ت اي فاطمه؟ عرض كرد از قرص ناني است كه براي دو فرزندم پختم، اين تكه را براي شما آوردم پيامبر فرمود: اي دختر عزيزم اين اولين غذايي است كه پدرت بعد از سه روز لب مي زند[12]». همين علاقه است كه زهرا را حتي قبل از رحلت پيامبر درهنگام بيماري ايشان به گريه مي اندازد.
عبدالله ابن عباس مي گويد: « هنگامي كه رحلت رسول خدا نزديك شد، پيامبر آن قدر گريه كرد كه اشكهايش محاسن او را تر كرد به آن حضرت عرض شد: اي رسول خدا چه چيز تو را مي گرياند ؟ فرمود: براي فرزندانم و آنچه كه اشرار امت من بعد از من به آنها روا مي دارند گريه مي كنم گويا دخترم فاطمه را مي بينم كه بعد از من مورد ستم واقع شده است و او صدا مي زند: اي پدر جان، ولي احدي از امت من او را كمك نمي كند. حضرت فاطمه اين را شنيد و شروع به گريه كرد رسول خدا فرمود: اي دخترم گريه نكن، عرض كرد: من به خاطر رفتاري كه با من بعد از تو مي شود گريه نمي كنم بلكه به خاطر فراق تو گريه مي كنم حضرت به او فرمود: مژده باد تو را اي دختر محمد كه به زودي به من ملحق خواهي شد چرا كه تو اولين كسي از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي[13]».
علاقه فاطمه به پدر به حدي است كه حتي بعد از رحلت پدر با شنيدن نام پدر بي هوش مي شودكه در اين زمينه جريان اذان گفتن بلال مشهور است و نياز به توضيح نيست.

بررسي الگوهاي رفتاري فاطمه در نقش دختر

1. فاطمه و مسئوليت هاي اجتماعي
فاطمه نه ناز پرورده ونه پرده نشين است، اگرچه حجاب و عفاف او زبانزد خاص و عام است ولي آنگاه كه نداي ياري و همكاري از اجتماع شنيده شود در راه پيشبرد اهداف اسلام نشستن روا نمي دارد. او معتقد است بهترين خصلت براي زن آن است كه نه نامحرم او را ببيند و نه او نا محرم را ببيند ولي اين مانع از آن نيست تا براي انجام وظيفه رفتن به مسجد و خانه انصار و مهاجرين را ترك كند. او گاه در نقش معلمي دلسوز پاسخ گوي سوالات مردم است و گاه در نقش پرستار مرهم گذار زخم پدر و همسر. و اگر لازم باشد رهبر بسيج كننده زنان براي پشتيباني جبهه.

2. فاطمه و همنوائي با زنان جامعه
از آفات قشر ممتاز جامعه كناره جستن از متن مردم است كه البته گا ه اين آفت با توجيهات ظاهرا مثبتي نيز همراه است اما دليل هرچه كه باشد نتيجه آن شكاف فكري اين قشر با عامه مردم و عدم درك صحيح از واقعيتهاي جامعه است. فاطمه هرگز چنين رويه اي در پيش نگرفت با زنان مدينه هم سخن و هم سنخ بود؛ چون ايشان مي پو شيد، در مراسم آنها شركت مي جست اگر چه يهودي باشند؛ وچيزي براي مخفي كردن از آنها نداشت. در خانه چون همه زنان زندگي مي كرد؛ او شخصي متكبر نبود آن چنانكه بعض زنان اشراف بودند و او در اخلاق و تواضع ممتاز بود آن چنانكه زنان اشراف نبودند.

3. فاطمه و همسرداري
در روايت آمده است: «جهاد المرأه حسن التبعل؛ جهاد زن خوب شوهر داري كردن است[14]». بايد ببينيم معيار هاي شوهر داري از نظر اسلام چيست؟
جهاد يكي از پرهزينه ترين و دشوارترين عبادات در دين اسلام است و اسلام جهاد زن را خوب شوهر داري كردن معرفي مي كند، چرائي اهميت شوهرداري را بايد در اهميت خانواده جستجوكرد.
از نظر جامعه شناسي بزرگترين بحران ها در حالت آنومي براي يك جامعه پيش مي آيد و اولين جرقه هاي اين مسأله بحران ساز بي ثباتي خانواده است و عمده ترين عامل بي ثباتي خانواده نيز در حوزه رابطه زن و شوهر شكل مي گيرد. اسلام با تاُكيد بر وظيفه دوسويه زن وشوهر، زن را در استحكام بنيان هاي خانواده داراي نقش ويژه معرفي مي كند.
روايات، اطاعت از همسر، تاُمين امنيت رواني همسر، تمكين، احترام و محبت به او، خدمتگذاري به همسر ومدارا با فقر و نداري او، و...، رااز مصاديق حسن التبعل معرفي كرده اند. فاطمه در مدت كمي كه در خانه علي زندگي كرد از اين جهاد مقدس و وظيفه سنگين غفلت نكرد. تا الگويي براي همگان در طول تاريخ باشد:

