 حقايق پرافتخار عاشورا به نسل هاي آينده منتقل نمي شد
سيره و سنت فاطمه زهرا و زينب كبري همواره پاسخي بود به جاهلان متنسكي كه انقلابيون را به خاطر دعوت زنان به مبارزه و حضورشان در راهپيمايي ها و تظاهرات شماتت مي كردند!
آيا هيچ مسلماني باور مي كند كه حضرت زهرا(س) به شعله ور ساختن اختلاف و كينه بين برادران مسلمان رضايت دهد درحالي كه دشمنان مشترك مسلمانان در برابرشان صف آرايي كرده اند !
امروز بسياري از مسلماناني كه از كشورهاي اسلامي و حتي غيراسلامي به ايران سفر مي كنند از مشاهده وضعيت ناهنجار فرهنگي برخي از بانوان در كوچه ها و خيابانها شگفت زده مي شوند.
براثر تبليغات غربيان و واگو كردن آن توسط غربزدگان «خانه داري» به معناي واقعي آن يعني هسته مركزي «تعليم و تربيت» و كانون «صفا و صميميت» بودن در ميان طيف وسيعي از بانوان ارزش خود را از كف داده است.
استاد شهيد آيت الله مطهري: مقام و وظيفه مادري از طرف مادران و حقوق مادري از نظر فرزندان و از نظر علماي اجتماع در عصر ما تحقير و ناشناخته شده است.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي: نقش خانواده در اخلاق در پايه گذاري براي رشد عواطف انساني در سالم نگاه داشتن انسان از تعديات و تجاوزات گوناگون و آماده نگه داشتن او براي آن طهارت روحي و سلامت اخلاقي بسيار مهم است.
آيت الله موسوي اردبيلي: زن مي تواند كار كند ولي اين كار نبايد به محو عواطف بين شوهر و زن و فرزند رسالت مادري و تربيت فرزندان منتهي شود.
به اظهار اينكه الگوي ما فاطمه زهرا و زينب كبري است اكتفا نبايد كرد بايد در عمل نشان داد كه آنها الگوي مايند و ما پيرو آنان.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامیروايتي از شهادت حضرت فاطمه (س)

نويسنده : سهند صادقي بهمني

گونه‌هاي شكوهمند تاريخي كه در متن خويش، ‌حاوي مضامين متعالي ماندگار بوده‌اند در غالب موارد قهرماني داشته‌اند كه اگرچه از سويي ارائه‌گر نمودي مثالي از صعود روح انساني بوده‌اند اما اين نيز بسيار پراهميت است كه از سوي ديگر با تاريخ و زمينه‌هاي بروز خويش نسبتي مي‌يافته‌اند كه خواه‌ناخواه آنان را گذشته از اينكه از تجربه‌گونه‌هاي ديگر متمايز مي‌سازد، به امري غيرقابل گرته‌برداري مبدل مي‌سازد. به سخن ديگر اين قهرمانان به نحو مطلق تحقق ندارند، بل مشروط‌اند.
در سوي ديگر شخصيت‌هايي تحقق يافته‌اند كه اين‌گونه نيستند؛ ايشان تنها با بخشي از تاريخ مرتبط نيستند؛ با كل تاريخ نسبت برقرار مي‌سازند و از اين‌رو قابليت ارائه گونه‌اي از زندگي مثالي را براي تمام عصرها دارند، هرچند درباره خصوصيات اين نوع از الگوبرداري همواره به خاطر متحول شدن شتابان عوامل تغييردهنده زندگي اجتماعي اختلافاتي وجود داشته است. برخي اسوه‌هاي ديني اينگونه‌اند.
گمان صائب بر آن است كه آنجا كه پيامبر مي‌گويد: «فاطمه خير نساء اهل الجنه، فاطمه بهترين زنان اهل بهشت است»، (صحيح امام محمد‌بن اسماعيل بخاري ج2، كتاب مناقب، باب مناقب فاطمه بنت محمد) از اين چنين اسوه‌اي سخن به ميان آورده است.
عصاره تاريخ بشري منظور او بوده است، چرا كه جمع بهترينان كه در بهشت به اجتماع گرد يكديگر آمده‌اند، خود بهتريني دارند كه به سخن پيامبر، فاطمه‌س است. از اين‌رو فاطمه با كل تاريخ نسبتي مي‌يابد كه در كلام نبوي، نه از سوي خود بل از سوي قادر عليم و به نحو قيدي (جن/27) بازتاب يافته است.
بنابراين بازخواني اسوه فاطمه- البته با تجريد خصوصياتي كه در فرآيند عمل به حكم عوامل اجتماعي از اهميت چنداني برخوردار نيستند- موضوعيت تام مي‌يابد. در اين متن نبوي و البته در يك سطح معنايي ديگر اين نيز قابل ذكر است كه مراد نبي از پيشوند «بهترين زنان» بي‌شك، تفكيك قائل شدن در امر سعادت و كمال و جنسيتي نمودن آن نبوده است.
اين بيشتر اشارت دارد به استعدادها، روحيات و توانايي‌ها و نيازهاي يكسره متفاوتي كه زنان را از مردان متمايز مي‌سازد. قرآن در اين باره مي‌گويد: «هركس- از مرد يا زن- كارشايسته كند و مومن باشد، قطعا او را با زندگي پاكيزه‌اي، حيات (حقيقي) بخشيم و مسلما به آن بهتر از آنچه انجام مي‌دادند پاداش خواهيم داد.»(نحل/97).
با اين تمهيد و به مناسبت سيزدهم جمادي‌الاول كه در روايتي سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به شمار رفته است، به فراديدن برخي از اسوه – رفتارهاي همه زماني زهراي اطهر مي‌نشينيم كه از خويش به يادگار نهاده است.

