صل نورانی نامه نهج‌البلاغه وقتی دین در اسارت امویان قرار گرفت، مستحضرید که اسیر را آن امیر در چنگال خود دارد یا او را اعدام می‌کند یا او را آزاد می‌کند یا او را به عنوان برده می‌گیرد و می‌فروشد. اموی که دین را به اسارت گرفته است هرگز به مصلحتشان نبود دین را آزاد بگذارد [تا] مردم معنای واقعی نماز و روزه و حج و زکات را بفهمند؛ پس دین را اینها در اسارت نگه داشتند [و] آزاد نکردند. ماند دو امر یا دین را اعدام کند یا دین را به عنوان برده بفروشد دیدند اعدام دین فعلاً زود است، الآن نمی‌توانند بگویید.
لَعِبَت هاشم بالمُلک فلا ٭٭٭ خبرُ جاءَ وَلا وَحیُ نزل[۳۵]
یک چند سالی باید بگذرد، مردم کم کم از معارف الهی فاصله بگیرند، حسین‌بن‌علی [علیه السلام] در خونش بغلطد تا حاکم شام بگوید:
لَعِبَت هاشم بالمُلک فلا ٭٭٭ خبرُ جاءَ وَلا وَحیُ نزل
که همین حرف را که اعدام دین بود در سال ۶۱ هجری از حلقوم همین اموی ناپاک برفراز کرسی زرین شام آن روز شنیده شد.

ـ دین فروشی معاویه
شام آن روز مرکز قدرت خاورمیانه بود. هرگز فکر نکنید اسلام در زمان اموی؛ یعنی حکومت شام یا حجاز آن روز دو قدرت قوی در خاورمیانه حضور داشت یکی امپراطوری روم بود در غرب حجاز، یکی امپراطوری شاهنشاهی بود در شرق حجاز/ بعد از آن فتوحات هم ایران اسلام را قبول کرد هم روم اسلام را قبول کرد، در خاورمیانه که الآن پنجاه کشور یا پنجاه دولت اسلامی حضور و ظهور دارد، آن روز همه تابع قدرت مرکزی شام بود. سخن از حجاز و عراق و دمشق و یمن نبود، سخن از خاور میانه بود، سخن از ایران و روم بود، از آن طرف وجود مبارک امیرالمؤمنین [علیه السلام] برای منطقه دور آفریقا یعنی مصر و امثال مصر والی می‌فرستد؛ از این طرف برای آذربایجان و اهواز والی اعزام کرد. فرمود: هر چه تلاش و کوشش دارید بکنید، قسم به خدا این نام ماندنی است؛ این وحی ماندنی است؛ این سیرت و سنت ماندنی است؛ این قرآن و عترت پایدار است، مظهر هو الباقی است. «کد کیدک واجهد جهدک و اسعَ سعیک … ولا تمحو ذِکرنا ولا تمیت وَحینا»[۳۶] خواستند دین را اعدام کنند دیدند زود است، شروع کردند به دین فروشی؛ این سخن را هم ابوریحان بیرونی نقل کرده، هم ابوالحسن عامری نقل کرده، اینها از حکمای بزرگ قبل از هزار سال‌اند. ابوریحان بیرونی در جریان تحقیق ما للهند نقل می‌کند: سلاطین بت پرست هند از معاویه بت خواستند. معاویه دید وقتی سربازان اسلامی کشورهای بت پرست را فتح کردند بتهای فراوانی هم در اختیارشان به عنوان غنیمت گرفته شد، این بتها را همین معاویه (علیه من الرحمن ما یستحق) مرصّع کرد، مزیّن کرد به وسیله کشتی فرستاد به هند و با فروختن بت یعنی با ترویج بت‌پرستی پولهایی را دریافت کرد .[۳۷] معنای دین فروشی مگر غیر از این است؟ بت فروشی از آن معاصی بزرگ اسلام است؛ بت تراشی، بت سازی مثل بت پرستی محرّم است. این حاکم اسلامی که خود را خلیفه مسلمانها می‌داند به جای پیغمبر نشسته است. از راه بت فروشی دارد سرمایه تحصیل می‌کند. این دین را به بردگی گرفتن است؛ این دین فروشی کردن است. آن که قرآن را می‌فروشد که دین فروش نیست؛ آن که بت را می‌فروشد دین فروش است.

