 در مقابل زن جنگ جمل بلکه در مقابل زنان جمل امروز نيز مقاومت کند و ارزش واقعي زن را نشان دهد بايد فاطمه هاي زمان باشند تا با فرهنگ فاطمه انسانهايي را به جامعه تحويل دهند . اما فاطمه هاي زمان ما کجايند ؟ فاطمه يکبار زندگي کرد و شهيد شد اکنون او زنده نيست تا با ارزشهاي امروز زندگي کند . اما ما بدون معرفت و شناخت او چگونه مي توانيم او را از مکه و مدينه دوباره زنده کنيم ؟
اگر ما سيره حضرت فاطمه را در زمان خودمان زنده نکنيم دشمنان ما الگوهاي خود را به عصر ما خواهند آورد و حتي زناني که اسمشان فاطمه است را از بين خواهند برد و البته آن روز ديگر براي همه ما خيلي دير خواهد شد . اگر خواهان پيروزي باشيم بايد با زنان غربي به مقابله برخيزيم اگر توسط زنان غربي ارزشهاي اسلامي از بين برود اين زنان با ايمان هستند که بايد بتوانند پاسخ دهند .
اگر امروز مدنيت غرب و فرهنگ غرب ارزش ، احترام ، حيثيت و عزت يک زن را از بين مي برد ،اين عزت و حيثيت و ارزشهاي از بين رفته را يک زن مي تواند به جامعه بازگرداند .در تمدن اسلامي نيز در مقابل زن بايد زن قرار گيرد ولي براي انجام اين تنها يک راه داريم و آن :
"سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله عليها)را در زمان خود زنده کنيم ".
منبع:مجله ي راه قرآن(ش 21)نواي نور

حضرت زهرا(سلام الله عليها) از ديدگاه حضرت امام خميني (ره)

فاطمه زهرا(سلام الله عليها) افتخار خاندان وحي
[فاطمه زهرا (سلام الله عليها)] زني که افتخار خاندان وحي بود و چون خورشيدي بر تارک اسلام عزيز مي درخشد ؛ زني که فضايل او ، هم طراز فضايل بي نهايت پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و خاندان عصمت و طهارت بود ؛ زني که هر کسي با هر بينش درباره ي او گفتاري دارد و از عهده ي ستايش او بر نيامده ، احاديثي که از خاندان وحي رسيده به اندازه ي فهم مستمعان بوده و دريا را در کوزه اي نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده ، نه به اندازه ي مرتبت او ...
اين خانه ي کوچک فاطمه (سلام الله عليها) و اين افرادي که در اين خانه تربيت شدند که به حسب عدد چهار نفر بودند و به حسب واقع ، تمام قدرت حق تعالي را تجلي دادند ،خدمت هايي کردند که ما را و شما را و همه ي بشر را به اعجاب درآورده است .60/12/18

حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ديدگاه مقام معظم رهبري (دامت برکاته )

ـ خصوصيات حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و پيروانش
بايد در عمل پيرو فاطمه زهرا (سلام الله عليها) باشيم . ما بايد اين راه را برويم . ما هم بايد گذشت کنيم ، اطاعت کنيم ، عبادت کنيم .

ـ عبادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها)
مگر نمي گوييم که «حتي تورم قدماها ؟ » اين قدر در محراب عبادت خدا ايستاد ! ما هم بايد در محراب عبادت بايستيم . ما هم بايد ذکر خدا بگوييم . ما هم بايد محبت الهي را در دلمان روز به روز زياد کنيم .

ـ احماق حق توسط حضرت فاطمه (سلام الله عليها)
مگر نمي گوييم که با حال ناتواني به مسجد رفت ، تا حقي را احقاق کند ؟ ما هم بايد در همه ي حالات تلاش کنيم ،تا حق را احقاق کنيم.ما هم از کسي نترسيم.مگر نمي گوييم يک تنه در مقابل جامعه ي بزرگ زمان خود ايستاد ؟ ما هم بايد همچنان که همسر بزرگوارش فرمود :«لا تستو حشوا في طريق الهدي لقله اهله » از کم بودن تعدادمان در مقابل دنياي ظلم و استکبار نترسيم و تلاش کنيم ...

