ود در جامعه آن را منكر كوچكي محسوب كنند، حساسيت نشان مي‌داد. روزي آن حضرت به اسماء بنت عميس فرمود:
انّي قد استقبحت ما يصنع بالنساء انّه يطرح علي المرأه الثوب فيصفها لمن رأي[8]؛ من بسيار زشت مي‌دانم كه جنازه زنان را بر روي تابوت گذارند و بر روي آن پارچه‌اي افكنند كه حجم بدن او را براي مردان نامحرم نمايان مي‌سازد.
اسماء بنت عميس عرضه داشت: اي دختر رسول خدا! در سرزمين، حبشه براي حمل جنازه‌ها تابوتي درست مي‌كنند كه بدن ميت را كاملاً مي‌پوشاند. آن گاه اسماء چوب‌هاي تر و شاخه‌هاي نازك درخت، شبيه آن تابوت را براي حضرت فاطمه ساخت و آن را به او نشان داد. حضرت زهرا(س) با خشنودي و خوشحالي فرمود: چه طرح زيبايي كه كاملاً بدن زن در آن از ديد مردان پوشيده مي‌ماند. اي اسماء! براي من تابوتي با همين طرح درست كن و بعد از وفات مرا با آن بپوشان. خداوند تو را از آتش دوزخ نگهدارد![9]

3. قهر و سكوت
يكي از مراحل نهي از منكر قهر و سكوت است. انسان مسلمان وقتي نتواند با موعظه و گفتگو گنهكاران را از راه انحرافي بازدارد، با قهر و سكوت خود، به مبارزه مي‌پردازد. اين شيوه حتي در مسائل تربيتي نيز مؤثر است. حضرت زهرا(س) در عرصه نهي از منكر از اين روش بازدارنده نيز بهره مي‌گرفت. او بعد از رحلت پدر بزرگوارش، با انواع ناملايمات و گرفتاري‌ها روبه‌رو شد. او شاهد هجوم ناجوانمردان به خانه‌اش بود. اهانت به علي(ع)، سياست‌هاي غير اسلامي اهل سقيفه، بي‌تفاوت بودن مردم و ده‌ها مورد ديگر، از جمله كارهاي ناپسند و زشت عده‌اي هواپرست و خودخواه بعد از وفات پيامبر بود. فاطمه زهرا(س) براي مقابله با اين اعمال ناروا، به مبارزه منفي روي آورد و ناراحتي خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و خطاب به خليفه اول فرمود:
و الله لا اكلمك ابداً و الله لادعونّ الله عليك في كلّ صلوه [10]؛ به خدا قسم هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا سوگند در نمازهايم تو را نفرين خواهم كرد.
زماني كه آن حضرت در آستانه شهادت قرار گرفت و خليفه اوّل و دوّم براي دلجويي، به عيادت حضرت فاطمه(س) آمدند و در مورد اعمال غير اسلامي و جابرانه خود عذر خواهي كردند. آن حضرت نهايت اعتراض خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و به آنان فرمود:
والله لا اَكلمِكِما من رأسي حتي القي ربي فاشكونكّما اليه بما صنعتما به و بي و ارتكبتما مني[11]؛ به خدا سوگند بعد از اين با شما دو نفر حتي يك كلمه نيز سخن نخواهم گفت، تا اينكه خداوند را ملاقات كنم و از شما دو نفر در نزد خداوند شكايت خواهم كرد كه چگونه با خدا و دين او و با من رفتار كرديد و چه اعمال زشتي را مرتكب شديد.
وصيت نامه حضرت فاطمه يكي ديگر از نشانه‌هاي مبارزه منفي و استفاده از شيوه قهر و سكوت در مقابل رفتارهاي منكر و خلاف شرع است. آن حضرت به اميرمؤمنان علي وصيت كرد كه :
اوصيك ان لا يشهد احد جنازتي من هولاء الّذين ظلموني و اخذوا حقّي فانّهم عدوّي و عدوّ رسول الله و لاتترك ان يصلّي عليّ احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّي في‌الليل اذا هدأت العيون و نامت الابصار[12]؛ به تو وصيت مي‌كنم كه در تشييع جنازه من هيچ يك از كساني كه به من ستم روا داشتند و حقم را غصب كردند، شركت نكنند؛ زيرا آنان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند و هرگز اجازه نده كه فردي از آنان و پيروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم‌ها آرام گرفته و ديده‌ها به خواب فرو رفته است.

