يدم.پيامبر به آنان امان داد، سپس به فاطمه فرمود كه براى او آب فراهم كند تا شستشو نمايد.هنگامى كه هند، همسر ابوسفيان، و ديگر زنان مشركين براى اعلام پذيرش اسلام و بيعت به حضور پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيدند، فاطمه(عليها السلام)، همسر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و گروهى از زنان عبدالمطّلب حضور داشتند.در ماه رمضان سال دهم هجرى، على(عليه السلام) از سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) براى يك مأموريّت مهّم رزمى، تبليغى و به فرماندهى سيصد سواره نظام به يمن، كه در قلمرو حاكميّت پيامبر بود، اعزام شد.مأموريّت با موفقيّت كامل انجام گرفت و عدّه زيادى نيز به اسلام گرويدند.على(عليه السلام) طىّ نامه اى گزارش كار خود را از يمن براى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرستاد.پيامبر در پاسخ على(عليه السلام) امر فرمود كه براى انجام مراسم حجّ، به موقع خود را به مكّه رسانَد، و پيك با اين پيام به سوى على(عليه السلام) باز گشت.پيامبر در ماه ذيقعده آن سال به مردم مدينه و قبايل مجاور اعلام كرد كه قصد دارد حجّ را به جاى آورد و بدين ترتيب، عدّه زيادى براى سفر حجّ مهيّا شدند.آن حضرت در روز 25 ذيقعده سال دهم هجرى قمرى از مدينه حركت نمود و در ذوالحليفه احرام بست.همه همسران پيامبر نيز در اين سفر همراه شدند، آنها به هودج ها سوار بودند، فاطمه(عليها السلام) نيز با آنان بود و در اين سفر عبادى، مناسك حجّ را به دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)انجام مى داد. على(عليه السلام) پس از گذشت سه ماه از مأموريت، در ايّام حجّ به مكّه رسيد و در آنجا همسرش فاطمه زهراء(عليها السلام) را ديد.پس از مراسم با شكوه حجّه الوداع، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، هنگام بازگشت به مدينه در غديرخم، در يك اجتماع صدهزار نفرى، على(عليه السلام) را به فرمان خداوند به امامت و جانشينى خود منصوب نمود.با توجّه به حضور فاطمه زهراء(عليها السلام) در حجّهالوداع با اطمينان مى توان گفت كه آن حضرت در مراسم با شكوه غديرخم حضور داشته است.

زهراء و آخرين لحظات زندگانى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)
بيمارى رسول خدا در روزهاى آخر عمرش شدّت يافت.فاطمه(عليها السلام) در كنار بستر پيامبر، چهره نورانى و ملكوتى پدر را مى نگريست كه از شدّت تب عرق مى ريخت.فاطمه در حالى كه به پدر نگاه مى كرد به گريه افتاد، پيامبر نتوانست ناآرامى دخترش را تحمّل كند، در گوش او سخنى گفت كه فاطمه آرام شد و لبخند زد.لبخند زهراء(عليها السلام) در آن حال شگفت آور بود.از او سؤال كردند كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)چه رازى را به او فرمود؟ پاسخ داد: تا پدرم زنده است رازش را فاش نمى كنم.پس از رحلت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) راز آشكار شد.فاطمه گفت: پدرم به من فرمود: تو نخستين كس از اهل بيت من هستى كه به من ملحق مى شوى، و از اين رو شاد شدم.در ميان سخنان اندكى كه از دختر گرامى رسول خدا در مجامع روايى فريقين نقل شده، چهل حديث را، كه هر يك درسى از فضيلت و فهم دين و حيا و دعوت به توحيد است، برگزيدم، تا دل هاى حقجويان و جويندگان معارف خاندان نبوى و علوى بدان روشنى يابد و با الهام از اين كلمات نورانى، چراغ حكمت و هدايت ولايت شبستان فاطمى را به هنگام تحيّر و ضلالت، در پيش پاى خود برافروخته و فروزان بينند.
منبع: خبرگزاری فارسبزرگ‏ترين فضيلت حضرت فاطمه زهرا


( سخنرانی حضرت امام خمینی درباره حضرت فاطمه زهرا )
سخنران: امام خمینی (ره)  شرافت و فضيلت حضرت زهرا(ع)
من راجع به حضرت صديقه ـ سلام اللّه‏ عليها ـ خودم را قاصر مي‏دانم كه ذكري بكنم، فقط اكتفا مي‏كنم به يك روايت كه در كافي شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق ـ سلام اللّه‏ عليه ـ مي‏فرمايد: فاطمه ـ سلام اللّه‏ عليها ـ بعد از پدرش 75 روز زنده بودند. در اين دنيا، بودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مي‏آمد و خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مي‏كرد و مسائلي از آينده نقل مي‏كرد. ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز مراوده‏اي بوده است؛ يعني، رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياي عظام در باره كسي اين طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيه‏اي كه واقع مي‏شده است، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مي‏رسيده است در آتيه، ذكر كرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است، كاتب وحي بوده است حضرت امير، همان طوري كه كاتب وحي رسول خدا بوده است ـ و البته آن وحي به معناي آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم ـ كاتب وحي حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئيل براي كسي يك مسئله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براي هر كسي مي‏آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي‏خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اينكه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولي است يا پيغمبر است. او تنزيل مي‏دهد او را و وارد مي‏كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير، حق تعالي او را مأمور مي‏كند كه برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم كه بعض اهل نظر مي‏گويند و چه اين قسم بگوييم كه بعض اهل ظاهر مي‏گويند، تا تناسب ما بين روح اين كسي كه جبرئيل مي‏آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد، امكان ندارد اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياي درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسي و عيسي و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كس نبوده است، بعد از اين هم بين كسي ديگر نشده است. حتي در باره ائمه هم من نديده‏ام كه وارد شده باشد اين طور كه جبرئيل بر آنها نازل شده باشد، فقط اين است كه براي حضرت زهرا ـ سلام اللّه‏ عليها ـ ست كه آنكه من ديده‏ام كه جبرئيل به طور مكرر در اين 75 روز وارد مي‏شده و مسائل آتيه‏اي كه بر ذريه او مي‏گذشته است، آن مسائل را مي‏گفته است و حضرت امير هم ثبت مي‏كرده است. و شايد يكي از مسائلي كه گفته است، راجع به مسائلي است كه در عهد ذريه بلندپايه او حضرت صاحب ـ سلام اللّه‏ عليه ـ است، براي او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد، ما نمي‏دانيم، ممكن است. در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلي كه براي حضرت زهرا ذكر كرده‏اند ـ با اينكه آنها هم فضايل بزرگي است ـ اين فضيلت را من بالاتر از همه مي‏دانم كه براي غير انبيا(ع) آن هم نه همه انبيا، براي طبقه بالاي انبيا(ع) و بعض از اوليايي كه در رتبه آنها هست، براي كس ديگر حاصل نشده. و با اين تعبيري كه مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براي هيچ كس تاكنون واقع نشده و اين از فضايلي است كه از مختصات حضرت صديقه ـ سلام اللّه‏ عليها ـ است.

لزوم تبعيت بانوان از حضرت زهرا(ع)
و شما افتخار كنيد كه، و همه ما كه اين روز را «روز زن» قرار داده‏اند 