ـ بي ارزشي دنيا در نظر حضرت فاطمه (سلام الله عليها)
مگر نمي گوييم که جهيزيه ي آن بزرگوار چيزهايي بود که انسان با شنيدن آنها اشکش جاري مي شد ؟ مگر نمي گوييم که اين زن والا مقام ، براي دنيا و زيور دنيا هيچ ارزشي قايل نبود ؟ مگر مي شود که روز به روز تشريفات و تجمل گرايي و زر و زيور و چيزهاي پوچ زندگي را بيشتر کنيم و مهريه ي دخترانمان را زياد نماييم ؟ شما که پدر آن دختر هستيد ، آيا مي توانيد ادعا کنيد که پيرو پدر فاطمه (سلام الله عليها) هستيد ؟ اين طوري نمي شود ؛ ما بايد به حال خودمان فکري بکنيم .
منبع:مجله قدر(ش 19)صدیقه طاهره، همتای قرآن کریم

نويسنده: آيت الله جوادي آملي[1]

وجود مبارک صدیقه کبرا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سیره و سنتی دارد که معرف هویت اوست؛ چون این ذات پر برکت همانند سایر ذوات قدسی همتای قرآن کریم‌اند و قرآن کریم عباراتی دارد، اشاراتی دارد، لطایفی دارد، و حقایقی؛ چه اینکه از امام حسین (علیه السلام) و امام صادق (سلام الله علیه) رسیده است که قرآن به چهار بخش تقسیم می‌شود، چهار درجه دارد: یک درجه‌‌اش برای توده مردم است به نام عبارات قرآن؛ برتر از آن اشارات قرآن است و والاتر از آن لطایف قرآن است و قله قرآن حقایق قرآن است که مخصوص انبیاست. [۲] صدیقه کبرا هم که از ذوات قدسی عترت (علیهم الصلاة و علیهم السلام)اند، سیره و سنتی دارد که بخشی جزء عبارات آن سیره است، توده مردم از آن بهره می‌برند؛ بخشی مربوط به اشارات سیره آن حضرت است که خواص استفاده می‌کنند و بخشی مربوط به لطایف سیره و سنت آن حضرت است که أخص بهره می‌برند و بخشی مربوط به حقایق فاطمیه است که أنبیا استفاده می‌کنند و دیگران طرفی نمی‌بندند؛ بحث درباره آن حضرت در حقیقت همانند بحث درباره قرآن کریم است. (این مطلب اول.)

صدیقه طاهره و اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) ریسمان آویختهٴ الهی
قرآن کریم که حبل خداست، طناب ناگسستنی الهی است[۳] ؛ این حبل و طناب را خدا نازل کرده است، لکن انزال قرآن همانند انزال باران نیست. این حبل را خدای سبحان نازل کرد یعنی آویخت؛ نه انداخت. آن طوری که قرآن نازل شده است باران نازل نمی‌شود و آن طوری که باران نازل می‌شود قرآن نازل نشده است. نازل کردن باران یعنی انداختن این قطره‌ها روی زمین. نازل کردن قرآن یعنی آویختن این طناب از بالا به زمین؛ چون قرآن حبل خداست و خدا این طناب را آویخت؛ نه انداخت، لذا از عبارات تا اشارات و لطایف و حقایق درجات این حبل است و هر کسی به اندازه علم و عملش می‌تواند در خدمت طناب الهی باشد. اهل بیت (علیهم السلام) و صدیقه کبرا (صلوات الله علیها) اینها حبل‌الله‌اند، حبل متین‌اند و حبل متین را خدا آویخت؛ نه انداخت؛ چون آویخت نه انداخت؛ رهبری قلوب اینها به دست خدای سبحان است اینها جزء اولیای الهی‌اند. به انسان کاملی می‌گویند «ولی الله» که در بخش علم و عمل بدون واسطه از ذات اقدس الهی فیض بگیرد. در ولی او باشد، در جِوار او باشد، موالات داشتن متوالی بودن یعنی فاصله برقرار نشدن. چنین انسانی می‌شود ولی خدا که از ولی و جِوار فیض الهی طرفی می‌بندد. در همان حدیث معروف ثقلین ذات اقدس الهی فرمود: این طناب «طرف بید الله تعالی» ؛[۴] یک طرف این طناب یعنی قرآن به دست خداست؛ طرف دیگرش در دست شماست. پس مطلب دوم این شد که این بانو مانند سایر ائمه معصوم (علیهم السلام) حبل متین خدایند و این طناب را خدا آویخت؛ نه انداخت و یک طرفش به دست خداست؛ طرف دیگرش به دست مردم است، در دسترس مردم است.

قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) صراط مستقیم بسوی خدا
مطلب سوم آن است اگر کسی بخواهد به ذ