داخل شويد.
پيامبر گفت : بله ، آيا داخل شوم با كسى كه همراه من است ؟
فاطمه گفت : بله .
جابر مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و من داخل شديم و در اين حال متوجه شدم كه چهره فاطمه زرد است مثل شكم ملخ زرد، رسول خدا گفت :
چرا صورتت رنگ پريده و زرد است ؟
فاطمه گفت : اى رسول خدا! از گرسنگى .
سپس پيامبر خدا دعا نموده و فرمود: اى خدايى كه گرسنگان را سير مى كنى ، و افتادگان را دستگيرى مى نمايى ، فاطمه را سير نما.
جابر مى گويد: به خداوند سوگند با اين دعا خون در چهره فاطمه چنان جريان يافت كه صورتش قرمز و گلگون گرديد و بعد از آن روز هرگز گرسنه نشد.
189/... تفسير فرات : (640) الحسين بن سعيد معنعنا عن جعفر، عن اءبيه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : اذا كان يوم القيامة نادى مناد من بطنان العرش : يا معشر الخلائق غضوا اءبصاركم حتى تمر بنت حبيب الله الى قصرها (فتمرالى قصرها ظ) فاطمة ابنتى و عليها ريطتان خضراوان حواليها سبعون اءلف حوراء فاذا بلغت الى باب قصرها وجدت الحسن قائما و الحسين نائما مقطوع الراس فتقول للحسن . من هذا؟ فيقول : هذا اءخى ان امة اءبيك قتلوه و قطعوا راءسه ، فياءتيها النداء: من عندالله يا بنت حبيب الله انى انما اءريتك ما فعلت به امة اءبيك لانى اءدخرت لك عندى تعزية بمصيبتك فيه ، انى جعلت تعزيتك اليوم اءنى لا اءنظر فى محاسبة العباد حتى تدخل الجنة اءنت و ذريتك و شيعتك و من اءولادكم معروفا ممن ليس ‍ هو من شيعتك قبل اءن اءنظر فى محاسبة العباد.
فتدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها و من اءولادها معروفا ممن ليس . شيعتها فهو قول الله عزوجل (لا يحزنهم الفزع الاكبر) (641) قال : هول يوم القيامة (و هم فى ما اشتهت اءنفسهم خالدون ) (642) هى والله فاطمة و ذريتها و شيعتها و من اءولادهم معروفا ممن ليس هو من شيعتها
ترجمه : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمايد:
هنگامى كه روز قيامت فرا مى رسد منادى از عرش ندا مى دهد: اى خلايق چشمان خود را ببنديد تا دختر حبيب خدا به قصر خود برود. سپس فاطمه در حالى كه دو چادر سبز بر سر كرده و هفتاد هزار فرشته او را همراهى مى نمايند عبور مى كند و هنگامى كه بر در قصر مى رسد مشاهده مى كنند كه پسرش حسن ايستاده و حسين در حالى كه سر ندارد خوابيده است .
فاطمه به حسن مى گويد: اين كيست كه خوابيده ؟
حسن مى گويد: برادرم حسين است كه به دست امت پدر شما كشته و سرش را بريده اند.
اى دختر حبيب من ! من اين ظلم و ستمى را كه امت پدرت مرتكب شده اند از آن جهت به تو نشان دادم تا آن تسليت را كه براى تو ذخيره نموده ام نشانت دهم ، و تسليت تو اين است كه امروز به حساب احدى رسيدگى نخواهم كرد مگر آنكه تو، فرزندانت ، شيعيانت و آنهايى را كه شيعه نبوده اند ولى به شما خدمتى كرده اند داخل بهشت شويد.
پيامبر ادامه دادند: و در همين موقع آن اشخاص داخل بهشت مى شوند و اين همان معناى كلام خداوند است كه فرمود: ((در روز جزع و فزع بزرگ هيچ چيز آنها را محزون نخواهد كرد))، و منظور از ((يوم الفزع الاكبر)) روز قيامت است و هول و هراسى كه در اين روز وجود دارد، كه در آن روز فاطمه ، فرزندانش ، شيعيان و دوستدارانش ((از كسانى هستند كه در آنجا كه دوست دارند داخل مى شوند و اقامت مى كنند)).