استیضاح حکومت توسط حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)
بنابراین این بیان نورانی امیرالمؤمنین که فرمود: «فإن هذا الدین قد کان أسیراً فی أیدی الأشرار یعمل فیه بالهوی و یطلب به الدنیا»[۳۸] یک چیز روشنی بود که اینها در جریان سقیفه دین را به اسارت گرفتند و این بانوی قدسی سعی کرده است دین را زنده نگه بدارد تا روزی از دست اینها آزاد بشود وگرنه همان اوایل اینها این دین را اعدام می‌کردند. سخن از فدک نیست؛ آن وقتی هم که فدک در اختیار اینها بود که اینها نان جو می‌خوردند. آن جریان دستاس کردن و خون آلود شدن دست مطهر زهرا (سلام الله علیها) با داشتن حوائط سبعه[۳۹] و فدک بود. به هر تقدیر وجود مبارک صدیقه کبرا این جمله قرآنی را با تعبیر غیبت به خطاب، حکومت را استیضاح کرد، فرمود: «أَفَحُکمَ الجَاهِلِیَّةِ تبغُونَ وَمَنْ أحسَنُ مِنَ اللهِ حُکماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ»[۴۰] فرمود شما حکومت جاهلی تشکیل دادید، سخن از من و همسر و امثال اینها نیست. وقتی قرآن و دین به عنوان اصول ارزشی حجت نباشد حکومت حکومت جاهلی است «أَفَحُکمَ الجَاهِلِیَّةِ تبغُونَ وَمَنْ أحسَنُ مِنَ اللهِ حُکماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ» .[۴۱]

خلاصه بحث
خلاصه عرضم این است که مسئله توسل برای تتمیم قابلیت قابل است؛ نه فاعلیت فاعل؛ و سمیع بودن خدا هم به دو معناست که شفاعت و توسل درباره یکی از این دو است و این ذات قدسی مثل قرآن کریم حبل متین است و این حبل از آسمان نازل شده است به نحو آویختن؛ نه انداختن، آن طوری که قرآن نازل شده است، آن طور باران نازل نشده [و] آن طوری هم که باران نازل می‌شود قرآن نازل نشده [است] اینها نازل شده‌اند به صورت آویختن. موجودات دیگر نازل شده‌اند به منزله انداختن این موجود انداخته نیازمند است به آن موجود آویخته دستاویز شود، به او متوسل شود تا فیض را بتواند از ذات اقدس الهی دریافت کند. تتمیم قابلیت قابل را این ذوات مقدّس به عهده دارند وگرنه از طرف ذات اقدس الهی هیچ نیازی نیست.
مجدّداً حضور همه شما را ارج می‌نهیم؛ علما، فضلا، دانشگاهیان بازاریان طلاب حوزویان اقشار مختلف مردم بزرگوار مشهد، برادران و خواهران عزادار، مقام همه شما را ارج می‌نهیم. بعد از این سخنرانی کاملاً می‌نشینید از فیض عزاداری این شب عزا و سوگ و مأتم بهره‌ها می‌بریم در همین اشکها و ناله‌ها و ماتم زدگیها دعاهایتان _ان‌شاء‌الله_ مستجاب شود. فرج ولی عصر را از خدا مسئلت کنید. سلامتی مقام معظم رهبری، حفظ نظام را، موفقیت دولت و ملت و مملکت را از ذات اقدس الهی درخواست کنید و قبولی طاعات را از خدای سبحان مسئلت کنید، وضع مجلس را همان طوری که هست حفظ کنید تا در مراسم سوگ و ماتم همگان شرکت کنیم.
«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

پی نوشت ها:

۱- سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
۲ ـ بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۷۸ ؛ قال الصادق (علیه‌السلام): «کتاب الله عزّوجلّ علی أربعة أشیاء علی العبارة والإشارة واللطائف والحقائق؛ فالعبارة للعوام والإشارة للخواص واللطائف للأولیاء والحقائق للأنبیاء». این روایت از امام حسین (علیه‌السلام) نیز وارد شده است. ر.ک: جامع الأخبار، ص۴۱/
۳ ـ ارشاد القلوب، ج۲، ص۳۰۵ ؛ قال رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم): «… کتاب الله الثقل الأکبر حبل ممدود من السماء الی الارض سبب بأیدیکم وسبب بید الله عزّوجل».
۴ ـ بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۰۹/
۵ ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۴۷۳ ؛ «البخاری و مسلم فی خبر أنه قال عمر: النبی قد غلب علیه الوجع وعندکم القرآن حسبنا کتاب الله…».
۶ ـ سورهٴ انسان، آیهٴ ۸/
۷ ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۸۶/
۸ ـ سورهٴ واقعه، آیهٴ ۸۵/
۹ ـ سورهٴ ق