وشانید، فقیری را بی‏نیاز نمود و بنده‏ای را آزاد ساخت و بالاخره نزد صاحبش برگشت.
داستان ایثار زهرا وعلی علیهماالسلام ودو فرزند معصومشان (حسن وحسین علیهماالسلام ) که‏درسه‏شب‏متوالی‏افطاری خویش را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند و در شأن آنان سوره «هل اَتی» نازل شد. و یا ماجرای پیراهن شب عروسی که حضرت زهرا آن را به زنی مستمند بخشید و ... همه اینها گوشه‏ای از ایثارگرهای آن بانوی با عظمت است.
امام حسن علیه‏السلام فرمود: مادرم در یک شب جمعه در محراب عبادتش، عبادت می‏کرد، شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می‏کند و آنها را یکی یکی نام می‏برد ولی برای خود هیچ چیز از خدا نمی‏خواهد. گفتم: مادرم چرا برای خودت دعا نمی‏کنی؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه، سپس اهل خانه. الجارّ ثم الدار.(14)
تجلیل از شهدا:
زهرای داغدار، بر سر مزار شهدای احد به ویژه عموی پدرش، حضرت حمزه می‏آمد و گوهر اشک خویش را تقدیم می‏کرد و با بزرگداشت نام و یاد شهدا به همگان اعلام می‏کرد که با عافیت طلبی، سرپیچی از انجام دادن تکالیف و دور نگه داشتن خویش از آتش حادثه نمی‏توان اسلام را حفظ کرد. باید چون این شهیدان به معرکه پا نهاد و با خدا معامله کرد. زهرای صبور و تنها می‏خواست با اشک خویش غربت اسلام را فریاد کند و بگوید: ای گروه غفلت زده، بیدار شوید که ارزشهای شما را تباه و فرهنگ خویش را حاکم ساختند. می‏خواست بگوید:نگذاریداسلام به دست‏نااهلان ونامحرمان‏افتد.

پی‏نوشتها:
(1) زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، استاد محمدتقی جعفری، ص174.
(2) بحارالانوار، ج43، ص84.
(3) علل الشرائع، ج1، ص215.
(4) امالی صدوق، ص100.
(5) صحیفه نور، ج19، ص279.
(6) مانند: سوره نور، آیه 60 و 61.
(7) صحیفه نور، ج4، ص192 ـ سال 1357.
(8) صحیفه نور، ج4، ص232 ـ سال 1357.
(9) مراجعه شود به الغدیر، ج1، ص197 و ج2، ص318.
(10) بحارالانوار، ج43، ص87.
(11) العوالم، ج11، ص292.
(12) بحارالانوار، ج43، ص30.
(13) بحارالانوار، ج43، ص56.
(14) بحارالانوار، ج43، ص11.


