. به خانه مهاجر و انصار رفتن و آنان را به دفاع از «ولايت» تحريك و تحريض نمودن قاعدين را برترك وظيفه شان شماتت كردن غاصبان و ستمگران را مورد نكوهش قرار دادن شجاعانه در مسجد رسول خدا به ايراد سخن پرداختن و در برابر صاحبان قدرت سكوت نكردن همه و همه نشان دهنده شخصيت و قدرت روحي فاطمه زهرا در عرصه هاي اجتماعي و سياسي است. شخصيتي كه در دفاع از امت و ولايت جان خويش فدا كرد و درس ايستادگي و مقاومت در برابر ظلم و بي عدالتي را به همگان آموخت.
بي شك يكي از بهترين و آشكارترين الگوهاي بشريت در مصاف با ظلم و بي عدالتي و سكوت نكردن در برابر صاحبان قدرتهاي نا مشروع فاطمه زهرا است. اگر فاطمه زهرا در برابر ستم پيشگان نمي ايستاد زينب كبرا درس ايستادگي در برابر ظلم يزيديان را نمي آموخت و حقائق پر افتخار عاشورا به نسلهاي آينده منتقل نمي شد.
سيره فاطمه (سلام الله علیها) الگوي زنان شجاع و انقلابي ملت ايران بود كه با هدايت امام خميني (رض) در برابر رژيم استبدادي پهلوي ايستادند و موجب تهييج مردان در عرصه مبارزه شدند. چه بسيار بانواني كه در اين راه قرباني شدند و نام خود را در طومار پيروان واقعي حضرت ثبت كردند. سيره و سنت فاطمه زهرا و زينب كبري همواره پاسخي بود به جاهلان متنسكي كه انقلابيون را به خاطر دعوت زنان به مبارزه و حضورشان در راهپيمايي ها و تظاهرات شماتت مي كردند! و به بهانه هايي چون اينكه «زن نبايد در مقابل چشمان نامحرمان فرياد بزند مشت گره كند و شعار بدهد» و... به رهبر فقيد انقلاب طعن مي زدند!
گويا اين متحجران از سيره فاطمه زهرا و زينب كبرا بي خبر بودند كه چگونه در مقام «تظلم و دادخواهي» هم در اجتماعي ظاهر مي شدند و هم با حفظ شئون اسلامي به ايراد سخن پرداخته خطبه مي خواندند و كاخهاي ستمگران را به لرزه مي انداختند.
فاطمه زهرا در عين شجاعت و صلابت در برابر ستم پيشگان در پاسداري از حريم امت و ولايت مطيع امام زمانش بود. آنگاه كه امير مومنان او را به صبر و استقامت فراخواند براي حفظ وحدت امت اسلامي و جلوگيري از سو استفاده دشمنان قسم خورده رسول خدا اطاعت كرد و سكوت اختيار نمود در حفظ مصالح امت اسلامي و بقاي دين لحظه اي درنگ ننمود.
برخلاف آنچه امروز عده اي به بهانه دفاع از ولايت بر طبل اختلاف مي كوبند و به بهانه مظلوميت حضرت زهرا دست به اعمالي مي زنند كه با آرمان هاي آن حضرت بيگانه است.
آيا هيچ مسلماني باور ميكند كه حضرت زهرا(س) به شعله ور ساختن اختلاف و كينه بين برادران مسلمان رضايت دهد در حالي كه دشمنان مشترك مسلمانان در برابر شان صف آرايي كرده اند! آيا كسي مي تواند ادعا كند كه سكوت در برابر كشتار شيعه يا سني در سرزمين هاي اسلامي به دست آمريكا و صهيونيسم مورد رضايت آن حضرت است !
آيا كينه ورزي نسبت به پيروان اهل سنت كه غالبا مستضعفان فكري اند بيش از صليبي ها صهيونيستها در مرام فاطمه زهرا مي گنجد و مي توان به بهانه محبت به آن حضرت آن را توجيه كرد.

3 ـ مظهر حجاب و عفاف
بي شك يكي از جلوه هاي شخصيت فاطمه زهرا «حجاب و عفاف» آن حضرت است. گفتار و كردار آن بزرگوار در اين زمينه الگو و اسوه زنان عالم است. اين واقعيت آن قدر عيان و آشكار است كه نيازمند توضيح نيست.
حجاب كه به منزله صدفي براي گوهر وجود زن است به او مصونيت مي بخشد. به او فرصت حضور فعالانه و سازنده را در اجتماع مي بخشد. به او اين امكان را مي دهد كه خلاقيت ها و توانايي هاي خود را در عرصه هاي گوناگون اجتماعي و سياسي به كارگيرد بدون آنكه مورد طمع و سو استفاده مردان قرار گيرد.
