 تن من، نور چشم من، ميوه دل من و روح من است كه در وجود من مي باشد.» (10)

احترام و محبت فوق العاده پيامبر (ص) به فاطمه (س)
هرچند كه والدين به تمام فرزندانشان محبت ذاتي دارند اما در مواردي ويژگيهاي خاص يكي از فرزندان باعث جلب توجه بيش از حد والدين به جانب او مي شود. اين مسأله وقتي اهميت فزاينده اي پيدا مي كند كه درخصوص فرزندي كه الگوي مناسب دينداري است سنجيده شود. علاوه بر محبت و احترام، امكانات حفاظتي براي چنين فرزندي به هيچ وجه قابل مقايسه با سايرين نيست. چنانكه حضرت يعقوب (ع) نسبت به يوسف صديق (ع) چنين برخوردي داشت.
اينجاست كه به اهميت رابطه ويژه پيامبر (ص) با فاطمه زهرا (س) پي مي بريم و فلسفه احترام و محبت خاص آن حضرت به دخت گراميش را به دست مي آوريم و به اين نتيجه مي رسيم كه احترام زايدالوصف رسول خدا (ص) نسبت به زهراي اطهر (ع) بي دليل نيست بلكه از پشتوانه هاي قوي برخوردار است.
از عايشه نقل كرده اند: «فاطمه هرگاه بر رسول خدا (ص) وارد مي شد ]پيامبر (ص) [ به احترام او از جايش بر مي خاست و سرفاطمه (ع) را مي بوسيد و او را بر جاي خود مي نشاند و هرگاه پيامبر نزد فاطمه (ع) مي رفت تا او را ملاقات كند با يكديگر روبوسي مي كردند و كنار هم مي نشستند.» (11)
رسول خدا هرگاه مسافرت مي كرد آخرين نفري كه با او خداحافظي مي كرد فاطمه زهرا (ع) بود و هرگاه از سفر باز مي گشت، اول كسي كه با او ديدار مي كرد فاطمه (ع) بود.
روزي علي (ع) از پيامبر (ص) سؤال كرد: «آيا من نزد تو دوست داشتني ترم يا فاطمه (ع) ؟ حضرت جواب داد تو نزد من عزيزتري و فاطمه دوست داشتني تر.» (12) ابوالحق ثعلبي از جميع بن عمير روايت مي كند كه عمه ام از عايشه پرسيد: «دوست ترين كس نزد پيامبر خدا كيست؟ گفت: فاطمه» (13) در برخي روايات آمده كه فاطمه (ع) شبيه ترين كس به پيامبر (ص) بود و در ظاهر و باطن اوصاف آن حضرت را به ارث برده بود. «در كتاب مشكات از عايشه روايت شده كه گفت هيچ كسي را از حيث وقار و حالت و نحوه راه رفتن و جرأت شبيه تر از فاطمه (ع) به پيامبر (ص) نديدم. و در روايت ديگر آمده كه هيچ كس از نظر نحوه سخن گفتن شبيه تر از فاطمه (ع) به پيامبر (ص) نيست. هر وقت فاطمه (ع) بر پيامبر (ص) وارد مي شد آن حضرت به احترام او برمي خاست و دست فاطمه (ع) را گرفته و مي بوسيد و او را در جاي خود مي نشانيد.» (14) و نيز از عايشه روايت شده كه گفت: «وقتي رسول اكرم از مسافرت بر مي گشت گودي گلوي فاطمه (ع) را مي بوسيد و مي فرمود بوي بهشت از آن به مشام مي رسد.» (15) و نيز آمده است كه: «پيامبر (ص) آن قدر صورت و سينه فاطمه را مي بوسيد كه يكي از همسران ايشان بر اين امر اعتراض كرد. پيامبر در جواب او فرمود: چرا چنين نكنم و حال آنكه از او رايحه بهشت را مي بويم و او حوري انسان گونه است.» (16)

