک بر بُعدي از ابعاد گوناگون شخصيت والاي حضرت زهرا دلالت مي‌کند.
‏و ثانياً امام (‌‌عليه السّلام) از راوي خبر مي‌پرسند که مي‌داني تفسير فاطمه چيست؟ و بعد خود بيان مي‌کنند که چون ايشان از شر و بدي بريده شده و جدا بود بدين اسم نامگذاري شد.
‏و در آخر، بيان فرمودند اين علي (‌‌عليه السّلام) بود که لايق شأن فاطمه و کفو، همسر و همتاي او بود و اگر وجود نازنين آن حضرت نبود از آدم و فرزندان او تا روز قيامت کفو و همتايي براي فاطمه پيدا نمي‌شد.
‏‏4- مفضّل از اصحاب امام صادق (‌‌عليه السّلام) مي‌گويد، به آن حضرت گفتم: «مرا از فرموده‌ رسول خدا در باره‌ فاطمه که فرموده‌اند او سيده‌ نساء عالمين است خبر ده که آيا ايشان سيده‌ زنان هم عصر خودش است؟» فرمودند: «آن مريم است که سيده بانوان هم عصر خودش است اما فاطمه، سيده‌ بانوان عالميان از اولين تا آخرين است.»(7)‏
در اين حديث شريف، امام صادق (‌عليه السّلام) بين حضرت مريم و حضرت زهرا مقايسه‌اي انجام داده و وجه اشتراک و امتيازي را بيان مي‌نمايند.
وجه اشتراک و قدر جامع بين آن دو اين است که هر دو سيده‌ زنان عالمند ولي وجه امتياز، اين است که مريم سيده‌ زنان عالم خودش بود ولي فاطمه سلام الله عليها سيده‌ زنان جهان از اولين تا آخرين است و در حقيقت بايد گفت: اين کجا و آن کجا؟!
ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
‏5- کليني رضوان الله عليه نقل کرده که حضرت صادق (‌عليه السّلام) فرمود: «لَولا انّ اللهَ خَلقَ اَميرَالمؤمنين لَفاطمةُ مَا کانَ لَها کُفوٌ عَلي ظَهرِ الارضِ، اگر خداوند، اميرالمؤمنين (‌عليه السّلام) را براي فاطمه نمي‌آفريد براي او همتايي در زمين نبود.»(8)‏
گويا خداوند، حضرت علي (‌عليه السّلام) را به خاطر فاطمه و براي اينکه ايشان مانند و هم طرازي داشته باشد تا به ازدواج او در بيايد آفريد وگرنه فاطمه بي‌کفو و همتا مي‌ماند.
‏‏ 6- شيخ صدوق نقل کرده که از امام صادق عليه‌السلام در مورد فرموده خداي عزّ و جلّ: «اذکروا الله ذکراً کثيراً»6 پرسش شد که اين ذکر کثير چيست؟ حضرت فرمود: من سبّح تسبيح فاطمة عليها السلام فقد ذکر الله الذکر الکثير(9)‏
در اين کلام نوراني، امام صادق (‌عليه السّلام) ذکر کثير را - که در قرآن کريم آمده است - تبيين کرده و بيان نموده‌اند تسبيح فاطمه زهرا مصداق مسلم آن است؛ اگر مصاديق ديگر هم داشته باشد، اين يکي به طور مسلم مصداق است و کسي که آن ذکر را بگويد امر خداوند متعال را [که مي‌فرمايد خدا را ذکر کنيد] عملي کرده است.
‏‏7- شيخ کليني رضوان الله عليه نقل کرده که حضرت صادق (‌عليه السّلام) فرمود: «همانا فاطمه عليها السلام بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله هفتاد و پنج روز زنده ماند و در فراق پدرش حزن و اندوهي شديد بر او عارض و در دلش وارد شده بود.»
‏«و کان يأتيها جبرئيل فيحسن عزاءها ابيها و يطيّب نفسها و يخبرها عن ابيها و مکانه و يخبرها بما يکون بعدها في ذريتها و کان علي (‌عليه السّلام) يکتب ذلک، جبرئيل در اين مدت به نزد فاطمه مي‌آمد و او را بر عزا و مصيبت پدرش تسليت مي‌داد و نوازش مي‌کردو و روح او را آرامش مي‌بخشيد؛ به او از پدرش و مکان ايشان و نيز از حوادث و پيشامدهايي که بعد از او درباره ذريه اش انجام مي‌شود آگاهي و اطلاع مي‌داد. حضرت علي (‌عليه السّلام) اين مطالب را مي‌نوشت و ثبت و ضبط مي‌کرد».(10)‏
اين نقل بسيار ارزنده، قابل توجه و مايه سرفرازي شيعه است؛ زيرا همه مي‌دانيم با وفات پيامبر خدا، آمدن فرشته وحي، جبرئيل بر فاطمه طاهره نازل مي‌شد و از سبک عبارت، کاملاً برداشت مي‌شود که اين مطلب به صورت اتفاقي يا تصادفي نبوده بلکه به طور مکرر و مستمر انجام مي‌شده است.
