ي، ص44؛ بحار الانوار، ج78، ص310.
[11]. عن عمارة بن المهاجر عن ام جعفر.
[12]. ذخائر العقبي، ص 53.
[13]. عن علي بن احمد بن العباس احمد بن يحيي عن عمرو ابن ابي المقدام و زيادبن عبيدالله قالاعن اباعبدالله... .
[14]. بحارالانوار، ج43، ص209؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304.
[15] . عن ابن عباس قال... .
[16]. كتاب عوالم، ج11، ص514؛ بحارالانوار، ج43، ص214؛ ج100، ص185؛ ج78، ص390.نهي از منكر در سيره حضرت زهرا (س)

نويسنده: عبدالكريم پاك‌نيت
با توجه به ضرورت نهي از منكر و الگو بودن حضرت زهرا(س) در اين زمينه، بررسي شيوه‌هاي عملي نهي از منكر در سيره و سخن آن حضرت، امري پسنديده و مناسب مي‌نمايد.
قرآن كريم عمل به دو اصل حياتي امر به معروف و نهي از منكر را از ويژگي‌هاي اهل ايمان مي‌داند و در اين باره مي‌فرمايد: )وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ([1]؛ مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند. آنان همديگر را امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند.
نكته مهم در اين آيه، اشاره به نقش زنان در عرصه امر به معروف و نهي از منكر است كه خداوند متعال به صراحت بيان مي‌دارد زنان نيز همانند مردان بايد به ترويج ارزش‌هاي الهي بپردازند و در عرصه امر به معروف و نهي از منكر پيشقدم باشند؛ چرا كه اين دو فرضيه، از تمام برنامه‌هاي اسلام حتي جهاد در راه خدا افضل و بالاتر و مهم‌تر است. علي(ع) مي‌فرمايد:
و ما اعمال البر كلّها و الجهاد في سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهي عن المنكر الاّ كنفثهِ في بحرٍ لِجّي؛[2] تمام كارهاي نيك و حتي جهاد در راه خداوند، در برابر امر به معروف و نهي از منكر، همانند قطره‌‌اي در درياست.
اين دو اصل، محافظ و پاسبان تمام اعمال نيك است. اگر امر به معروف و نهي از منكر نباشد، بهترين اعمال نيك به فراموشي سپرده ‌شده و بقيه احكام خدا نيز عملي نخواهد شد. به اين جهت امام باقر(ع) در مورد فلسفه اين دو اصل مي‌فرمايد:
امر به معروف و نهي از منكر دو فرضيه مهم و برزگ الهي هستند كه به وسيله آن دو، ساير واجبات الهي اقامه مي‌شوند، راه‌ها امن مي‌گردد، كسب و كار مردم حلال ، حقوق افراد تأمين، سرزمين‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود و استواري تمام كارها، به عملي شدن اين دو اصل بستگي دارد.[3]
طبق رهنمود پيشواي پنجم، اگر مسلمانان به دو اصل امر به معروف و نهي از منكر اهتمام بورزند، دنيا و آخرت خود را آباد خواهند كرد؛ زيرا انجام ديگر واجبات ، امنيت و آسايش، رفاه و آرامش، تأمين حقوق مردم و آبادي شهر و روستا همه و هم در گرو عمل به اين دو اصل است؛ زيرا معروف از منظر وحي، تمام اعمال و رفتار‌هايي است كه مصلحت مردم در آن است و منكر نير تمام كارهاي زشتي است كه فساد و تباهي و بي‌بند و باري در پي دارد.
اگر اهل ايمان، به احياي معروف و جلوگيري از منكرات اهتمام بورزند، جامعه‌اي سالم و به دور از زشتي‌ها، آلودگي‌ها، نگراني‌ها و تضييع حقوق انسان‌ها به وجود خواهد آمد.

شيوه‌هاي نهي از منكر
با توجه به ضرورت نهي از منكر و الگو بودن حضرت زهرا(س) در اين زمينه، بررسي شيوه‌هاي عملي نهي از منكر در سيره و سخن آن حضرت، امري پسنديده و مناسب مي‌نمايد:

