طبا جنيا * فكلى و اشربى ) (569) يحتمل اءن النخلة و النهر كانا موجودين قبل ذلك لانه لم يبق لهما اءثر مثل ما بقى لزمزم و المقام و موضع التنور و انفلاق البحر و رد الشمس . و للزهراء عليهاالسلام حديث التمر الصيحانى و قدس الماء.
و روى اءنه بكت ام ايمن و قالت : يا رسول الله ، فاطمة زوجتها و لم تنثر عليها شيئا، فقال : يا ام ايمن لم تكذبين ؟ فان الله تعالى لما زوج فاطمة عليا اءمر اءشجار الجنة اءن تنثر عليهم من حليها و حللها و ياقوتها و درها و زمردها و استبرقها فاءخذوا منها ما لا يعلمون .
و تكلمت الملائكة مع مريم : (ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين ) (570) اءراد نساء عالم اءهل زمانها كقوله لبنى اسرائيل : (و اءنى فضلتكم على العالمين ) (571) و ليسوا باءفضل من المسلمين قوله : (كنتم خير امة ) (572) ثم ان الصفات فى هذه الاية يشاركها غيرها قوله : (ان الله اصطفى آدم الى قوله ذرية بعضها من بعض ) (573) و فاطمة و ذريتها من جملتهم و قال النبى صلى الله عليه و آله : فاطمة سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون اءلف ملك من المقربين و ينادونها بما نادت به الملائكة مريم فيقولون : يا فاطمة (ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين ) (574)
و انه : (كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا) (575) ليس ‍ فى نفس الاية اءن ذلك كان الله تعالى يخلقه اختراعا اءو ياءتيها به الملك و انما هو يدل كثرة شكرها لله تعالى كما تقول : رزقنى الله اليوم درهما كما قال : (قل كل من عندالله ) (576) و للزهراء من هذا الباب ما لا ينكره مسلم من حديث المقداد و خبر الطائر و الرمان و العنب و التفاح و السفرجل و غيرها، و ذلك مما يقطع على اءنها كانت تاءكل ما لم يكن لغيرها من جميع الخلق بعد هبوط آدم و حوا، و فى الحديث : اءن النبى صلى الله عليه و آله دخل على فاطمة و هى فى مصلاها و خلفها جفنمة يفور دخانها فاءخرجت فاطمة الجفنه فوضعتها بين اءيديهما فساءل على عليه السلام : اءنى لك هذا؟ قالت : هو من فضل الله و رزقه ، ان الله يرزق من يشاء بغير حساب .
و رزق مريم من الجنة و خلق فاطمة من رزق الجنة ، و فى الحديث : فناولنى جبرئيل رطبة من رطبها فاءكلتها فتحولت ذلك نطفة فى صلبى .
و قد مدح الله تعالى مريم فى القرآن بعشرين مدحة و صح فى الاخبار لفاطمة عشرون اسما كل اسم على فضيلة ذكرها ابن بابويه فى كتاب مولد فاطمة عليهاالسلام .
و قال لها: (و مريم ابنت عمران التى اءحصنت فرجها) (577) يريد العفاف لا الملامسة و الذرية لانه لو لم يكن كذلك لجعل حملها له و وشعها و مخاضها بغير ماجرت به العادة فلما جعله على مجرى العادة دل على مقالنا و يؤ كد ذلك الاخبار الواردة فى مدح التزويج و طلب الولد و ذم الغروبة ، و قال تعالى اللزهراء و لاولادها: (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اءهل البيت ) (578)
حسان بن ثابت :

و ان مريم اءحصنت فرجها 	
	و جاءت بعيسى كبدر الدجى
فقد اءحصنت فرجها بعدها 	
	و جاءت بسبطى نبى الهدى

ترجمه : به حضرت مريم راجع به حضرت عيسى بشارت داده شد و خداوند در اين باره فرمود: ((همانا خداوند تو را به كلمه (579) بشارت مى دهد، به حضرت فاطمه نيز درباره حسن و حسين عليهماالسلام بشارت داده شد چنانكه در روايت وارد شده كه پيامبر اسلام به هنگام ولادت هر يك از ايشان به فاطمه مژده داده مى فرمود: مبارك باشد، همانا فرزندى كه از تو متولد گرديد امامى خواهد بود كه بر اهل بهشت سرورى مى نمايد و خداوند متعال اين امامت و سيادت را در نسل او كامل مى كند، و منظور از آيه (و جعلنا كلمة باقية فى عقبة )، على عليه السلام مى باشد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: مدت حمل حامله بودن مريم نه ساعت بوده است ، و فاصله بين تولد حسن و حسين نيز طبق روايتى كه وارد شده شش ماه بوده .
