، آیهٴ ۱۶/
۱۰ ـ سورهٴ انفال، آیهٴ ۲۴/
۱۱ ـ سورهٴ فصلت، آیهٴ ۴۴/
۱۲ ـ سورهٴ فصلت، آیهٴ ۴۴/
۱۳ ـ التوحید، ص۱۷۹/
۱۴ ـ التوحید، ص۱۷۹/
۱۵ ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۸/
۱۶ ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۷۱/
۱۷ ـ سورهٴ حجر، آیهٴ ۲۱/
۱۸ ـ دلائل الإمامة، ص۳۳/
۱۹ ـ سورهٴ انفال، آیهٴ ۲۴/
۲۰ ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۰/
۲۱ ـ مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۶۸/
۲۲ ـ سورهٴ آل‌عمران، آیهٴ ۳۸/
۲۳ ـ سورهٴ احزاب، آیهٴ ۳۳/
۲۴ ـ سورهٴ مائده، آیهٴ ۳۵/
۲۵ ـ سورهٴ مائده، آیهٴ ۵۵/
۲۶ ـ سورهٴ انسان، آیهٴ ۸/
۲۷ ـ سورهٴ تحریم، آیهٴ ۴/
۲۸ ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۳۲؛ عن سدیر الصیرفی عن أبی جعفر: (علیه‌السلام) قال: لقد عرّف رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) علیّاً (علیه‌السلام) أصحابه مرتین؛ أما مرة فحیث قال: «من کنت مولاه فعلی مولاه» وأما الثانیة فحیث نزلت هذه الآیة ﴿فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ المُؤْمِنِینَ﴾ الآیة؛ أخذ رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بید علیٍّ (علیه‌السلام) فقال: «یا أیها الناس هذا صالح المؤمنین».
۲۹ ـ شرح نهج‌البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱/
۳۰ ـ سورهٴ ملک، آیهٴ ۱۱/
۳۱ ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
۳۲ ـ سورهٴ صف، آیهٴ ۸/
۳۳ ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۴۷۳/
۳۴ ـ نهج‌البلاغه، نامهٴ ۵۳/
۳۵ ـ احتجاج، ج۲، ص۳۰۷؛ روی شیخ صدوق من مشایخ بنی‌هاشم و غیره من الناس انه لما دخل علی بن الحسین (علیه السلام) و حرمه علی یزید وجیء برأس الحسین (علیه السلام) و وضع بین یدیه فی طشت فجعل یضرب ثنایاه بمخصرة کانت فی یده وهو یقول:
لَعِبَـت هاشم بالمُـلک فلا ٭٭٭ خبـرُ جـاءَ وَلا وَحـیُ نـزل
لیت أشیاخی ببدر شهدوا ٭٭٭ جزع الخزرج من وقع الأسل
۳۶ ـ اللهوف، ص۱۸۳/
۳۷ ـ تحقیق ما للهند، ص۹۶/
۳۸ ـ نهج‌البلاغه، نامهٴ ۵۳/
۳۹ ـ مناقب، ج۱، ص۱۶۹؛ کان مخرنبق احد بنی النضیر حبراً عالماً أسلم و قاتل مع رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وأوصی بماله لرسول الله وهو سبع حوائط وهی المینب والصائفه والحسینی ویرقد والعواف والکلاء ومشربة ام ابراهیم..
۴۰ ـ احتجاج، ج۱، ص۱۰۲/
۴۱ ـ احتجاج، ج۱، ص۱۰۲/
منبع: نشريه الکترونيکي اسرامصحف حضرت فاطمه فراتر از شناخته هاي بشري

نويسنده: عبدالله اميني

عبدالله اميني ، نويسنده و مترجم است ، از وي ترجمه کتاب سيماي شيعه (چاپ پارسايان قم) چاپ شده ، ترجمه قصه هاي قرآني (ناشر: تبيان تهران) را در دست تکميل دارد ونيز مصحف فاطمه (س) را به نشر دليل ما ، سپرده است.
مقاله پيش رو بخشي از اين کتاب است که از نظر شما مي گذرد. درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام پرسشها و ابهاماتي وجود دارد؛ آيا همان گونه که از عنوان «مصحف» برمي آيد، قرآني ويژه حضرت زهرا عليهاالسلام بوده ، يا کتابي در موضوعي ديگر است؟ اگر جواب فرض دوم است ، آيا خود حضرت آن را نوشته يا املاء کرده اند؟ محتواي آن چيست؟ آيا آداب و اخلاق است يا تشريع و فقه؟ اکنون اين کتاب کجاست؟ پيش از پاسخ به هر سوال ، پرسش اساسي اين است : آيا اين مصحف ، اصل و اعتباري دارد؟ آيا از طريق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب اين پرسشها از روايات مربوط به اين موضوع به دست مي آيد. البته بيان اين روايات مختلف است ؛ بعضي محتواي مصحف را احکام حلال و حرام مي دانند، در حالي که ديگران مي گويند اصلا چنين احکامي در بر ندارد. برخي مي گويند ديکته کننده آن پيامبر صلي الله عليه وآله بوده ، در حالي که بعضي جبرئيل را گوينده آن مي دانند، که در اين صورت بايد به اين پرسش پاسخ گوييم که آيا جبرئيل با شخصي که پيامبر نيست ، سخن مي گويد؟ و اگر چنين باشد، چگونه با حضرت فاطمه عليهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پيامبر صلي الله عليه وآله ، وحي قطع نشده بود؟ به هر روي ، پرسشهاي بسياري در اين زمينه وجود دارد، که پاسخگويي به آن ، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن ، به پژوهش در اين باره خواهيم پرداخت.