سيره فاطمه زهرا و زينب كبرا در اين زمينه حجت را برهمه بانوان به ويژه آنان كه خود را پيرو ايشان مي دانند تمام كرده است. آنان در اجتماع حضور جدي داشتند اما حضوري با «حجاب و عفاف».
زنان مسلمان به ويژه زنان ايراني افتخار دارند كه علي رغم تلاش هاي متنوع سرسپردگان استعمار همچون رضاخان ميرپنج از «حجاب و عفاف» خود دست برنداشته و توانستند نهضتي تاريخي را خلق كنند.
ولي بايد به اين واقعيت تلخ اعتراف كرد كه عوامل مختلفي موجب شده كه در سالهاي اخير با فرهنگ حجاب و عفاف فاصله بگيريم. نويسنده مسئوليت اصلي را متوجه دولتمردان مي داند. چرا كه آنان بيشترين وظيفه و نقش را در جهت ترويج و تقويت فرهنگ حجاب و عفاف به عهده دارند.
حضور علما و روحانيت در صحنه سياست و قدرت اين مسئوليت و نقش را مضاعف مي سازد. دستگاه هاي فرهنگي و تبليغي كشور و بيش از همه صدا و سيماي جمهوري اسلامي بزرگترين نقش مثبت يا منفي را در اين وادي ايفا ميكنند.
آيا سياست هاي اتخاذ شده در كشور برنامه هاي اجرا شده در ادارات و سازمانهاي دولتي و غير دولتي ـ برنامه هاي صدا و سيما و... در راستاي ترويج اين فرهنگ بوده و ياتخريب آن
نويسنده معتقد نيست كه دولتمردان در صدد تخريب اين فرهنگ بوده اند. اما معتقد است كه در برابر هجوم سنگين دشمنان دين و تبليغات وسيع آنان در جهت تخريب ارزشهاي اخلاقي اين ملت تدبير شايسته اي به عمل نياورده اند و با روند روبه كاهش فرهنگ حجاب و عفاف منفعلانه بخورد نموده اند.
تصميم هاي نادرست برخي از مديران و دست اندركاران كشور در پاره اي از موضوعات مانند ورزش بانوان بدون آنكه زمينه ها و شرايط مناسب آن را فراهم آورند و قهرا حضور زنان در پاركها و اماكن عمومي براي ورزش پافشاري بي منطق بر حضور زنان در ورزشگاههاي ويژه مردان علي رغم مخالفت صريح مراجع معظم تقليد اشتغال زنان بدون هيچ حد و مرزي به مانند مردان و بدون رعايت تناسب شخصيتي بين آنان و بعضي از مشاغل برخورد يكسان با بانوان با حجاب و عفيف مانند بانوان بي حجاب و بدحجاب و حتي گاه ترجيح دسته دوم بر دسته اول ارج ننهادن بر فرهنگ حجاب و عفاف در رده هاي مختلف مديريتي كشور چهره سازي از زناني كه حجاب مناسب و متناسب يك زن مسلمان ندارند زنان بد حجاب را به عنوان افراد با فرهنگ به تصوير كشيدن و متقابلا بانوان با حجاب و عفاف را بي فرهنگ و كم سواد معرفي كردن «حيا و عفاف» را مربوط به گذشته دانستن كه امروزه ارزشي بودن خود را از دست داده بي تفاوتي نسبت به رواج اين منكر بزرگ اخلاقي ـ يعني بدحجابي و بي بندرباري ـ همگي از عوامل تاثيرگذار در اين زمينه است.
شب و روز از الگو بودن فاطمه زهرا(س) و زينب كبرا(س) سخن گفتن و در عمل بيگانه با رفتار و كردار آنان بودن جز فريب دادن خود نيست. امروز اماكن عمومي جولانگاه افراد بي مسئوليت و فاقد شخصيت و وقار شده و عرصه را بر افراد متدين با حجاب و عفاف تنگ كرده امروز ورزشگاه هاي بانوان از نظر فضاي فرهنگي و بي توجهي به ارزشهاي اخلاق و اجتماعي در وضعيتي است كه بانوان متدين و مقيد به احكام دين جرات حضور پيدا نمي كنند و به شدت از اين موضع گله مندند.
نويسنده معتقد است كه دولتمردان اگر اراده كنند مي توانند با همكاري علما دانشمندان و طيف وسيع مردم متدين و انقلابي با سياستگذاري و برنامه ريزي صحيح و اصولي و ارج نهادن بر فرهنگ حجاب و عفاف 