ريح معاني قرآني، مطالبي پيرامون ابعاد وجودي فاطمه زهرا (س) و تبيين شخصيت او، آمده و آن حضرت در معاني تنزيلي آيات و تأويلي آنها، تجلي دارد.

آيه هاي در بعد تنزيل
آيه ي مباهله و آيه ي تطهير دو نمونه هستند که در آيه ي نخست ، فاطمه زهرا (س) تنها مصداق موردي از آن و در دومين آيه ، از جمله مصاديق تنزيلي به حساب مي آيد: فمن حاجّک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع أبنائنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين ( آل عمران ، 3 / 61) ؛ پس هر کس در آن باره (حق) با تو بحث و بگو مگو کرد پس از آن که آگاهي از حقيقت پيدا کرده اي بگو بياييد پسران ما و پسران شما، زنان ما و زنان شما و خودمان و خودتان را فرا خوانيم، آنگاه دست به دعا برداشته نفرين خدا را بر کافران نثار کنيم.
مفسران اتفاق نظر دارند که تنها مصداق «نساءنا» در اين آيه، فاطمه زهرا (س) است زيرا در آن جمع جز آن حضرت بانوي ديگري از مسلمانان حضور نداشته است.
فخر رازي مي نويسد :
رسول خدا ( ص) حسين (ع) را بغل کرد و دست حسين (ع) را بگرفت و فاطمه (س) از پشت سر و علي (ع) به دنبال حرکت کردند. پيامبر (ص) فرمود هر گاه من دعا کردم شما آمين بگوييد . اسقف نجران تا اين جمع را ديد خطاب به نصرانيان گفت من صورت هايي مي بينم که اگر آنان از خدا بخواهند او کوهي را از بن بکند و از بين ببرد، چنان مي کند که آنان مي خواهند. مبادا مباهله نماييد که از بين خواهيد رفت. (10)
پس مصداق تنزيلي کلمه «زنان » در اين آيه فاطمه (س) است و بس.
اما آيه تطهير : انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا (احزاب ، 33 / 33)؛ جز اين نيست ، خدا مي خواهد از شما اهل بيت ، پليدي و آلودگي را بزدايد و پاک و پاکيزه تان سازد. ام سلمه همسر پيامبر گفت : فاطمه زهرا (س) با پارچه اي حرير نزد رسول خدا (ص) آمد پيامبر (ص) به او فرمود: شوهر و فرزندانت را هم صدا کن بيايند. همه شان آمدند و طعامي خوردند، آنگاه رسول خدا (ص) ملافه اي خيبري بر رويشان انداخت و عرضه داشت :
خدايا ! اينان عترت و اهل بيت من هستند، پليدي و ناپاکي را از ايشان ببر و پاکيزه شان فرماي . (11) پس محمد(ص) و حضرت زهرا(س) دخت گرامي او ، علي امير المؤمنين همسر زهرا (س) و امام حسن و امام حسين (ع) پنج تن ، مصداق تنزيلي اين آيه مبارکه مي باشند. فخر رازي مي نويسد :
اقوال در « اهل بيت » مختلف است. بهتر است گفته شود: آنان، فرزندان پيامبر (ص) و همسران اويند و حسن و حسين هم از ايشانند و علي هم از آنان است زيرا او به سبب معاشرت و آميزش با دختر او و به علت ملازمت با پيامبر (ص) از اهل بيت محسوب مي گردد. (12)
نگارنده گويد : حمد و سپاس خدا را که پيشواي اهل شک و ترديد نتوانسته منکر آن شود که علي (ع) و زهرا (س) مصداق آيه ي تطهيرند. و هر چند که وجود زهرا (س) در آيه ي تطهير و حديث ام سلمه محور است اما فخر رازي از فاطمه زهرا نام نبرده و به عنوان کلي « اولاد» اکتفا کرده و از علي (ع) هم با ليت و لعلّ نام برده و بالاخره مسئله به خير خاتمه يافته است . اين وضع را همپالگي هاي او از مفسران غير شيعي هم دارند و به دخول همسران در آيه ي تطهير اصرار ورزيده و سخنان بي حاصل گفته اند. (13)

آيه هاي تأويلي
مفسران محدث به استناد روايات اولياي معصوم ، برخي آيه هاي ذکر حکيم را بر حضرت زهرا (س) منطبق دانسته و آن بزگوار را احيانا مصداق تأويلي آن سلسله آيات معرفي کرده اند. در حديث بريده آمده : رسول خدا (ص) فرمود: مريم به ولادت فرزندش بشارت داده شده و من به فاطمه زهرا (س) ولادت حسن و حسين (ع) را بشارت دادم، سپس فرمود: و جعلها کلمة باقية في عقبه ( زخرف ، 43 / 28) و آن را کلمه اي ماندگار و جاويدان در پشت وي قرار داد.
