ass="text" href="w:text:1617.txt">زهره ي زهرا ( سلام الله عليها )</a><a class="text" href="w:text:1618.txt">تجلي قرآن در رفتار حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:1619.txt">حضرت زهرا (س) ؛ عصاره عصمت</a><a class="text" href="w:text:1620.txt">تجلي فاطمه در غرب</a><a class="text" href="w:text:1621.txt">فاطمه (س)در خانه ي همسر</a><a class="text" href="w:text:1622.txt">بانوي بهشت فاطمه (س)«برترين زن و مادر»</a><a class="text" href="w:text:1623.txt">حضرت فاطمه (سلام الله عليها) الگوي برتر</a><a class="text" href="w:text:1624.txt">نواي نور</a><a class="text" href="w:text:1625.txt">صدیقه طاهره، همتای قرآن کریم</a><a class="text" href="w:text:1626.txt">مصحف حضرت فاطمه فراتر از شناخته هاي بشري</a></body></html>زهره ي زهرا ( سلام الله عليها )

نويسنده: سيد ابراهيم سيد علوي

مقدمه
تمثيل و تشبيه معقول به محسوس از شيوه هاي ادبي و علمي در هر زبان و لغت مي باشد. قرآن مجيد هم ، در تبيين برخي حقايق از همين شيوه و سبک بهره جسته و بدين گونه مطالب دور از حس ظاهري را بيان داشته است.
نکته ي ديگر اين که بسياري از آيه هاي قرآني علاوه بر معنا و منطوق تنزيلي در مناسبت هايي که شأن نزول گفته مي شود ، و آن معاني ، روشن و آشکاراند - اگر چه مخصص نيستند - احيانا داراي معاني تاويلي هم مي باشند که محرمان وحي الهي و مخاطبان اصلي سروش آسماني ، از آنها خبر داده اند . مثلا : والبلد الطيب ( اعراف ، 7 / 58) سرزمين پاک و پاکيزه ، معنايي ظاهر و منطوق دارد ، ليکن مراد از آن در بعد تاويلي ، پيامبر خدا ( ص) و امامان پس از او مي باشند. و همچنين است : کلمه ي طيبه در معناي تأويلي ، پيامبر اکرم (ص) و اهل بيت (ع) او هستند. (1)
و يا زهره ، ستاره ي ناهيد که در آسمان ، درخشندگي خاصي دارد مثل خورشيد و ماه که ويژگي خود را دارند و مايه ي حيات و موجب چرخش سامان يافته ي کره ي زمين اند، در احاديث اسلامي و روايات قرآني در معاني تأويلي هم کاربرد دارند و بر وجود هاي نازنين محمد (ص) و علي امير المؤمنين (ع) و فاطمه زهرا ( س) تأويل شده اند. و درباره ي آيه ي : و علامات و بالنجم هم يهتدون. ( نحل ، 16 / 16 ) امام صادق (ع) فرمود:
نحن العلامات و النجم رسول الله ؛ علامت ها و نشانه ها ما هستيم و نجم و ستاره ، رسول خدا مي باشد. (2)
فاطمه، دخت محمد مصطفي ( ص) را زهرا ناميدند زيرا نور او آسمان ها را روشن کرد. (3) و در حديث آمده : زماني که خورشيد طلوع کند و در آيد ، او دنبال مي شود و در موقع غروب و در نبود او ماه و به هنگام ناپيدايي ماه ، زهره ، راه مي نمايد و معناي تأويلي زهره ، فاطمه زهراء است ، هم چنان که معناي تأويلي خورشيد ، رسول الله (ص) و منظور از ماه ، امير المؤمنين علي (ع) مي باشد. (4)
اشاره کرديم ، کره زمين بحسب ظاهر و در واقع حسي با پرتو آفتاب و درخشش ماه و ستارگان و از جمله زهره، روشن مي شود و با تابش نور آنها، زمين خاکي زنده مي شود و جماد و گياه و حيوان در آن رشد پيدا مي کنند، اما در حقيقت و باطن امر ، حيات طيبه و کمال انساني با وجود مقدس محمد (ص) و علي (ع) و زهراء (س) ذريه ي مطهر او شکل مي گيرد و تأمين مي شود و اين معناي تأويلي آن اسماء و عبارات مي باشد.
سخن در اين باره ، بسيار گسترده تر از بايد باشد و احاديث نبوي و روايات امامان اهل بيت ، در آن زمينه ، فراوان است و ما به اندکي اشاره مي کنيم و مي گذريم.

