تان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. (جمال الاسبوع: 173. )
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى
پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (عدنان زعفرانى، ص‏9)
در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )
درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه ‏اى است كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه‏ اى مى‏توان از بركاتش بهره‏ مند شد.
امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مى‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مى‏كرد.» (تسبيحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرايع
منبع: خبرگزاري زنان ايران (ايونا)ضميمه چهارم : برخى از مصادر حديث
((وجه تسميه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله به طاهره ))
1 مصباح الانوار، ص 222
2 ذخائرالعقبى ، ص 44
3 بحارالانوار، ج 43 ص 19
4 بحارالانوار، ج 43 ص 15 شماره 14
5 بحارالانوار، ج 43 ص 10 شماره 1
6 بحارالانوار، ج 43 ص 16 شماره 15
7 امالى صدوق ، ص 474
8 علل الشرايع ، ج 1 ص 178
9 خصال تج 2 ص 414
10 دلائل الامامة ، ج 1 ص 178
11 المحتضر، ص 138
12 روضة الوعظين ، ج 1 ص 148
13 كشف الغمة ، ج 2 ص 98
14 مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 378
15 بشارة المصطفى ، ص 248
16 مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 406
17 بحارالانوار، ج 98 ص 179
18 كامل الزيارات ، ص 230
19 بحارالانوار، ج 43 ص 117
20 بحارالانوار، ج 43 ص 153 شماره 215
21 بحارالانوار، ج 16 ص 80 و 81
22 بحارالانوار، ج 43 ص 179
23 بحارالانوار، ج 92 ص 450
24 بحارالانوار، ج 97 ص 197 و 189، 200 و 366
25 بحارالانوار، ج 97 ص 422
26 بحارالانوار، ج 98 ص 256
27 بحارالانوار، ج 98 ص 263
28 بحارالانوار، ج 99 ص 45
29 بحارالانوار، ج 25 ص 239
30 بحارالانوار، ج 44 ص 295
31 امالى طوسى ، ج 1 ص 42
32 اقبال الاعمال ، ص 99
33 مصباح الزائر، ص 25.تجلي فاطمه در غرب

نویسنده : محسن قنبريان
« در ماه مي برج پنجم از سال ميلادي (1917) سه کودک از خانواده کشاورز به نام«لوسيالوس سنتوس» ( 1907) و دو عمو‌زاده‌اش به نامهاي «فرانسيسکو» ( 19- 1908) و «جاسينتامارتو» (20 – 1910) در حالي که داشتند از گوسفندان مراقبت مي‌کردند تصويري ( شبحي يا تمثلي) از يک خانم را ديدند. طبق آنچه که آن خانم وعده کرده بود تمثل در سيزدهم هر ماه تا اکتبر آن سال به استثناي ماه اگست تکرار مي‌شد.

1- زيارتگاه FATIMA
« فاطمه» يا (فاطميا) يک روستا و مکان مقدس در بخش « سانتارم» در مرکز پرتغال در فاصله حدود 29 کيلو‌متري در شرق منطقه «ليريا ''در سرزمين'' کوادا ايريا» قرار دارد. اولين زيارت رسمي از فاطيما در سال 1970 اتفاق افتاد کار کليساي Basilica در سال 1928 شروع و در سال 1953 اين کليسا تقديس شد اين کليسا برجي به ارتفاع 213 پا دارد که اين برج تاج و صليبي به وزن 7 تن را حمل مي‌کند در اطراف اين کليسا بيمارستان و در فاصله دورتر از آن خانه‌هاي نشمين قرار دارد. در سال 1967 (پنجاهمين سالگرد واقع فاطيما) جمعيتي که حدود يک ميليون تخمين زده مي‌شد در فاطيما گرد هم آمدند تا به سخنان پاپ پال ششم گوش دهند و مراسم عشاي رباني برگزار کنند و براي صلح دعا کنند»
از آن سالها تاکنون همواره در ماه مي صدها هزار زائر آنجا مي‌آيند موارد زيادي از شفا بيماران در آن گزارش شده است و برخي، مسافتهاي بسيار را با دو زانو راه مي‌روند تا اينگونه احترام خود را به اين مکان مقدس و صاحب آن ادا نمايند.

2- واقعه فاطيما
دايره المعرف بريتانيکا (Britannica) ج 9 ص 115 آن را چنين گزارش کرده است:
« در ماه مي برج پنجم از سال ميلادي (1917) سه کودک از خانواده کشاورز به نام«لوسيالوس سنتوس» ( 1907) و او عمو‌زاده‌اش به نامهاي «فرانسيسکو» ( 19- 1908) و «جاسينتامارتو» (20 – 1910) در حالي که داشتند از گوسفندان مراقبت مي‌کردند تصويري ( شبحي يا تمثلي) از يک خانم را ديدند. طبق آنچه که آن خانم وعده کرده بود تمثل در سيزدهم هر ماه تا اکتبر آن سال به استثناي ماه اگست تکرار مي‌شد. در ماه اگست اين بچه‌ها به چراگاه و الينوس ( در نزديکي الجسترال قريه‌اي که محل تولدشان بود) رفته بودند که در آن جا آنها تمثل آن خانم را در نوزدهم اگست ديدند. خبرهاي منتشره طبيعتاً شوق و رغبت عده‌اي را برانگيخت و در سيزدهم اکتبر جمع وسيعي – که تعداد آنها تخمين به هفتاد هزار نفر مي‌رسيد) در قريه فاطمه گرد هم آمدند . اين خانم طبق اخبار نقل شده خودرا به اين بچه‌ها به عنوان «بانوي تسبيح» (Lady of the rosary ) نمايان کرد و تقاضا نمود که براي وي معبدي در آن مکان بسازند. بلافاصله پس از اين اتفاق يک پديده خورشيدي رخ مي‌دهد که اين اتفاق توسط عده زيادي که در آن قريه حضور داشتند گزارش مي‌شود يکي از آنها استاد دانشگاه کويمبرا آقاي Garrett.A بود: « خورشيد که در پس ابر پنهان بود لحظاتي قبل از اين اتفاق ابر ضخيم را دريده و با قدرت و روشنايي تابيدن گرفت. خورشيد يک چرخه سوخته به نظر مي‌رسيد اين قرص نور در گرد خودش مي‌چرخيد و با سرعت هم چرخيد. سپس خورشيد گنبد آسماني خود را رها کرده و در حالي که سرعت و تندي قبلي خود را داشت به سمت زمين نزديک شد. چهره خورشيد بسان خون رنگ مي‌نمود و هيبت آن توده آتشين کره زمين به سقوط و نابودي تهديد مي‌نمود».

3- رازهاي فاطمه
لوسيا تنها باز مانده از آن سه کودک از چهار راز که «بانوي تسبيح» به آنها گفت سربسته سخن گفت او رازها را در کتابي مهر و موم شده نوشت و به واتيکان داد. کليسا فقط دو راز آن را عمومي کرد البته آنها را هم دير هنگام: يکي وقوع انقلاب روسيه و يکي هم جنگهاي جهاني . پاپ اصرار داشت «راز سوم» را پيش بيني بانوي تسبيح از سوء قصد به جان خودش (پاپ) در 1981 تفسير کند که ظاهراً پيشگويي با اين عبارات بوده است که: « اسقفي ملبس به رداي سفيد چنانکه گويا گلوله باران شده است از آسمان به زمين خواهد افتاد». درباره رازهاي فاطميا اختلافات عميقي رخ داد است عده‌اي نظريه توطئه را قبول کرده‌اند که مبني بر توطئه ک