اي تأويلي : فناداها من تحتها ألا تحزني (مريم ، 19 / 24) پس او را از پايين صدا مي کرد: غمگين مباش. (21) عمار ياسر هم گفت :که درآيه ي : فاستجاب لهم ربهم اني لا اضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثي ( آل عمران ، 3 / 195)؛ پروردگارشان به ايشان جواب داد: من کار هيچ مرد و زني را که عملي انجام دهند، تباه نمي سازم، مراد از زن و مرد مذکور در آن علي (ع) و فاطمه (س) مي باشد».(22)
از جابربن عبدالله انصاري نقل شده که : پيامبر(ص) فاطمه زهراء (س) را با يک رو انداز و پتويي از پشم شتر، ديد که با يک دست آسياب مي گرداند و همزمان طفل خود را شير مي دهد. با ديدن اين صحنه اشک در چشمان پيامبر (ص) حلقه زد و فرمود: دخترم تلخي دنيا را با حلاولت و شيريني آخرت ، پيشاپيش برگزيده اي. فاطمه زهرا (س) گفت : اي رسول خدا (ص) خدا را بر نعمت هايش و موهبت ها و عطاهايش حمد و سپاس.
آنگاه آيه نازل شد: و لسوف يعطيک ربک فترضي (ضحي ،93 / 5)؛ بعدها پروردگارت آن قدر دهد که راضي شوي. و اين معناي تأويلي آيه در مورد زهرا (س) مي باشد.(23)

تجلي قرآن در خانه زهرا (س)
عمر فاطمه زهرا (س) خيلي کوتاه بوده هر چند از حيث کيفيت ، حياتي پر بار داشته است با انجام وظيفه مهر آميز ، براي پدر از خردسالي تا بعد و امر شوهر داري و به دست آوردن رضايت اميرالمومنان در امر همسرداري و با تربيت نيکو و پسنديده در مورد فرزندان بزرگوار اعم از دختر و پسر، با آن رعايت عدالت رفتاري با خدمتکار خانه اش فضه ، که يک روز در ميان ، خود او و روزي ديگر فضه به کار خانه مي پرداخته است ،برخلاف خانه اشراف و مردمان دنيا خواه که حتي براي خادم و کارگر ، مجال انديشيدن هم نمي دهند و از همين اوضاع معلوم مي شود که خانه فاطمه زهرا ، خانه ي قرآني بوده و صحنه صحنه ،معارف والاي قرآن به عمل مي آمده است. کافي است داستان ذيل را بخوانيم و مقاله را با آن به پايان ببريم و دانستي هايي از آن بياموزيم.
مردي مي گويد در صحرا از قافله عقب ماندم و در راه به بانويي برخوردم. پرسيدم : کيستيد؟ در جواب من گفت: و قل سلام فسوف يعلمون ( زخرف، 43 / 89) يعني اول سلام سپس کلام و پرسش. سلامي گفتم باز پرسيديم : شما در اين جا چه کار مي کنيد؟ در پاسخ گفت : من يهد الله فماله من مضلّ (زمر ، 39 / 37) هر که را خدا هدايت کند، گمراه کننده اي براي او نيست ، يعني راه را گم کرده ام. پرسيدم تو انسان هستي يا پري ؟
جواب داد : يابني آدم خذوا زينتکم ( اعراف، 7 / 31) اي فرزندان آدم آراسته باشيد ، يعني از اولاد آدم مي باشم. گفتم از کجا مي آييد ؟ گفت : ينادون من مکان بعيد ( فصلت ، 41 / 44) از جاي دور صدا مي شوند، يعني از جاي دور مي آيم. پرسيدم مقصدتان کجاست ؟ گفت : ولله علي الناس حج البيت ( ال عمران ، 3 / 97) و براي خداست بر عهده ي مردم حج خانه . يعني به زيارت خانه خدا مي روم ، پرسيدم : چند روز است در راه مانده ايد ؟ پاسخ داد : و لقدخلقنا السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام ،(ق، 50 / 38)همانا ما آسمان ها و زمين را در شش روز آفريديم . يعني شش روز است از قافله عقب مانده و گم شده ام. گفتم ميل به طعام داريد ؟ گفت: و ما جعلنا هم جسدا لا يأکلون الطعام ( انبياء ،21 / 8) و ما آنان را کالبدي قرار نداديم که طعامي نخورند. يعني ميل به غذا دارم. گفتم پس بدويد و شتاب کنيد . درجواب گفت : لايکلف الله نفسا الا وسعها؛ ( بقره ، 2 / 286)خدا هيچ کس را جز به اندازه توانش تکليف نمي کند. يعني توان چنان کاري را ندارم. گفتم بر ترک مرکب من سوار شويد تا شما را به مقصد برسانم. گفت : لو کان فيهما آلهة الا الله لفسدتا ؛ ( انبياء ،21 / 22) اگر در آنها خداياني بود جز الله ، تباه مي شدند يعني من و تو نامحرم و بيگانه از هم هستيم و رديف هم سوار شدنمان مصلحت نيست. از مرکب خود پايين آمدم و او سوار شد و گفت : سبحان الذي سخر لنا هذا ؛ ( زخرف ، 43 / 13) پاک و منزه است آن که اين مرکب را براي ما رام کرد. وقتي به کاروان نزديک شديم. پرسيدم آيا شما در اين کاروان آشنايي داريد ؟ گفت : يا داود انا جعلناک خليفة في الارض ( ص ،38 / 26)؛ اي داود ما تو را در زمين جانشين قرار داديم. يعني پسرم داود است.
و ما محمد الا رسول ( آل عمران ، 3 / 144)؛محمد نيست مگر فرستاده ي خدا ، يعني پسر ديگرم محمد مي باشد. يا يحيي خذ الکتاب بقوة ( مريم ، 19 / 12)؛ اي يحيي با تمام نيرو کتاب را بگير، يعني نام پسر سوم من يحيي است. يا موسي اني انا الله ( قصص ، 28 / 30) اي موسي من خدايم ، و نام چهارمين پسرم موسي است. آن بانو اين چهار اسم را خواند ناگهان چهار جوان از قافله به سوي او حرکت کردند. پرسيدم اينها کيستند. فرمود: المال و البنون زينة الحيوة الدنيا ( کهف ، 18 / 46)؛ دارايي و پسران ،آرايش حيات دنيوي است. وقتي آن چهار نفر پسران او به وي رسيدند گفت: يا أبت استأجره ان خير من استأجرت القوي الأمين ( قصص ، 28 / 26) اي پدر او را اجير کن که آن بهترين اجير نيرومند و امانت کار است. پسران آن بانو چيزهايي به من دادند. او گفت: و الله يضاعف لمن يشاء ( بقره ، 2 / 261) و خدابراي هرکس بخواهد چند برابر دهد. و به دنبال اين آيه آن مردان عطايي مضاعف به من دادند. از آن مردان پرسيدم اين بانو کيست ؟ گفتند : او فضه مادر ما و خدمتکار فاطمه زهراء است و بيست سال است که او جز با تلاوت آيات قرآن ، کسي را جواب نمي دهد. (24) راستي که فاطمه زهرا اسوه ي انسانيت و کمال است و مس وجود را همين فضه او طلا مي کند.