‏در ضمن، نزول جبرئيل براي چند امر بوده است:
‏الف ــ براي تسليت قلب داغدار فاطمه، و نوازش او و ايجاد آرامش و نشاط در روح آزرده شده حضرت زهرا سلام الله عليها.
‏ب ــ چون بيشتر از فراق پدر، رنج مي‌برد خبرهايي در مورد پدر بزرگوارش نيز به او مي‌داد و او را از جايگاه و مکان آن حضرت در بهشت، مطلع مي‌ساخت.
‏ج ــ او را از حوادث آينده و آنچه که بر سر فرزندان و ذريّه‌ طاهره اش خواهد آمد آگاه مي‌کرد.
‏د ــ حضرت اميرالمؤمنين (‌عليه السّلام) تمام مطالبي را که ميان جبرئيل و حضرت زهرا مي‌گذشت يادداشت کرده و مي‌نوشت و اين حاکي از کمال اهميت آن مطالب است که حضرت علي (‌عليه السّلام) براي صيانت و حفاظت، آنها را مي‌نوشتند و اين همان «صحيفه‌ فاطميه» است که در دست مقدس امامت نگهداري مي‌شود و چه بسا مورد استفاده‌ آن بزرگواران و از جمله حضرت بقيةالله در اين زمان باشد.

‏تسبيحات حضرت فاطمه زهرا(‌عليها السّلام)‏
شيخ صدوق پيرامون تسبيحات حضرت زهرا سه روايت شريفه را از امام صادق (‌عليه السّلام) نقل کرده که هر کدام از آنها حاوي سخني پرفروغ و سازنده از ايشان در مورد آن بانوي جهانيان است:
‏‏1- ابوهارون مکفوف [نابينا] مي‌گويد: حضرت صادق (‌عليه السّلام) به حق فرمود: «يا أبا‌هارون انّا نأمر صبياننا بتسبيح الزهراء عليها السلام کم نأمرهم بالصلاة فالزمه فانّه لم يلزمه عبد فيتنقي،‌اي اباهارون! همانا که ما همان گونه که کودکان خود را به نماز امر مي‌کنيم به تسبيح زهرا عليها السلام نيز امر کرده و وادار مي‌نماييم.
پس همواره بر آن مواظبت کن و ترک منما؛ زيرا هيچ بنده‌اي بر آن مواظبت نمي‌کند که بعد دچار بيچارگي، پريشاني و دوري از سعادت شود».(14) [حتماً نتيجه‌ آن سعادت انسان است].
‏‏2- ابوخالد قمّاط مي‌گويد: شنيدم حضرت صادق عليه‌السلام مي‌فرمود: «تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام در هر روز و بعد از هر نماز نزد من محبوب‌تر از هزار رکعت نماز «مستحبي» در هر روز است.» (16)‏
‏3- عبدالله بن سنان مي‌گويد: حضرت صادق فرمود: «کسي که بعد از نماز فريضه و پيش از حرکت دادن پاهاي خود، تسبيحات فاطمه عليها السلام را بخواند، خداوند او را مي‌آمرزد و آغاز اين تسبيحات، تکبير است.» (17)‏

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 76
2- علل الشرايع، ص 71، چاپ الخير، ص 244‏
3 - بحارالانوار، ج 43، ص 105‏
4 - کافي، ج 6، ص 68، باب حق الاولاد‏
5- بحارالانوار، ج 43، ص 10؛ نقل از خصال صدوق ‏
6 - بحارالانوار، ج 43، ص 26، از معاني الاخبار‏
7- کافي، ج 1، ص 461‏
8- سوره ي احزاب، آيه‌ي 42‏
9- معاني الاخبار، ص 193‏
10- کافي، ج 1، ص 458‏
‏11- دلائل الامامة طبري، ص 45‏
‏12- کافي، ج 1، ص 459‏
‏13- علل الشرايع، ص 185 ‏
‏14- ثواب الاعمال صدوق، ص 196‏
‏15- همان‏
‏16- همان‏‏
منبع:روزنامه اطلاعات<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a cl