مصحف فاطمه چيست؟
شايع ترين پرسش درباره اين مصحف ، عنوان جنجال برانگيز و شبهه ناک آن ، يعني «مصحف » است ؛ زيرا چنين برمي آيد که اين مصحف ، قرآن خاصي است.
اما اگر به روايات بنگريم ، مي يابيم اين مصحف حتي يک آيه در بر ندارد و برخي ناآگاهان ، همين که نام مصحف را شنيده ، پنداشته اند مصحف يعني قرآن.
حتي برخي به قم آمده ، در پي ديدن اين مصحف - و به زعم خود «قرآني ديگر» - بوده اند؛ اما وقتي با واقعيت مواجه شده و دريافته اند شيعيان قرآني جز آنچه نزد ديگر مسلمانان هست ، ندارند، از اتهامات بر ضد اماميه شگفت زده شده اند. بسياري از برادران اهل سنت مي پندارند شيعه ، قرآني ديگر - بجز قرآن موجود - در اختيار دارد! و گمان برده اند مصحف فاطمه عليهاالسلام همان قرآن است ! اين پندار حتي در مطبوعات دنياي عرب نمايان شده است ؛ براي نمونه روزنامه «آخر خبر» در سودان در تاريخ ششم رجب 1416 مقاله اي را درج کرده و مدعي شده است ، شيعيان قرآني ديگر به نام مصحف فاطمه دارند! کار چنان بالا گرفته که حتي خود شيعيان باور کرده اند که مصحف فاطمه ، قرآني ديگر است ، از اين رو برآمده اند تا روايات اين کتاب را کم اهميت جلوه دهند، در سند آن ترديد کنند؛ اما با کمال شگفتي مي بينيم همچون امام خميني ، نه تنها آن را پوشيده و انکار نمي کنند که بدان افتخار مي نمايند: «ما مفتخريم که صحيفه فاطميه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است ، از ما است». مقصود ايشان از افتخار و سربلندي به مصحف فاطمه چيست؟ به رغم آن که هيچ کس از محتواي آن آگاه نبوده و فقط از طريق روايات ، کليتي از مطالب آن را مي دانند. بنابراين بايد اذعان کرد وجود مصحف فاطمه ثابت شده ، راهها و اسناد درستي براي اثبات آن وجود دارد؛ اما مي بايست به پيرايه ها و شائبه هاي پيرامون آن پاسخ داد، بويژه که تاکنون اثر مستقلي در اين باره چاپ و منتشر نشده ، فقط به صورت ضمني بدان پرداخته اند. برخي احاديث که درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام آمده ، با همين واژه (=مصحف) است ، از اين رو به پندار مزبور دامن مي زند؛ ازجمله : محمدبن مسلم از امام جعفر صادق عليه السلام روايت مي کند: «و خلفت فاطمه مصحفا ما هو قرآن ؛ فاطمه مصحفي از خود به جا گذاشت ، اما امام مي افزايد: که قرآن نيست». علي بن سعيد از امام صادق عليه السلام روايت مي کند: «و عندنا والله مصحف فاطمه ما فيه آيه من کتاب الله ؛ به خدا سوگند! مصحف فاطمه نزد ماست و امام مي افزايد و در آن حتي يک آيه از کتاب الله نيست». امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «فيه مثل قرآنکم هذا ثلاث مرات ؛ در آن (مصحف) سه برابر اين قرآن ، مطلب هست». برخي گمان کرده اند از آن رو که «مصحف» واژه اي خاص قرآن است ، اگر گفته (الجامع للصحف المکتوبه بين الدفتين). «صحف» جمع صحيفه به معناي ورق و برگ است که بر آن بنويسند. «دفتان» ، تتنيه «دفه» به معناي جنب و کنار هر چيز است.
« دفتاالمصحف» يعني جلد رو و پشت کتاب.
بنابراين مصحف ، چند برگ دارد ، نه يک برگ ، ولي گاه کتاب مي تواند بيش از يک برگ نداشته با