190/... الكافى : (643) محمد بن يحيى ، عن محمد بن الحسين ، عن محمد بن اسماعيل ، عن صالح بن عقيقه ، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن اءبى جعفر عليه السلام قال : قال النبى صلى الله عليه و آله لفاطمة : يا فاطمة قومى فاءخرجى تلك الصحفة : فقامت فاءخرجت صحفة فيها تريد و عراق يفور (644)، فاءكل النبى صلى الله عليه و آله و على و فاطمة و الحسن و الحسين عليهم السلام ثلاثة عشر يوما ثم ان اءم ايمن راءت الحسين معه شى ء فقالت له : من اءين لك هذا؟ قال : انا لنا كله منذ اءيام ، فاءتت ام ايمن فاطمة عليهاالسلام فقالت : يا فاطمة ! اذا كان عند ام ايمن شى ء فانما هو لفاطمة و لولدها، و اذا كان عند فاطمة شى ء فليس لام ايمن منه شى ء فاءخرجت لها منه ، فاءكلت منه ام ايمن و نفدت الصحفة ، فقال لها النبى صلى الله عليه و آله اءما لولا اءنك اءطعمتها لاكلت اءنت و ذريتك الى اءن تقوم الساعة . ثم قال اءبوجعفر عليه السلام : و الصحفة عندنا يخرج بها قائمنا عليه السلام فى زمانه
بيان : قال الجوهرى : العظم الذى اخذ عنه اللحم و الجمع عراق بالضم انتهى .
والمراد هنا العظم مع اللحم كما ورد فى اللغة اءيضا قال الفيروزآبادى : العرق كغراب العظم اكل لحمه و الجمع ككتاب و غراب نادر، اءو العرق : العظم بلحمة فاذا اكل لحمة فعراق ، اءو كلاهما لكيهما
ترجمه : امام محمدباقر عليه السلام فرمايد: پيامبر به فاطمه گفت :
اى فاطمه ! برخيز و آن ظرف غذا را بياور. فاطمه برخاست و ظرف غذايى كه در آن نان تريد شده تكه تكه شده همراه با گوشت گوساله بود آورد، و پيامبر، على ، فاطمه ، حسن و حسين به مدت به مدت سيزده روز از آن ظرف غذا مى خوردند تا اينكه ام ايمن تكه اى از آن را در دست حسين ديده و پرسيد: اين طعام را از كجا آورده اى ؟ و آن حضرت در پاسخ فرمود: چند روزى است كه اين گوشت گوساله را مى خوريم . ام ايمن نزد حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت : هر چه در نزد من باشد از آن شما و فرزندان شماست اما اگر در نزد شما چيزى باشد آيا ام ايمن نمى تواند قسمتى از آن را داشته باشد؟ پس مقدارى از آن غذا را به ام ايمن داد و چون وى از آن طعام خورد، ظرف غذا ناپديد گرديد و پيامبر در اين باره به فاطمه فرمود: اگر از اين غذا به ام ايمن نداده بودى (645)، همانا شما تا روز قيامت مى توانستيد از آن غذا مصراء نماييد.
امام باقر گويد: آن ظرف هم اكنون نزد ماست و قائم آل محمد (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در زمان خود آن را ظاهر نموده و از طعامش مصرف خواهد نمود.
191/... الكافى : (646) محمد بن يحيى ، عن محمد بن الحسين ، عن ابن بزيع ، عن صالح بن عقبة ، عن اءبى جعفر عليه السلام قال : ما عبدالله بشى ء من التمجيد اءفضل من تسبيح فاطمة عليهاالسلام ، و لو كان شى اءفضل منه لنحلة رسول الله صلى الله عليه و آله فاطمة (647)
ترجمه : امام محمدباقر عليه السلام فرمايد:
خداوند به ذكرى بهتر و بالاتر از تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام مورد تمجيد و پرستش قرار نمى گيرد چرا كه اگر چيزى بالاتر از آن وجود داشت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را به دخترش فاطمه عليهاالسلام تعليم مى داد.
192/57 تفسير فرات : (648) سهل بن اءحمد الدينورى معنعنا عن اءبى عبدالله جعفر بن محمد عليهماالسلام قال : قال جابر لابى جعفر عليه السلام : جعلت فداك يا ابن رسول الله حدثنى بحديث فى فضل جدتك فاطمة اذا اءنا حدثت به الشيعة فرحوا بذلك .
قال ابوجعفر عليه السلام : حدثنى اءبى ، عن جدى ، عن رسول الله صلى الله عليه و آله قال : اذا كان يوم القيامة نصب للانبياء و الرسل منابر من نور فيكون منبرى اءعلى منابرهم يوم القيامة ، ثم يقول الله : يا محمد! اخطب ، فاءخطب بخطبة لم يسمع اءحد من الانبياء و الرسل بمثلها.
ثم ينصب للاوصياء منابر من نور و ينصب لوصيى على بن اءبى 