1. استدلال به آيات قرآني
يكي از شيوه‌هاي مهم در موضوع نهي از منكر، آگاهي دادن به مردم از طريق آيات قرآن است؛ زيرا بسياري از مردم در اثر عدم اطلاع از دستور‌هاي خداوند و آشنا نبودن به آيات قرآن، به سوي منكرات تمايل پيدا مي‌كنند، اما اگر به آنان كاملاً توضيح داده ‌شود كه خداوند متعال چه كارهايي را دوست دارد و چه اعمالي را نمي‌پسندد، بسياري از مردم از ارتكاب منكر خودداري مي‌كنند. به نمونه زير توجه كنيد:
عده‌اي در ستمي آشكار، فدك را كه پيامبر(ص) آن را براي حضرت فاطمه(س) به ارث گذاشته بود، به او ندادند. استدلال اين افراد كژانديش اين بود كه پيامبران از خود مال دنيا به ارث نمي‌گذارند و بنابراين فدك به حضرت فاطمه(س) نمي‌رسد. امّا حضرت فرمود: شما كه مي‌گوييد پيامبر ارث نمي‌گذارد، به كتاب خدا بنگريد. در آنجا خداوند مي‌فرمايد: )و ورث سليمان داود([4]؛ سليمان از پدرش داود ارث برد و در سوره مريم از زبان زكرياي پيامبر مي‌فرمايد:خداوندا! به من فرزندي عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد. آن گاه حضرت فاطمه(س) به مردم حاضر در مسجد پيامبر(ص) فرمود: اي مردمي كه به سوي باطل شتاب مي‌كنيد و كردار زشت و بيهوده را ناديده مي‌گيريد، آيا به قرآن نمي‌نگريد كه مي‌فرمايد: )افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها([5] ؛ آيا در قرآن نمي‌انديشيد يا آنكه بر دل‌هاي شما مهر زده شده است؟
يكي ديگر از منكرات عصر حضرت فاطمه(س) ، غصب مقام حكومتي حضرت علي(ع) بود. حضرت فاطمه(س) در مقام نهي از منكر براي زنان اهل مدينه باز هم به آيات قرآن تمسك كرد و بعد از حمد و ثناي الهي به آنان فرمود:
واي بر دوستان دنيا! چرا نگذاشتند حق در مركز خود بماند و خلافت بر پايه‌هاي نبوت بچرخد؛ چرا كه آنان خلافت را از خانه‌اي كه جبرئيل نازل مي‌شد، به جاي ديگر بردند و حق را از علي(ع) كه به مسائل دين و سياست آگاه بود، گرفتند. سپس آن حضرت آياتي از سوره‌هاي اعراف، زمر، رعد، كهف و ... را قرائت فرمود.
طبق اين شيوه فاطمي، آمران به معروف و ناهيان از منكر بايد تا حدودي با آيات قرآن آشنا باشند تا در صورت لزوم از كلام الهي هم بهره گيرند. علاو ه بر آن، ناهيان از منكر موظف‌اند، آگاهي‌هاي لازم را در زمينه عواقب دردناك و خانمان برانداز منكرات به دست آورند و به مخاطبان خود عرضه كنند.

2. استدلال‌هاي عقلاني
آن حضرت براي نهي از منكر و جلوگيري از كارهاي خلاف، به دلايل عقلي نيز تمسك مي‌كرد؛ همچنان كه در مناظره با ابوبكر، علاوه بر قرآن، به دلايل عقلي نيز استناده مي‌كرد.
روزي آن حضرت به نزد ابوبكر رفت و او را از عمل زشت غصب فدك بر حذر داشت. او در پاسخ خليفه كه او را شايسته ارث نمي‌دانست، فرمود: اي ابوبكر! هر گاه تو بميري چه كسي از تو ارث مي‌برد؟ او گفت: زن و فرزندانم. حضرت زهرا(س) فرمود: پس چه شده كه من نمي‌توانم از پدرم ارث ببرم؟[6]
هجوم به افكار و انديشه‌هاي غلط مرتكبين منكرات و زير سؤال بردن آنان، شيوه‌اي منطقي و عقلاني است و اگر هم نتوانند از كار منكر بازدارد، حداقل آنان را به تفكر وامي‌دارد و در مورد كار خلافشان مردّد مي‌سازد. آن حضرت در مقام نكوهش مسلمانانِ بي‌تفاوت در ماجراي غصب خلافت، افكار آنان را به چالش مي‌كشيد و با سئوالات منطقي مواجه مي‌ساخت و مي‌فرمود: ليث شعري الي ايّ سناد استندوا؟ و علي ايّ عماد اعتمدوا؟ و بأيّ عروه تمسكوا؟ و علي ايّه ذرّيّه اقدموا و احتنكوا؛ اي كاش مي‌دانستنم به چه پناهگاهي تكيه زده‌اند؟ و به كدام ستون استوار اعتماد كرده‌اند؟ و به كدامين ريسمان تمسك جسته‌اند؟ و بر كدام فرزند و خانداني پيشي گرفته و غلبه كرده‌اند؟[7]
حضرت فاطمه درمورد مسائلي كه ممكن ب