سند به نقل از عطيه عوفى مى گويد: «انه سمع ابوبكر رحمه الله يومئذ يقول لفاطمه- سلام الله عليها- يا ابنه رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم- لقد كان- صلى الله عليه و آله و سلم- بالمومنين روفا رحيما و على الكافرين عذابا اليما و اذا عزوناه كان اباك دون النسا و اخا ابن عمك دون الرجال آثره على كل حميم و ساعده على الامر العظيم لا يحبكم الا العظيم السعاده و لايبغضكم الا الردى الولاده و انتم عتره الله الطيبون و خيره الله المنتخبون على الاخره ادلتنا و باب الجنه لسالكنا. و اما منعك ما سالت فلا ذلك لى و اما فدك و ما جعل لك ابوك فان منعتك فانا ظالم و اما الميراث فقد تعلمين انه- صلى الله عليه (و آله) و سلم- قال: لانورث ما ابقينا صدقته. قالت ان الله يقول عن النبى من انبيائه «يرثنى و يرث من آل يعقوب [ سوره مريم، آيه 6.] و قال: «و ورث سليمان داود» [ سوره ى نمل، آيه 16.] فهذان نبيان و قد علمت ان النبوه لا تورث و انما يورث ما دونها فمالى امنع ارث ابى ء انزل الله فى الكتاب الا فاطمه- سلام الله عليها- بنت محمد- صلى الله عليه و آله و سلم- فتدلنى عليه فاقنع به؟ فقال: يا بنت رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- انت عين الحجه و منطق الرساله لا يدلى بجوابك و لا ادفعك عن صوابك و لكن هذه ابوالحسن (على- عليه السلام-) بينى و بينك هو الذى اخبرنى بما تفقدت و انبانى بما اخذت و تركت قالت: فان يكن ذالك كذالك فصرا لمن الحق و الحمدلله اله الخلق» [ بلاغات النساء، صفحات 26 و 32 و اعلام النساء، ج 4، باب فضائل الزهراء- سلام الله عليها-.] :

زينب بنت حسين (على) گفته است: وقتى كه فاطمه- سلام الله عليها- با خبر شد كه ابوبكر فدك را از او گرفته و نماينده وى را از سرزمين فدك بيرون كرده است، مقنعه بر سر نموده و خود را با چادر پوشانيده و از منزل خارج شد، در حالى كه اطراف او گروهى از زنان و عده اى از بستگانش گرفته بودند (به طورى كه نوشته اند) چنان قدم برمى داشت كه گويى رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- راه مى رود. وقتى كه وارد مسجد شد به ابوبكر كه در ميان مهاجرين و انصار بود برخورد. آه طولانى كشيد كه مردم بى اختيار متأثر شده و گريستند. فاطمه- سلام الله عليها- كه چنين ديد، اندكى سكوت فرمود تا مردم آرام گرفتند. به احترام وى پرده اى كشيدند و دختر گرامى پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- پشت آن قرار گرفته فرمود:

حمد و ستايش خداى را بر نعمتهايى كه ارزانى داشت، شكر و سپاس به درگاهش كه انديشه ى نيكويى در دل نگاشت و حمد و ثنا بر مواهب فراوان و عطاياى بيشمارى كه بدون درخواست (بندگان) بخشش نمود، و بر نعمتهاى كاملى كه به همگان عنايت كرده و پى در پى بر ما ارزانى فرمود، چنان نعمتهايى كه شمار آنها از عهده ى شمارش بيرون است، و از كثرت و فزونى جبران ناپذير و پايانش از ادراك بشر فراتر، و بندگان را براى فزونى پى در پى نعمتها به سپاسگزارى دعوت فرمود و باب حمد را به روى آنان گشود تا نعمتهاى خود را بر آنها بزرگ و فراوان گرداند. و شهادت مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا و يگانه نيست، و شهادت به وحدانيت خدا كلمه ى طيبه اى است كه خداوند اخلاص را حقيقت آن قرار داده است، خدايى كه او را با ديدگان نتوان ديد و زبانها از توصيف او عاجز و اوهام و گمانها از ادراك و چگونگى او درمانده اند. همه چيز را از هيچ پديد آورد و بى نمونه انشاء كرد. نه به آفرينش آنها نيازى داشت و نه از آن خلقت سودى برداشت، جز آن كه خواست قدرتش را آشكار سازد و آفريدگان را بنده وار بنوازد و بانك دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبردارى نهاد و نافرمانان را به كيفر بيم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند و به بهشت كشاند و سوق دهد.