منبع: فصلنامه هنر دینی، شماره اعتراض تا پايان عمر
نويسنده: محمد محمدي اشتهاردي
منبع:سایت اندیشه قم
گرچه به دفاعيات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ترتيب اثر ندادند، ولي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هرگز تسليم باطل نشد، و تا آخر عمر، روي خوش به آنان كه در حقش ظلم كردند، نشان نداد، اكنون به داستان زير توجه كنيد: در آن هنگام كه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در بستر شهادت قرار گرفت روزي ابوبكر و عمر با حضرت علي (سلام الله علیه) ملاقات كرده و گفتند: از فاطمه (سلام الله علیها) خواهش كن تا به ما اجازه بدهد، به حضورش برسيم ، ميداني كه بين ما و او، امور ناگواري رخ داده است بلكه به حضورش برسيم و معذرت بخواهيم و از گناه ما بگذرد، آنها تا در خانه آمدند، حضرت علي (سلام الله علیه) وارد خانه شدند و به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گفتند : فلان و فلان به در خانه آمدند و مي خواهند به شما سلام كند، نظر شما چيست ؟ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: خانه ، خانه شماست و من همسرشما هستم ، آنچه را مي خواهيد انجام دهید . حضرت علي (سلام الله علیه) فرمودند: روپوش خود را محكم ببندید .
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) روپوش را محكم بستند و روي خود را به طرف ديوار گردانيدند آن ها تا كنار بستر حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند و سلام كردند و گفتند: از ما راضي باش ‍ خدا از تو راضي باشد. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: براي چه به اينجا آمده ايد؟گفتند: ما به شما جسارت كرديم ، اميدواريم ما را ببخشي و دلت نسبت به ما صاف گردد. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در همين جا آنها را به محاكمه كشيدند، و به آنها فرمودند: اگر شما در اين كارتان صداقت داريد، سؤالي از شما دارم ، پاسخش را بدهيد، با توجه به اين كه مي دانم كه شما به پاسخ اين سؤال آگاه هستيد اگر تصديق كرديد، مي فهمم كه شما در عذرخواهي خود صداقت داريد گفتند: بپرس !
فرمودن: شما را به خدا، آيا شنيده ايد كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فاطمه (سلام الله علیها) پاره تن من است كسي كه او را برنجاند مرا رنجانده است ؟ گفتند: آري شنيده ايم . حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در اين حال دستهايشان را به طرف آسمان بلند كردند و گفتند : خدايا!اين دو نفر مرا آزردند، و من شكايتم در مورد آنها را به درگاه تو و رسول خدا مي آورم ، نه به خدا قسم هرگز از شما راضي نمي شوم تا با پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ملاقات نمايم ، تا به آنچه كه به ما كرديد، به او خبر دهم ، و ایشان درباره ما قضاوت كنند. ابوبكر به گريه و ناله افتاد و مي گفت : واي بر من ، و بي تابي سختي كرد، ولي عمر با نهایت گستاخی به او گفت : اي خليفه رسول خدا!! از گفته يك زن ، اين گونه بي تابي مي كني !. آنها از طلب رضايت ازحضرت فاطمه (سلام الله علیها) نااميد شدند و رفتند. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:167.txt">پاورقی 1 الی 250</a><a class="text" href="w:text:168.txt">پاورقی 251 الی 500</a><a class="text" href="w:text:169.txt">پاورقی 501 الی 694</a></body></html>انفاق در سيره حضرت زهرا
نويسنده:مهدی رضوانی پور
منبع: روزنامه کیهان
يكي از معارف حيات بخش قرآن، مسئله انفاق است كه از يك سو راهكاري براي برطرف كردن فاصله طبقاتي و از بين بردن فقر از جامعه مي باشد و از سوي ديگر دستورالعملي براي خودسازي و تزكيه نفس در راه تكامل روح آدمي. در نوشتار حاضر، موضوع انفاق از منظر قرآن كريم و در آيينه زندگاني سرور زنان عالم، فاطمه زهرا(س) بررسي مي شود كه خود فرمود: «از دنياي شما سه چيز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن؛ 2-نگاه به چهره رسول خدا(ص)؛ 3-انفاق در راه خدا.»(1)

انفاق و فاصله طبقاتي
از مهم ترين و بزرگترين معضلات اجتماعي كه همواره دامنگير انسان بوده و امروزه با وجود پيشرفت هاي علمي و صنعتي، آدميان را بيشتر گرفتار خويش ساخته، مشكل فاصله طبقاتي و شكاف زياد بين فقير و غني است و بديهي است جامعه اي كه در آن، بخش عظيمي از ثروت در دست عده قليلي باشد و اكثريت از تهيه لوازم اوليه و ضروري زندگي ناتوان باشند، قابل دوام نخواهد بود و هرگز روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد.با دقت در آيات قرآن معلوم مي شود كه يكي از اهداف اسلام، از بين بردن اختلافات غيرعادلانه اي است كه در ميان طبقه غني و ضعيف وجود دارد و بدين منظور برنامه وسيعي را درنظر گرفته كه شامل: تحريم رباخواري، وجوب پرداخت ماليات هاي اسلامي همچون زكات و خمس، تشويق به وقف و قرض الحسنه، و نيز ترغيب به انفاق و صدقات و مانند آن است و چنانچه اين برنامه وسيع، به طور كامل و صحيح به مرحله اجرا درآيد، فقر و مسكنت از جامعه رخت برمي بندد.
در اين ميان، انفاق از جمله راهكارهايي است كه علاوه بر تأمين هدف فوق، مي تواند در پرورش روح اخوت و برادري، ملكه سخاوت و بخشندگي، روح بي نيازي از ما سوي الله، و همچنين تزكيه و تطهير نفوس نقش داشته باشد؛ چرا كه با هزينه كردن مال در راه خدا بسياري از رذايل اخلاقي همچون دنياپرستي، بخل، خود