ماجراي اعتزال
هر چند که وجود محمد (ص) بعد بشري دارد و او همانند انسان هاي ديگر از پدر و مادري و از طريق توالد و تناسل به عالم خاکي گام نهاده است : قل انّما أنا بشر مثلکم يوحي اليّ. ( فصلت ، 41 / 6) بگو جز اين نيست من بشري هستم همانند شما ، که به من وحي مي شود. مع ذلک اين وجود نازنين و نسل طيب او اصل بهشتي دارند.
علامه مجلسي روايت کرده :
جبرئيل بر پيامبر (ص) نازل شد و گفت : خدايت بر تو سلام دارد و دستور مي دهد چهل شبانه روز از خديجه بر کنار باشي. و پيامبر (ص) چهل روز و شب با روزه و نماز شب، سپري ساخت. پس از انقضاي آن مدت ، ميکائيل مجمعه اي طعام با پوششي از سندس و يا استبرق جلو پيامبر (ص) نهاد و جبرئيل گفت : خدايت فرمود: تو امشب با اين طعام افطار مي کني و نزد خديجه مي روي. پيامبر (ص) پس از تناول آن طعام بهشتي به خانه خديجه رفت و در همان شب که نطفه ي زهرا (س) در صلب محمد ( ص) قرار گرفته بود به رحم خديجه انتقال يافت. (5)
پس فاطمه زهرا (س) عنصري بهشتي است و رسول خدا (ص) منزلتي و الا براي او قايل بود. زهرا(س) تربيت شده دامن وحي، و خود قرآن مجسم بود و در حديثي ديگر آمده ، پيامبر فرمود:
وقتي مرا به آسمان ها عروج دادند. جبرئيل دست مرا گرفت و داخل بهشت کرد و رطبي به من داد و من آن را تناول کرده و خوردم و آن تبديل به نطفه شد و در صلب، قرار گرفت وقتي به زمين فرود آمدم خديجه به فاطمه بار دار شد و فاطمه، حوراء، انسيه و انسان بهشتي است. (6)

فاطمه زهراء و قرآن
امام باقر (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) فرمود: قلب و جوارح دخترم فاطمه زهراء از سر تا قدم مشحون از ايمان است او در اطاعت خدا بود و اوقاتش را با تلاوت قرآن مي گذرانيد و به مضامين آن عمل مي کرد. (7)
وقتي آيه ي لا تجعلوا دعاء الرسول بينکم کدعاء بعضکم بعضا. ( نور ، 24 / 63)؛ رسول الله (ص) را در ميان خود آن گونه که يکديگر را صدا مي کنيد، مخوانيد، نازل شد، فاطمه زهراء گفت: بيم داشتم که رسول الله (ص) را پدر جان صدا کنم و من هم مانند ديگران، رسول خدا (ص) صدا مي کردم . يکي دو بار چيزي نفرمود اما بعدها رو به من کرد و فرمود: اي فاطمه ! اين آيه درباره ي تو و ذريه ات نازل نشده ، تو از من و من هم از تو هستم ، مرا پدر جان، صدا کن که مرا چنان خواندن ، شاد و پرودگار را خشنود و راضي مي گرداند. (8)
به روايت شيخ صدوق (ره) در عرصه قيامت، فاطمه زهراء(س) از صراط مي گذرد وقتي در بهشت قرار گرفت و کرامت الهي را در حق خويشتن ديد اين آيه را تلاوت مي کند: الحمدلله الذي أذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور. الذي أحلنا دار المقامة من فضله لا يمسّنا فيها نصب و لا يمسّنا فيها لغوب( فاطر، 35 / 34-35)؛ ستايش خدا را که اندوه از ما برد. پروردگار ما بسيار بخشنده و شکرگزار است. آن خدايي که از فضل خود ما را در اين اقامتگاه جاوداني ، قرار داد و ما را در آن ، خستگي و رنج نرسد. خدا به آن بانوي بزرگوار وحي مي کند و مي فرمايد : اي فاطمه ! هر چه خواهي مي دهمت و هر آرزويي داري برآورده ساخته ، خشنودت مي نمايم. فاطمه زهرا (س) عرض مي کند: الهي تو نهايت آرمان و بالاتر از هر آرزويي، از تو مي خواهم که دوستداران من و عترت و خاندان مرا با آتش ، عذاب نکني. خدا به او وحي فرمايد : اي فاطمه ! به عزت و جلالم و بلندي مرتبه و مقامم دو هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمين ، سوگند ياد کرده ام که دوستداران تو و دوستداران عترت تو را با آتش عذاب نکنم. (9)
بايد دانست که معناي مهر و محبت زهرا چيست ؟ فقط يک لفظ و يا ادعاي محض نيست و بي شک شرايط و مراتبي دارد که رعايت آنها چندان هم آسان نيست، هر چند که در چهار چوب تقوا و پارسايي و ملاحظه ي حرام و حلال الهي خيلي هم مشکل نيست و در يک کلام، اطاعت خاص و زهرايي مي طلبد.
زهرا (س) در آينه ي قرآن
در کتب تفسير و حديث، در تش