شهادت مى دهم كه پدرم محمد- صلى الله عليه و آله و سلم- بنده و رسول اوست و خداوند او را پيش از آن كه به پيامبرى مبعوث كند، برگزيد. و پيش از آن كه او را بيافريند نامش را ياد كرد و پيش از بعثت انتخابش نمود و اين در وقتى بود كه تمام خلايق در نهانخانه ى غيب بوده و از ديدگان پنهان بودند و در پس پرده ى بيم نگران و در پهنه ى بيانان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ به پايان همه ى كارها دانا و بر دگرگونيهاى روزگار محيط و بينا و به سرنوشت هر چيز آشنا و واقف بود. او (پيامبر) را خداوند براى اتمام امر خود برانگيخت تا آنچه را كه مقدر ساخته به انجام رساند. رسول خدا ديد كه هر گروه از مردم و امت به دينى گرويده اند و بر گرد آتش و شعله ى كفر و نفاق در اعتكاف بودند و هر دسته اى به بتى نماز برده و همگان ياد خدا را كه يك امر فطرى است و مى شناسند از خاطر برده اند.

پس خداى تعالى و بزرگ، تاريكيها (جهل و كفر) را به نور محمد- صلى الله عليه و آله- روشن ساخت و مشكلات و مبهمات آنها را در امور دين و دنيا كه در دل داشتند برطرف نمود و پرده هايى كه بر ديده ها افتاده بود به يك سو انداخت و از جلو چشم آنها پندارها و شبهات را به كنار زد. او در ميان مردم براى هدايت و راهنمايى بپا خاست و آنها را از گمراهى و سرگردانى رهايى بخشيد و به دين مبين اسلام دعوتشان فرموده، رهبرى نمود. پس خداوند او را از روى رافت و مهربانى و اختيار و رغبت، از اين جهان برد و محمد- صلى الله عليه و آله و سلم- از رنج و تعب و سختيهاى دنيا راحت و آسوده شد و اكنون در ملكوت اعلى فرشتگان نيكو و رضوان پرور غفار او را احاطه كرده و در جوار خداوند جبار آرميده است. درود خدا بر محمد- صلى الله عليه و آله و سلم- پيامبر و امين وحى كه برگزيده و بهترين خلق و پسنديده ى خدا بوده و سلام و رحمت و بركات خداوند بر او باد.

آن گاه فاطمه- سلام الله عليها- روى مبارك را به اهل مسجد نموده و آنها را مخاطب قرار داده فرمود: اى بندگان خدا! شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد. شما امانتداران خداوند بر خويشتن بوده و مامور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد، زمامدار حقيقى «خدا» در ميان شما است. با شما عهد و پيمانى پيش از اين بسته شده و باقيمانده ى نبوت است كه براى رهبرى شما گمارده شده است. و آن كتاب ناطق خدا و قرآن صادق است كه نور فروزان است و شعاع درخشان و بصائر آن آشكار و آنچه در باطن دارد (متشابهات براى راسخون در علم) منكشف است و ظواهر آن جلوه گر و هويدا و تابعينش مورد رشك و غبطه ى ديگرانند، پيروى از آن شخص را به سوى بهشت رضوان مى كشاند، و استماعش (براى انجام فرمان خدا) موجب نجات گردد و حجتهاى روشن خدا به وسيله ى آن، به دست او واجبات تفسير شده و محرمات تحذير گشته و دلائل روشن و براهين كافى و فضائل مندوبه (مستحبات) و رخصتهاى موهوبه (مباهات) و قوانين مكتوبه به كمك آن حاصل گردد.

پس خداى تبارك و تعالى ايمان را وسيله ى تطهير شما از شرك قرار داده، و نماز را براى تنزيه و پاكى تان از كبر و خودبينى، و زكات را براى تهذيب نفس و موجب توسعه و بركت رزق تشريع فرموده، و روزه را براى تثبيت اخلاص بندگان، و حج را جهت محكم كردن پايه ى دين، و عدل را براى تنظيم امور و نزديكى دلها، و اطاعت 