مريم دختر عمران بود و فاطمه دختر محمد (صلوات الله عليهم ) و مردم به سبب پدرانشان شرافت و احترام يافتند.
مادر حضرت مريم نذر كرده بود فرزندى بياورد كه به سبب عبادت به خداوند مقرب شود، و محمد صلى الله عليه و آله در همه حال بيش از ساير مردمان به خداوند تقرب مى جست و اين حالت موجب مى شود كه در آن وقتى كه فاطمه را از خدا، خواست به سبب برترى و فضلى كه بر ساير مردمان داشت ، بالاتر از آنچه را كه مادر مريم خواسته بود تقاضا نمايد؛ حضرت مريم را مادرش نذر كرد ولى حضرت فاطمه را پدرش ، و منزلت مادر مريم نظير مقام و منزلت پدر فاطمه عليهاالسلام نبوده است .
بر اساس آيه ((زكريا متكفل نگهدارى و تربيت مريم گرديد))، حضرت زكريا مسئووليت نگهدارى از مريم را عهده دار شد در حالى كه نگهدارى و تربيت حضرت فاطمه عليهاالسلام به عهده پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بوده و ترديدى نيست كه افضل از همه مردم و حتى انبيا بوده اند پس ‍ كفالت ايشان نيز ارزشمندتر از كفالت سايرين خواهد بود، ضمن آنكه كفالت يتيم مستحب است ولى كفالت فرزند واجب .
مريم عيسى را در زمان جاهليت و حاكميت كفر به دنيا آورد ولى فاطمه ، حسن و حسين را پس از اسلام و بر فطرت اسلام به دنيا آورد.
خداوند حضرت مريم را بر سلامتى خود و فرزندش آگاه نمود و لذا دليلى براى اينكه مريم خائف و ترسان باشد وجود نداشت ، در حالى كه به هنگام بارداربودن فاطمه بر حسن و حسين ، او نمى دانست كه در هنگام باردارى و زايمان در چه حالى خواهد بود و اين امر باعث مى شود كه ثواب فاطمه در اين خصوص بيشتر باشد. و به همين سبب است كه مقام مسلمانان در جنگ بدر از مقام ملائكه بالاتر بود زيرا آنان درباره سلامتى خود در خوف و رجا بودند در حالى كه ملائكه چنين حالتى نداشتند و خطرى آنها را تهديد نمى كرد.
به حضرت مريم گفته شد: ((محزون مباش ))، و پيامبر اسلام نيز به فاطمه فرمود: اى فاطمه ! همانا خداوند به خشنودى تو خشنود مى گردد.
و به مريم گفته شد: ((ما از روح خود در او دميديم ))، و فاطمه پنجمين نفر از اصحاب كساء بود به طورى كه جبرئيل بر ششمين فردبودن در ميان ايشان افتخار مى كرد.
و خداوند درباره حضرت مريم فرمود: ((درخت براى تو خرماى تازه مى دهد، پس ، از آن خرما بخور و از آب نهر بياشام )) و احتمال مى رود كه آن نخل و نهر پيش از آن موجود بوده باشند زيرا اثرى از آنها باقى نمانده است ، در حالى كه اثر زمزم ، مقام ابراهيم ، موضع تنور، شكافته شدن دريا و بازگشتن آفتاب براى على عليه السلام باقى مى باشند، و براى حضرت زهرا عليهاالسلام داستان خرماى صيحانى نوعى خرماى سياه و سخت و آب مقدس اتفاق افتاد.
و روايت شده كه به هنگام ازدواج حضرت فاطمه ، ام ايمن گريه كرد و به پيامبر گفت : اى رسول خدا! فاطمه را شوهر مى دهى و چيزى نثار او نمى نمايى ؟ پس پيامبر فرمود: اى ام ايمن ! چرا تكذيب مى كنى ؟ به درستى كه خداى تعالى آنگاه كه فاطمه و على ازدواج نمودند به درختان بهشت فرمان داد تا آنچه از زر و زيور و ساير چيزهاى گرانقميت دارند فرو ريزند، و آنها به قدرى از اين تحفه هاى بهشتى برگرفتند كه كسى اندازه آن را نمى داند.
ملائكه با حضرت مريم سخن گ