فلسفه محبت پيغمبر به فاطمه (س)
در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه رمز و فلسفه اين همه محبت پيامبر (ص) به دخترش چه بوده است؟ در يك عبارت كوتاه مي توان به اين سؤال پاسخ داد و آن اينكه فاطمه اگر چه دختر است اما به عنوان وارث مفاخر خاندان صاحب ارزش هاي نياكان خويش ادامه شجره تبار و اعتبار پدر، و جانشين «پسر» مي شود. او بدين ترتيب «ابتر» گويان را ابتر مي سازد و براي پدر گراميش كوثر مي شود.
اينگونه است كه تاريخ از رفتار محمد (ص) با دختر كوچكش در شگفت است و از نوع سخن گفتن با او و ستايشهاي غيرعادي اش از او ابراز حيرت مي كند. از طرفي فاطمه (ع) نيز ارادت ويژه اي به پيامبر (ص) ابراز مي دارد. همين است كه خانه فاطمه (ع) و خانه پيامبر اسلام (ص) در كنار يكديگر است. فاطمه (ع) تنها كسي است كه با همسرش علي (ع)، در مسجد پيامبر (ص)، با او همخانه مي شود. اين دو خانه را يك خلوت دو متري از هم جدا مي كند و دو پنجره روبروي هم، خانه محمد (ص) و فاطمه (ع) را به هم باز مي كند. هر صبح پدر دريچه را مي گشايد و به دختر كوچكش سلام مي دهد. و دختر نيز همين علاقه مندي را از خود نشان مي دهد. راويان احاديث، ابراز ارادت و نيز سختي فراق پيامبر (ص) براي فاطمه (ع) را اينچنين بيان كرده اند: به هنگام احتضار، پيامبر (ص) در گوشي به فاطمه سخني مي گويد كه باعث گريه آن حضرت مي شود و باز سخن ديگري مي گويد اسباب خوشحالي زهراي مرضيه (ع) را فراهم مي آورد. بنا به نقل راويان، اولي خبر رحلت پيامبر (ص) و دومي خبر پيوستن فاطمه (ع) پس از مدت اندكي به پيامبر (ص) بوده است.
به هر حال «پيامبر (ص) حضرت فاطمه (ع) را بسيار دوست مي داشت. به طوري كه چنين دوستي ميان پدر و دختر سابقه نداشته است زيرا اين محبت، آميخته به احترام و بزرگداشت بود. اين محبت ]فقط[ برخاسته از عاطفه پيامبر (ص) نسبت به دخترش نبود بلكه آن حضرت به فاطمه (س) به ديده بزرگي و احترام مي نگريست زيرا فاطمه (س) از مواهب و مزايايي برخوردار بود (كه ديگران از آن برخوردار نبودند) و شايد پيامبر اكرم (ص) مأمور به چنين بزرگداشت و احترامي به فاطمه (س) بوده است.» (17)
پس احترام و محبت فوق العاده پيامبر (ص) به فاطمه (س) از پشتوانه هاي ديني هم برخوردار بود و در واقع از سوي خدا مأمور چنين اقدامي شده بود.

پي نوشت :

1- موسوي، مقرم، سيد عبدالرزاق، صديقه شهيده، ص41، انتشارات اسلامي، تهران
2 و 3- ديه صحيح مسلم، ج2 ص339 و ص260
4- قندوزي، ينابيع الموده، ج1، ترجمه مرتضي توسليان، ص401
5 و 6- ترجمه ينابيع الموده
7- مجلسي، بحارالانوار ج43 ص20
8 تا 10- قمي- شيخ عباس، بيت الاحزان، ترجمه محمدي اشتهاردي ص37 و 52
11- بحارالانوار، ج43 ص45، وينابيع، ج1 ص403
12 و 13- اربلي، كشف الغمه، ج2، ص88
14 و 15- ترجمه ينابيع الموده ج1 ص403 و ص407
16- فيض كاشاني، فاطمه الزهراء ج1 ص255
17- قزويني، محمدكاظم، فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد، ص266
منبع: روزنامه کیهانفاطمه(سلام الله علیها) در كتاب و سنّت

نويسنده : محمد علی حایری قمی

براي تحقيق و بازشناسي ابعاد وجودي شخصيت‏ها و قهرمانان تاريخي راه ‏ها و شيوه‏هاي متعددي وجود دارد مانند شناخت آنان از طريق آثار و گفتار.
ولي در حوزه انديشه اسلام شناخت جايگاه شخصيت‏ها و قهرمانان همانند فاطمه‏ي زهرا(سلام الله علیها) تنها با بهره‏گيري از كلام خدا و گفتار معصومين(عليهم السلام) امكان‏پذير است از اين‏رو بر آن شديم ابعاد وجودي شخصيت بانوي برتر جهان را از طريق آيات و روايات اسلامي مورد بحث و تحقيق قرار دهيم البته بيان ابعاد فضائل آن حضرت (سلام الله علیها) نياز به فرصت ديگر دارد و در اين مقال نمي‏گنجد و اين نوشتار مي‏تواند به‏طور اجمال به برخي از درياي فضائل آن حضرت اشاره داشته باشد و اين مقال در محورهاي زير سامان يافته.

اسامي فاطمه (سلام الله علیها )
در منابع روائي و حديثي اسامي و القاب فراواني براي دختر پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سّلم ) ديده مي‏شود كه از معاني بسيار بلندي برخوردار است از جمله آن نام فاطمه است كه براي وي انتخاب شده.
يونس برقي از امام صادق نقل مي‏كند كه امام كاظم(علیه السّلام ) فرمود پرمعناترين اسم‏هاي فاطمه نُه تا است كه آنها نزد خدا مي‏باشد. عبارتند از «فاطمه ـ ص