4.توبيخ و تهديد و هشدار
براي جلوگيري از فساد و بي‌بند و باري و كارهاي زشت و ناپسند، بايد به اهل خلاف هشدار داد و از عواقب وخيم و فرجام كار زشتشان بر حذر داشت؛ حتي بايد آنان را با تهديد و نفرين به سوي حق متمايل ساخت. از شيوه نهي از منكر، در سيره حضرت زهرا(س) نيز مشاهده مي‌شود. حضرت فاطمه(س) به مردمي كه از معيار حق يعني علي(ع) فاصله گرفتند و به اهل باطل گراييدند، هشدار مي‌دهد و خطاب به زنان مهاجر و انصار مي‌فرمايد:
به خدا سوگند اگر (مردان شما) پاي در ميان مي‌نهادند و علي(ع) را بر كاري كه پيامبر(ص) به عهده او نهاد، قرار مي‌دادند، او ايشان را به راه راست مي‌برد و حق هر يك را به او مي‌سپرد؛ چنان كه كسي زياني نبيند و هر كس ميوه آنچه را كه كِشته است، بچيند... . علي (ع) همواره در پنهان و آشكار نصيحت كننده و خيرخواه مردم بود و اگر به خلافت مي‌رسيد، از اموال بيت المال براي خود ذخيره نمي‌كرد و از ثروت دنيا جز به اندازه نياز بر‌نمي‌داشت؛ به اندازه آب اندكي كه عظش را فرونشاند و طعام مختصري كه گرسنگي را رفع كند. اگر مردم حق را به امام واقعي مي‌سپردند، درهاي رحمت از آسمان و زمين به روي آنان گشوده مي‌شد.
اما دروغ گفتند و به زودي به كيفر دروغشان عذاب خواهند شد... . شگفتا! چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلي را انتخاب كردند! و چه زشت است سرانجام ستمكاران كه جايگاه بدي برگزيدند! ... . اما به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد. بايد فرجام زشت فساد را در جامعه اسلامي انتظار كشيد. مسلمانان آينده خواهند فهميد كه سرانجام و نتايج اعمال به مسلمانان صدر اسلام، چه بوده است. مطمئن باشيد شمشير‌هاي كشيده و حمله‌ها و تهاجمات پي در پي، به هم ريخته شدن امور اجتماعي مسلمانان، و استبداد و حكومت ديكتاتوري ستمگران شما را فرا خواهد گرفت. آنان جمع شما را با شمشير‌هاي خود درو مي‌سازند. پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد. دريغا كه ديده حقيقت‌بين نداريد و ما هم نمي‌توانيم شما را به كاري كه كراهت داريد، ملزم كنيم[13].

5. افشاگري
يكي از محورهاي انجام نهي از منكر، مبارزه علني با منكرات است. اگر موعظه، ارشاد، هشدار، قهر و سكوت نتيجه ندهد، مسلمان متعهد موظف است كه در اجتماع به طور علني فرياد برآورد و بر ضد زشتي‌ها، بي‌عدالتي‌ها و منكرات قيام كند. شيخ طوسي مي‌گويد: نهي از منكر، يك امر الهي و واجب كفايي است و برحسب مراتب و زمينه‌ها، احكام مختلفي دارد. وقتي كه تبليغ، دعوت، موعظه مؤثر واقع نشد، بايد راه‌هاي قوي‌تري را براي پيشگيري آن انتخاب كرد. افشاگري، تهديد، تخويف (ترساندن) و حتي برخورد فيزيكي نيز لازم است، تا اينكه منكرات از جامعه حذف شود. البته برخورد مستقيم بايد با اجازه حاكم و والي صورت گيرد.[14]
حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منكر، هر گاه كه احساس مي‌كرد گفتگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري مي‌پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وي را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي كه از گفتگوي رو در رو نتيجه‌اي نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداخت و در اجتماع بزرگ مردم مدينه فرمود:
اي مسلمانان! شما را به خدا قسم مي‌دهم، آيا از رسول خدا(ص) شنيده‌ايد كه فرمود: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را آزار دهد ، مرا آزرده كرده است . خشنودي فاطمه خشنودي من است و خشم او خشم من است. هر كس فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كس او را راضي كند، مرا راضي ك