له الحرام ، و زكت مالها، و اءطاعت زوجها، و والت عليا بعدى دخلت الجنة بشفاعة ابنتى فاطمة و اءنها لسيدة نساءالعالمين .
فقيل : يا رسول الله اءهى سيدة نساء عالمها؟
فقال صلى الله عليه و آله : ذاك لمريم بنت عمران ، فاءما ابنتى فاطمة فهى سيدة نساءالعالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون اءلف ملك من الملائكة المقربين و ينادونها بما نادت به الملائكة مريم فيوقون : يا فاطمة (ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساءالعالمين ) (336)
ثم التفت الى على عليه السلام فقال : يا على ! ان فاطمة بضعة منى و هى نور عينى و ثمره فؤ ادى ، يسوؤ نى ما ساءها و يسرنى ما سرها و انها اءول من يلحقنى من اءهل بيتى فاءحسن اليها بعدى ؛ و اءما الحسن و الحسين فهما ابناى و ريحانتاى و هما سيدا اءهل الجنة فليكرما عليك كسمعك و بصرك .
ثم رفع صلى الله عليه و آله يده الى السماء فقال : اءللهم انى اشهدك اءنى محب لمن اءحبهم ، و مبغض لمن اءبغضهم ، و سلم لمن سالمهم ، و حرب لمن حاربهم ، و عدو لمن عاداهم ، و ولى لمن والاهم (337)
ترجمه : ابن عباس گويد:
يك روز رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود و على ، فاطمه ، حسن و حسين نيز در نزد او بودند كه پيامبر فرمود: خداوند! تو مى دانى كه اينها ((اهل )) من هستند و گرامى ترين مردم در نزد من مى باشند، پس دوست بدار آن را كه آنها را دوست بدارد، و دشمن بدار آن را كه با آنها دشمنى كند، و راهبرى كند، و راهبرى كن آن كس را كه آنها را رهبر خود گيرد، و عداوت كن با آنكه به عداوت با آنها برخيزد، و يارى نما كسى را كه آنها را يارى كند، و آنها مقصود اهل بيت پيامبر است را از هرگونه پليدى پاك گردان و از گونه گناهى معصومشان بدار، و ايشان را به وسيله روح القدس تاءييد فرما.
و سپس خطاب به على عليه السلام فرمود: اى على ! تو امام اين امت و خليفه بر آنها بعد از من هستى ، و تو هدايت كننده مؤ منان به سوى بهشت خواهى بود. و گويى دخترم فاطمه عليهاالسلام را مى بينم كه در روز قيامت بر شترى از نور سوار است و در طرف راست وى هفتادهزار فرشته قرار دارند و او زنان مؤ من امت را به سوى بهشت راهنمايى مى كند.
پس هر زنى كه پنج نماز واجب را در روز و شب به جاى آورد، و ماه رمضان را روزه بگيرد، و حج واجب را به جاى آورد، و زكات مال خود را بپردازد، و از شوهر خود اطاعت نمايد، و پس از من على را سرپرست و رهبر خود بداند، به شفاعت دخترم فاطمه عليهاالسلام داخل بهشت مى شود، زيرا او بزرگ و سرور زنان عالميان است .
سؤ ال شد: يا رسول الله ! آيا فاطمه سرور زنان زمان خويش است ؟
پيامبر فرمود: اين مقام براى حضرت مريم دختر عمران بوده است ، اما دختر من فاطمه عليهاالسلام بزرگ زنان عالميان از اولين و آخرين ايشان است ، و هنگامى كه او در محراب عبادت مى ايستد هفتادهزار فرشته مقرب به او سلام مى كند و او را همان گونه كه حضرت مريم را ندا مى كردند مورد خطاب قرار داده و مى گويند: خداوند تو را برگزيده ، و از همه پليديها پاك نموده و بر زنان عالميان برترى داده است .
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله متوجه على عليه السلام گرديد و گفت : اى على ! فاطمه پاره تن من است ، و او نور چشم و ميوه دل من است ، پس آنچه او را آزار دهد مرا نيز مى آزارد، و آنچه او را شادمان گرداند موجب شادمانى من مى شود، و همانا او در ميان اهل بيت من اولين كسى است كه به من مى پيوندد، پس بعد از من به او احسان و نيكى كن ؛ و اما حسن و حسين ، پس آنها فرزندان و گلهاى خوشبوى من هستند، و آن دو سرور جوانان بهشت مى باشند پس آنها را مانند چشم و گوش خود گرامى بدار.