پي نوشت :

1. سوره ي ابراهيم ،آيه ي 24، البرهان في تفسير القرآن ،سيدهاشم بحراني ، 2 / 23 و 311.
2.تفسيرشبر ،ذيل آيه .
3. سفينة البحار ، 1 / 572 و بحار الانوار ، محمدباقر مجلسي ، 24 / 80.
4. بحار الانوار ، 24 / 74.
5. الانوار البهية ، قمي / 41 ، به اختصار.
6. بحار الانوار ، 43 / 42.
7. المناقب ، ابن شهرآشوب ، 3 / 337.
8. مستدرک سفينة البحار ، 8 / 240.
9. بحارالانوار، 27 / 140 و 141.
10. تفسير کبير، 8 / 80.
11. مجمع البيان،8-7 / 357 .
12.تفسير کبير، 25 / 209.
13. ر.ک: آلوسي ،روح المعاني و اسماعيل حقي، روح البيان و جز آنها.
14. المناقب ، 3 / 359 و 358.
15. همان / 325.
16.همان / 319.
17. همان / 325.
18.همان / 329.
19.همان / 339 و 360 ، با اندک تفاوت .
20.همان / 320.
21.همان / 337.
22.همان / 319 و 320.
23.همان / 342.
24.همان / 343 و 344.
منبع:فصل نامه بينات شماره 56 /س تجلي قرآن در رفتار حضرت فاطمه (س)

نويسنده: احمد صادقي اردستاني

مقدمه
سالار زنان ، اسوه ي نيکان، صديقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا (س) شخصيت وارسته و ممتازي است که همه ي انسان هاي خردمند مسلمان و حتي همه ي دانايان همه ي اديان ، به عظمت ومقام والاي او اذعان کرده اند.
اين بانوي بزرگ، علاوه بر شخصيت ذاتي و با عنايت به اين که در مهد نبوت پرورش يافته، خود نيز براي پيمودن مدراج عالي انساني ، نهايت دقت، مراقبت، کوشش و مجاهده ي مومنانه را به کار گرفته ، تا از طرفي شرايط لازم بندگي خدا و از طرف ديگر، رسالت قرآني خويش را در ارتباط با اداي مسئوليت عملي و رفتاري، در برابر جامعه اي که در آن زندگي مي کند، به نحو احسن و به صورت ماندگار لباس عمل بپوشاند.
اگر بخواهيم به تحليل زندگي اين بانوي بزرگ بپردازيم، بايد بگوييم : فاطمه (س) بانويي است، ک