الف: تأمين امنيت رواني همسر
زندگي مشترك حضرت علي و فاطمه (س) در مدينه و در سالهاي اوليه هجرت پيامبر اكرم (ص) در حالي آغاز شد كه نهال نو پاي اسلام دائما از طرف كفار و منافقين نهديد مي شد؛ لذا پيامبر اكرم و ياران ايشان دائما در حال خنثي سازي اين توطئه ها بودند. از اين رو براي مبارزه با شرك و بت پرستي و پايه گذاري مرام توحيد هر روز در هجرت بودند. در اين ميان وظيفه علي (ع) از همه سخت تر بود؛ زيرا سپهسالار همه اين جنگها علي است و همه جا با فداكاري و جانبازي او فتح و پيروزي نصيب مسلمين مي گردد. چنين مجاهد و سپهسالاربزرگي بايد چنان همسر فداكار و وظيفه شناسي همچون فاطمه (س) داشته باشد كه از هر جهت امور داخلي خانه را اداره نمايد فرزندانش را بزرگ نمايد، تعليم و تربيت فرزندان را با كمال دلسوزي به انجام رساند؛ با سختيها و مشكلات بسازدو از نظر فكري و روحي نيز مشوق وهم فكر او باشد و نوازشها و تحسينهاي اوپشتوانه و تكيه گاهي براي ادامه مبارزات و درماني براي رفع كوفتگي هاي جسم و جان او باشد و زخمهاي تنش را مرهم گذارد. در غير اين صورت آيا علي، آن علي قهرمان و موفق مي شد؟. علي (ع) درباره زهرا مي فرمود: « وقتي به خانه مي آمدم و به زهرانگاه مي كردم تمام غم و اندوهم برطرف مي شد». و اين در حالي بود كه زندگي امام علي (ع) با تهيدستي مي گذشت.

ب: اطاعت از همسر
فاطمه هرگز بدون اجازه علي از خانه خارج نشد؛ در خانه علي (ع) هرگز دروغ نگفت و خيانت نكرد و هيچگاه از دستوراتش سر پيچي ننمود به همين دليل است كه هم علي از فاطمه (س) خشنود است و هم فاطمه از علي. اين اطاعت در بدترين شرايط نيز فراموش نمي شود، آنگاه كه علي را با خشونت به مسجد مي بردند فاطمه فرمود: «اگر علي را رها نكنيد موي خود را پريشان مي كنم و در جوارقبر رسول خدا به پيشگاه خدا ناله مي كنم، آن وقت زمين همه را در كام خود فرو خواهد برد؛ علي به واسطه سلمان، فاطمه را از اين كار منع مي كند، با اين كه ديدن آن صحنه ها و ديدن علي با آن وضع، براي فاطمه غير قابل تحمل است اما مي فرمايد: « اذا ارجع و اصبر و اسمع له و اطيع؛ در اين صورت ( چون شوهرم فرموده) به خانه بر مي گردم و صبر مي كنم و سخن آن حضرت را مي پذيرم و از او اطاعت مي كنم[15]».
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: « فو الله ما اغضبتها و لا اكرهتها علي امرحتي قبضها الله عزّ و جلّ و لا اغضبتني و لا عصت لي امرا و لقد كنت انظر اليها فتنكشف عني الهموم و الاحزان؛ به خدا سوگند ! هرگز او را به خشم نياوردم و به كاري كه خوش نداشت وادار نكردم تا اينكه خداي صاحب عزت و جلال روحش را به نزد خود فرا خواند و او نيز مرا به خشم نياورد و در هيچ كاري نافرمانيم را روا نداشت و هرگاه كه به وي مي نگريستم حزن واندوه از وجودم رخت بر مي بست[16]».
در جاي ديگر فرمود: « به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه از من خشمناك شود وفاطمه نيز هيچگاه مرا خشمناك ننمود».
حضرت فاطمه نيز در هنگام مرگ به حضرت علي فرمود: « يا ابن عمّ ما عهدتني كاذبه و لا خائنه و لا خالفتك منذ عاشرتني؛ اي عمو زاده! هيچگاه دروغ و خيانتي از من در زندگي نديدي و