سپس پيامبر دستش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : خداوندا! من تو را شاهد مى گيرم كه دوستداران آنان را دوست و دشمنان آنان را دشمن باشم ، در صلح و سلامت خواهم بود با كسى كه با ايشان در صلح و سلامت باشد، و در حال جنگ خواهم بود با آنان كه با ايشان جدال و جنگ كند، و دشمن كسى خواهم بود كه با آنان دشمنى ورزد، و متولى كسى خواهم بود كه اينان را راهبر و سرپرست خود گرفته باشد.
77/21 علل الشرايع : (338) اءبى : عن سعد، عن ابن عيسى ، عن على بن الحكم ، عن اءبى جميلة عن اءبى جعفر عليه السلام قال : بنات الانبياء صلوات الله عليهم لا يطمثن انما الطمث عقوبة و اول من طمثت سارة (339)
ترجمه : امام باقر عليه السلام فرمايد:
همانا دختران انبياء حيض نمى شوند، زيرا حيض عقوبت و كيفر است ، و اولين زنى كه حيض شد ساره همسر حضرت ابراهيم عليه السلام بود.
78/22 اءمالى الطوسى : (340) حموية ، عن اءبى خليفة ، عن العباس ‍ بن الفضل ، عن عثمان بن عمر، عن اسرائيل ، عن ميسرة بن حبيب عن المنهال بن عمرو، عن عائشة بنت طلحة ، عن عائشة قالت : ما راءيت من الناس اءحدا اءشبه كلاما و حديثا برسول الله صلى الله عليه و آله من فاطمة .
كانت اذا دخلت عليه رحب بها و قبل يديها و اءجلسها فى مجلسة فاذا دخل عليها قامت اليه فرحبت به و قبلت يديه ، و دخلت عليه فى مرضه فسارها فبكث ثم سارها فضحكت فقلت : كنت اءرى لهذه فضلا على النساء فاذا هى امراة من النساء بينما، هى تبكى اذ ضحكت ، فساءلتها فقالت : اذ انى لبذرة ، فلما توفى رسول الله صلى الله عليه و آله ساءلتها فقالت : انه اءخبرنى اءنه يموت فبكيت ثم اءخبرنى انى اول اءهله لحوقا به فضحكت
بيان : قال الجزرى ، فى حديث فاطمة عند وفاة النبى صلى الله عليه و آله قالت لعائشة : ((انى اذا لبذرة )) البذر الذى يفشى السر و يظهر ما يسمعه
ترجمه : عايشه گفته است :
من هيچ كس را نديدم كه از نظر سخن گفتن و نقل حديث ، شبيه تر از فاطمه عليهاالسلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله باشد. هرگاه فاطمه عليهاالسلام به حضور پيامبر مى آمد رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى خوشامد مى گفت ، و دستان فاطمه را بوسيده ، او را در جاى خود مى نشانيد، و هرگاه پيامبر نزد فاطمه مى رفت ، فاطمه نيز برخاسته ، به پدرش خوشامد گفته و دست او را مى بوسيد، يك بار كه پيامبر بيمار بود فاطمه وارد گرديد و پيامبر چيزى در گوش او گفت و وى ابتدا گريان و سپس ‍ خندان گرديد، و من با خود گفتم : براى فاطمه فضيلت و برترى نسبت به ساير زنان قائل بودم در حالى كه او هم مانند ساير زنان است و در حالى كه مى خندد گريه مى كند، پس از او درباره اين حالت سؤ ال كردم ، وى گفت : آيا انتظار دارى كه من افشاكننده سر رسول خدا صلى الله عليه و آله باشم ؟ هنگامى كه پيامبر رحلت نمود مجددا از فاطمه عليهاالسلام در اين باره سؤ ال كردم و او گفت : هنگامى كه پدرم خبر داد كه به زودى فوت خواهد نمود گريه كردم ولى پس از آن به من خبر داد كه از خاندان پيامبر اولين كسى خواهم بود كه به او مى پيوندم و لذا از آن خبر شادمان گرديده و خنديدم .
79/23 تفسير القمى : (341) (ان الذين يؤ ذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخرة و اءعد لهم عذابا مهينا) (342) قال : نزلت فمين غصب اءميرالمؤ منين حقه و اءخذ حق فاطمة و آذاها، و قد قال النبى صلى الله عليه و آله : من آذاها فى حياتى كمن آذاها بعد موتى و من آذ