ولادت فاطمه (سلام الله علیها)
حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پيش از تولد فاطمه بسيار از قريش طعنه مي‌شنيد. پنج سال از بعثت گذشته بود. پيامبر را بيرون از خانه و در شهر، ابوطالب و حمزه ياري مي‌كردند كه ديگر اينها هم نبودند.... پيامبر، ناگهان از جانب خدا مامور شد كه از خديجه براي 40 روز كناره‌گيري كند. خديجه از محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نپرسيده كه چرا اين‌گونه بايد باشد؟ آن 40روز را پيامبر به روزه‌داري و راز و نياز با خداوند گذراند. محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به خديجه بازگشت. نطفه فرزندي پديد آمد و خديجه با خود مي‌انديشيد: «اين كودك كيست كه براي آفرينش او جبرئيل نازل مي‌شود و براي خلقت او خداوند فرمان مي‌دهد؟»
زمان وضع حمل رسيده بود و خديجه به كمك زنان قريش محتاج بود. دنبال زني از بستگان قديم فرستاد كه پاسخي نيامد. برخي گفته بودند: «مگر نگفته بوديم با اين جوان يتيم ازدواج نكن؟»به هر روي خديجه تنها ماند. درد بر او فائق آمد. ناگهان احساس كرد سرنوشتش به سرنوشت بزرگترين زنان خداپرست گره خورده است؛ سرنوشت هاجر، آسيه و مريم. پس از اندكي فرزندش را كه دختري زيباروي بود در كنارش ديد.

فاطمه (سلام الله علیها) و مكه
فاطمه (سلام الله علیها) با تولد خويش شايد ناخواسته به كمك پدر آمده بود. پيش از فاطمه با اينكه پيامبر دو دختر و دو پسر داشت اما او را بي‌عقب خوانده بودند. با آمدن فاطمه(سلام الله علیها) نبرد چرخيد و اينك خداوند بود كه ايشان را ابتر و بي‌نسل پنداشته بود و از فاطمه(سلام الله علیها) به عنوان كوثر (خير فراوان) ياد كرده بود. فاطمه مي‌باليد و پدر دل در گرو او داشت. پدر براي فاطمه هيچ‌وقت جز تبسم و خنده ارمغاني نداشت حتي آنگاه كه با سر و روي خاكي و بدني خونين به خانه مي‌آمد و معلوم بود كه از آزاري كه قريش بر او روا مي‌داشت، در امان نمانده است. باز اين لبخند همراه بود و چون پدر در آغوشش مي‌كشيد، احساس آرامش پدر را داشت، پدر براي فاطمه انسان اول بود.
و جز او حتي مادرش را در جايگاه پدر نمي‌ديد: «پدر با جبرئيل همنشيني مي‌كند و با او سخن مي‌گويد و جبرئيل حرف‌هاي خدا را بر او مي‌خواند. پدر با ملكوت آشناتر از مكه است كه در آن بزرگ شده است. او آسمان‌ها را بهتر از زمين مي‌شناسد كه بر آن راه مي‌رود... پدر روحي بهشتي دارد. او آمده تا دوزخيان را نجات دهد. پدر برگزيده خداست.» سال دهم، فاطمه تنها 5 سال داشت كه خداوند مادر از او گرفت. 