در دنباله ي همين حديث چنين آمده است : پيامبر (ص) در ولادت هر يک از حسن و حسين (ع) به فاطمه بشارت و مژده مي داد و مي فرمود: مبارک باد تو را ولادت امامي که آقاي اهل بهشت شود و خدا در تکميل آن فرمود: و او را کلمه اي ماندگار در پشت و نسل او يعني علي (ع) قرار داد . (14)
فاطمه زهرا (س) در يکي از غزوات خواست وکيلي براي علي (ع) بگيرد آيه نازل شد : رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتّخذه وکيلا ( مزمل ، 73 / 9)؛ پروردگار خاور و باختر ، خدايي جز او نيست پس او را وکيل بگير. (15)
از ابن عباس روايت شده که آيه ي : مرج البحرين يلتقيان. بينهما برزخ لا يبغيان ( الرحمن ، 55 / 19-20)؛ دو دريا را به هم آويخت و آنها به هم رسيدند... درباره ي فاطمه (س) و علي (ع) نازل شده است.
و خدا فرمود: من خدا هستم دو دريا را فرستادم : علي درياي علم و فاطمه درياي نبوت و آنها به هم مي پيوندند و ميانشان وصلت برقرار مي گردد و حاصل آن پديد آمدن لؤلؤ و مرجان است. اي جن و انس به کدامين نعمات الهي منکر هستيد : ولاي علي و مهر و محبت فاطمه و مراد از لؤلؤ ، حسن است و مقصود از مرجان، وجود حسين (ع) مي باشد. (16)
و سوره ي مبارکه « هل اتي » در شأن اهل بيت نزول يافته و در آن انواع نعمت هاي بهشتي ياد شده جز حورالعين ، که به احترام زهراي اطهر ذکري از آنها به ميان نيامده است . (17)
ابن عباس در ذيل آيه : لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا ( انسان ، 76 / 13 ) ؛ در آن ، نه آفتاب و نه سرما نبينند،روايت کرد که :
بهشتيان پس از استقرار در بهشت نوري مي بينند که به شدت درخشد. مي پرسند: خدايا ! تو در کتاب نازل بر پيامبر ت محمد (ص) فرمودي، که دربهشت از آفتاب يا سرما خبري نخواهد بود. ندا کننده اي پاسخ دهد اين ، نور خورشيد و يا ماه نيست بلکه علي (ع) و فاطمه از چيزي در شگفت شدند و خنديدند و بهشت از نور حاصل از آن ، روشن گرديد. (18)
در داستان مريم آمده است :... خدا او را به نيکي پذيرا شد و نيکو پرورش داد و کفالت او را به زکريا واگذاشت. هر گاه زکريا در محراب بر مريم وارد مي شد نزد او طعامي مي يافت ، مي پرسيد اي مريم ! اين طعام از کجاست ؟ گفت : از نزد خدا ، او هر که را بخواهد روزي بي حساب دهد. جابربن عبدالله حديث کرد که رسول خدا (ص) چند روزي طعام نخورده بود، به خانه هاي همسرانش سر زد چيزي نيافت به خانه ي فاطمه زهرا (س) آمد ( قصه طولاني است ) ظرفي پراز طعام ديد که بخارش بلند بود. پرسيد اي فاطمه (س) ! اين طعام از کجاست ؟ فاطمه زهرا (س) گفت :هو من عندالله انّ الله يرزق من يشاء بغير حساب ( آ ل عمران ، 3 / 37)؛ آن از نزد خدا است ، همانا خدا هر که را بخواهد روزي بي حساب دهد.
رسول خدا (ص) فرمود: حمد و سپاس خدا را که مرا آن قدر زنده نگاه داشت تا از دخترم فاطمه آن بينم که زکريا از مريم ديد. (19)
و از امام باقر(ع) روايت شده که مراد ازآيه ي : و ما خلق الذکر و الانثي. انّ سعيکم لشتي ( ليل ، 92 / 3-4) و قسم به آن مرد و زني که خدا آفريد ، کوشش هايتان مختلف است . و مرد و زن مذکور در آن ، علي بن ابيطالب (ع) و فاطمه زهرا (س) مي باشند. (20)
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه زهرا (س) بعد از رحلت پدرش هفتاد و پنج روز براي او مي گريست. جبرئيل مي آمد و او را از حال پدر آگاه مي ساخت و به وي تسلي مي داد. و از حوادث آينده مي گفت و علي (ع) هم تمام را مي نوشت و اين است مع